زن و اسوه های آسمانی صفحه 103

صفحه 103

مردم این شهر داد، زینب بود. آن حضرت پس از حمد خدا چنین گفت: «یا اهل الکوفه! یا اهل الختر و الخذل! الا فلا رقأت العبره و لا هدأت الّرنه، انّما مثلکم کمثل التی نقضت غزلها من بعد قوهٍ انکاثاً...»(1).

مردم کوفه! ای مردم مکار و فریبکار، مردم خوار و بی مقدار، گریه کنید که همیشه دیده هایتان گریان و سینه هایتان بریان باد. چون زنی هستید که رشته های بافته خود را از هم جدا سازد، پیمان هایتان دروغ و چراغ ایمانتان بی فروغ است؛ مردمی هستید لاف زن و بلند پرواز، خود نما و نیزنگ ساز، دوست کش و دشمن نواز. و چون سبزه های روئیده در لجنزارید، ظاهری سبز و رنگین و باطنی گندیده دارید و نیز مانند سنگ ها مزین قبرهایید که ظاهری آراسته به زر و سیم و باطنی متعفّن دارند.

آگاه باشید که چه کار زشتی کردید! خشم خدا را خریدید و در آتش خدا جاوید و ماندگارید.

می گریید؟! بگریید که سزاوار گریه اید، نه در خور شادمان زیستن. داغ ننگی بر خود نهادید که روزگاران بر آید و آن ننگ نزداید!

این ننگ را چگونه می شویید؟ و پاسخ کشتن فرزند رسول خدا را چه می گویید؟ مگر ننگ کشتن فرزند و نواده رسول خدا را می توانید از نامه عمل خود پاک کنید؟ هرگز! شما فرزند نبوت و معدن رسالت و سید جوانان بهشت را کشتید، آنکه چراغ راه شما مردم زشت کردار بود و در سختی ها و مشکلات یارتان بود و در بلاها پناهگاه و غمخوارتان.

وای بر شما، نابود شوید ای مردم غدّار!

همانا باد در دست دارید و در معامله ای که کردید، بسیار زیانکارید و به خشم خدا گرفتارید و خواری و ذلت بر شماباد.


1- 1. اعلام النساء المؤمنات، محمد الحسون، ص 388؛ بلاغات النساء، ابن طیفور، ص 23.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه