زن و اسوه های آسمانی صفحه 111

صفحه 111

اندک شماری از اصحاب پیامبر خدا در آن شهر بودند، به گوشه ای خزیده و در لاک خود فرو رفته بودند و آنان که گرد یزید بودند اسلام و پیغمبر را وسیله حکومت خود می دانستند، نه خداشناسی و قرب به او.

به هر روی، با وجود تفاوت فرهنگی کوفه و شام، هر دو مجلس کوفه و شام یکسان بود. در کوفه پسر زیاد شادمان و مسرور بود که مأموریت خود را انجام داده و در شام یزید بر خود می بالید که انتقام خون ریخته شده پدرانش در جنگ بدر را گرفته است.

البته اگر کار آنگونه که یزید می خواست به پیش می رفت، برنده این نبرد یزید بود؛ ولی اسوه جمال و جلال خداوند، زینب کبری نگذاشت یزید شهد این پیروزی را بچشد و آنچه را مایه شیرینی کام خود می دانست، در کامش تلخ تر از شرنگ(1) ساخت.

آن حضرت در سخنانی کوتاه و افشاگر به مجلسیان یزید فهماند که چه کسی بر آنان حکومت می کند و به نام که حکومت می کند و این اسراء که زنجیر به گردن نهاده و پیش تخت او ایستاده اند چه کسانی هستند؟ اینان ذریه و عترت رسول خدا هستند که مهرورزی به آنان اجر رسالت است، ولی امروز در پایتخت جهان اسلام اسیر و در بندند.

زینب، چون پدر بزرگوارش سخنان احیاگر و افشاگر خویش را با حمد و ستایش خداوند و درود و سلام بر رسول خدا آغاز کرد. آنگاه با قرائت این آیه «ثُمَّ کانَ عاقِبَهَ الَّذینَ اَساؤُا السُّؤی اَنْ کَذَّبُوا بِایاتِ اللّهِ وَ کانُوا بِها یَستَهزِؤُن(2)؛ پس پایان کسانی که بدی کردند بدتر بود، چه آنان آیت ها و نشانه های خدا را دروغ خواندند و آنان را مسخره پنداشتند» پاسخ یزید را گفت.


1- 1. اعلام النساء، عمر رضا کحاله، ج 2، ص 95؛ زندگانی فاطمه زهرا، شهیدی، ص 256.
2- 2. روم / 10.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه