آشنایی با زنان قرآنی صفحه 192

صفحه 192

خدا خواست تا بر ضعف او رحمت آورده، دعای او را مستجاب کند و غم او را از بین ببرد و اگر قرار است ابراهیم فرزندش را قربانی کند، کمک کند تا این کار زودتر انجام گیرد.

فَلَمَّا اسْلَما وَ تَلَّهُ لِلْجَبِینِ* وَ نادَیْناهُ انْ یا إِبْراهِیمُ* قَدْ صَدَّقْتَ الرُّؤْیا إِنَّا کَذلِکَ نَجْزِی الْمُحْسِنِینَ* إِنَّ هذا لَهُوَ الْبَلاءُ الْمُبِینُ* وَ فَدَیْناهُ بِذِبْحٍ عَظِیمٍ (صافات: 103- 107)

هنگامی که هر دو تسلیم شدند و ابراهیم جبین او را بر خاک نهاد. او را ندا دادیم که: ای ابراهیم! آن رؤیا را تحقق بخشیدی [و به مأموریت خود عمل کردی] ما این‌گونه نیکوکاران را جزا می‌دهیم. این مسلماً همان امتحان آشکار است. ما ذبح عظیمی را فدای او کردیم.

و این‌گونه او را به نجات فرزندش بشارت و به او جزای خیر داد. جزای ابراهیم (ع)، گوسفندی بود که برای قربانی به او داده شد. بر همین مبنا، مسلمانان همه ساله در ایام حج و روز عید قربان، به یاد اسماعیل و ابراهیم گوسفند قربانی می‌کنند.

ابراهیم با خوشحالی به سوی هاجر بازگشت و او را بشارت داد که خداوند دوباره اسماعیل را به آنها داده است و خود نیز، فدیه زنده بودن او را پرداخت. هاجر که به رحمت خداوند بسیار امیدوار بود، خدا را شکر کرد و فرزندش اسماعیل را در آغوش گرفت.

پس از این جریان، طولی نکشید که هاجر وفات یافت و در محل

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه