زن و اسوه های آسمانی صفحه 177

صفحه 177

و نیز آن حضرت از فشار قبر و سختی آن گفتند. فاطمه گفت: «وا ضعفاه» رسول خدا فرمود از خداوند می خواهم که آن سختی ها را از تو بر دارد.

آن بانو به پیامبر گفت: «می خواهم کنیز خود را آزاد کنم». پیامبر خدا به او گفت: «اگر چنین کنی، خداوند در مقابل هر عضوی از آن، عضوی از پیکر تو را از آتش نجات می دهد». چون بیمار شد به رسول خدا وصیت کرد که کنیز او را آزاد کند، ولی چون قدرت بر تکلم نداشت با اشاره به پیامبر خدا گفت. رسول خدا پذیرفت و کنیز را آزاد کرد(1).

وفات فاطمه

پس از چند روز بیماری فاطمه جهان را بدرود گفت. علی علیه السلام گریان به حضور پیامبر خدا آمد و عرضه داشت: «مادرم از دنیا رفت». رسول خدا فرمود: «به خدا سوگند مادر من نیز بود». آنگاه گریست و فرمود: «وا اماه».

سپس به علی علیه السلام گفت: «یا علی! پیراهن و ردای مرا بگیر و فاطمه را در آن کفن نمایید. وقتی از مراسم کفن فارغ شدید مرا خبر کنید».

پس از آن که فاطمه را کفن کردند رسول خدا صلی الله علیه و آله را خبر کردند. آن حضرت برای اقامه نماز بر آن بانوی اسلام حاضر شد و نمازی بر پیکر آن بانو خواند که بر هیچ کس چنین نمازی نخواند. هفتاد تکبیر بر او گفت(2). چون از علت آن جویا شدند فرمود: «به تعداد صفهای فرشتگان که در نماز بر او حاضر بودند بر او تکبیر گفتم. هفتاد صف از فرشتگان در نماز بر فاطمه حاضر بودند و من به تعداد آن


1- 1. همان؛ الکافی، ج 1، ص 453، باب مولد امیرالمؤمنین.
2- 2. همان؛ المستدرک علی الصحیحین، ج 3، ص 108. «در بعضی از نقلها چهل تکبیر گفت».
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه