زن و اسوه های آسمانی صفحه 229

صفحه 229

سرنوشت او جزء داستان های ناب تاریخ و تأثیرگذار است.

در جنگ صفین حاضر عرصه جهاد و دفاع بود و با اشعار حماسی خود رزمندگان و به خصوص برادر خود را تحریک و تشویق به جنگ با معاویه می کرد. او چنین می سرود:

وانصر علیا و الحسین و رهطه واقصد لهند و ابنها بهوان

انّ الامام اخاالنبی محمدٍ علم الهدی و مناره الایمان

فقد الجیوش و سر امام لوائه قدما بأبیض صارم و سنان(1)

این بانو هم در میدان رزم شجاع بود و هم در عرصه سخنوری، بلیغ و سخنور.

پس از شهادت امیرالمؤمنین به دربار معاویه آمد تا علیه بسر بن ارطاه افشاگری کند و داد و مردم را از آن بیدادگر بستاند.

وقتی به دربار آمد و با معاویه سخن گفت او را شناخت. گفت: «تو همان نیستی که در تشویق برادرانت در جنگ صفین شعر می خواندی و آنان را تحریک می کردی؟».

سوده گفت: «دع عنک تذکار ما قدنسی، مات الرأس؛ گذشته ها را رها و فراموش کن، رأس و رهبر آن گروه رفت و پیشگامان نیز رفتند».

معاویه گفت: «جریان برادرت یک موضوع کوچکی نبود. او جزء نام آوران و سلحشوران لشکر علی علیه السلام بود و تو با اشعارت او را تحریک می کردی». سوده بار دیگر گفت: «از آن گذشته ها صرف نظر کن». معاویه گفت: «حاجتت چیست و برای چه آمدی؟» گفت: «کسی که مسؤولیت اداره جامعه ای را بر عهده می گیرد، در مقابل خدا مسؤول است و در حکومت او نباید به فردی ستم شود. و حق خدا ضایع گردد. بسر بن ارطاه که فرماندار توست به دیار ما آمده. او ستمگر است نه. حق مردم را مراعات می کند و نه حکم خدا را فرمانبر است. اگر او را عزل کنی، ما آرام خواهیم


1- 1. اعلام النساء المؤمنات، ص 451، ش 294.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه