آشنایی با زنان قرآنی صفحه 190

صفحه 190

خواب دیدم که تو را ذبح می کنم، نظر تو چیست؟ گفت: پدرم! هر چه دستور داری اجرا کن، به خواست خدا مرا از صابران خواهی یافت.

امتحان پشت امتحان، ابراهیم در تمام مدت عمرش، آرزوی داشتن فرزند داشت، اما پس از آنکه صاحب فرزندی شد، به امر خدا مجبور شد که همسر و فرزندش را در سرزمین حجاز رها کند و اکنون به ابراهیم (ع) امر شده که فرزند عزیزتر از جانش را در راه خدا قربانی کند، مصیبتی که اگر بر کوه فرود آید، آن را متلاشی می‌کند. همه اینها برای آن بود که مقام ابراهیم در پیشگاه خداوند بالاتر رود و میزان یقین و ایمان او به وسیله این امتحانات سنجیده شود. ابراهیم بار دیگر امر خدا را اطاعت کرد به‌سرعت نزد فرزندش آمد و از آنچه در خواب دیده بود، او را آگاه کرد: یا بُنَیَّ إِنِّی أَری فِی الْمَنامِ أَنِّی أَذْبَحُکَ فَانْظُرْ ما ذا تَری.

اسماعیل هم با اطمینان گفت: یا أَبَتِ افْعَلْ ما تُؤْمَرُ سَتَجِدُنِی إِنْ شاءَ اللَّهُ مِنَ الصَّابِرِینَ.

اسماعیل ایمان و یقینی راسخ داشت، او برای اینکه کار را بر پدرش آسان کند، گفت: «ای پدر! دست‌ها و پاهایم را محکم ببند، تا زیاد دست و پا نزنم، لباس‌هایم را دربیاور تا خونم به روی آنها نپاشد، تا اجرم زایل نگردد و چون مادرم لباسم را ببیند، بی‌تاب نگردد، کاردت را تیز کن و به سرعت بر گلویم بکش تا مرگ را راحت‌تر

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه