آشنایی با زنان قرآنی صفحه 83

صفحه 83

از جایش برخاست و درها را بست و به یوسف گفت: «اکنون من تسلیم توام، هر کاری که بخواهی می‌توانی انجام دهی».

ولی یوسف (ع) که جوانی برومند و نیکو خصال بود و خداوند به او علم و حکمت داده و او را برای رسالت برگزیده بود، قلب و اندیشه خود را متوجه خدا کرد و به او پناه برد و جواب داد: «پناه می‌برم به خدا از آنچه تو می‌خواهی. حاشا که من به عزیز، که پرورنده من بوده، خیانت کنم و نسبت به خدایی که مرا گرامی داشته، نافرمانی روا دارم. من ناسپاس نیستم و این کار تو در اصل کار خوب و پسندیده‌ای نیست. بانو! اگر من و تو درها را ببندیم تا کسی ما را نبیند، یقین داشته باش که خداوند می‌بیند و این خیانت را درمی‌یابد، هر چند که از چشم‌ها پنهان باشد. خداوند کسانی را که معصیت می‌کنند، دوست ندارد و آنها را عذاب می‌دهد.

قالَ مَعاذَ اللهِ إنَّه رَبِّی أحسَنَ مَثوایَ إنَّهُ لا یُفلِحُ الظّالِمُونَ (یوسف: 23)

[یوسف] گفت: پناه بر خدا! او پروردگار من است. جایگاه مرا نیکو داشته است، قطعاً ستمکاران رستگار نمی‌شوند.

همسر عزیز، که زن سخت‌گیر و زیبایی بود، عاشق یکی از خدمت‌کارانش شده بود، حال آنکه این خدمت‌کار، دست رد به سینه او زده بود. زلیخا، هرگز انتظار چنین برخوردی را نداشت؛ زنی که همواره هر چه خواسته بود، برایش فراهم شده بود، مسلماً تحمل این

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه