زن و اسوه های آسمانی صفحه 230

صفحه 230

بود؛ و اگر او را عزل نکنی، ممکن است علیه تو به پا خیزیم و قیام کنیم».

معاویه که خوی درندگی در جان او بود به سوده گفت: «ما را به شورش و قیام تهدید می کنی؟ آیا می خواهی تو را با یک وضع فجیع نزد بُسر بفرستم تا او درباره تو تصمیم بگیرد».

سوده که این طغیان و ستمگری را از معاویه دید، ناگهان به گذشته و دوران حکومت علی بازگشت و موج مهر و عشق علی عدالت گستر در جان سوده طنین افکند و این شعر را خواند:

صلی الاله علی جسم تضمنّه قبر فاصبح فیه العدل مدفونا

قد حالف الحق لا یبغی به ثمنا فصار بالحق والایمان مقرونا(1)

درود خدا بر روح آن پیشوایی که چون دفن شد، عدل نیز با او مدفون گردید. سوگند یاد کرد که حق فروشی نکند و بهایی در قبال حق دریافت نکند. او دو گوهر ایمان و حق را در جان خود مزین و همتای هم ساخت. معاویه گفت: «منظورت کیست؟» سوده گفت: «علی بن ابی طالب علیه السلام». معاویه شگفت زده شد و پرسید: آخر این همه عشق و محبت به علی چرا؟ مگر از علی علیه السلام چه دیده ای که این گونه به ستایش او زبان می گشایی؟».

سوده گفت: «مشابه همین داستان که امروز مرا نزد تو آورده، زمان علی علیه السلام رخ داد. من به عنوان نماینده قوم خود برای ابلاغ شکایت از یک کارگزار علی علیه السلام به محضر آن حضرت رسیدم. چون وارد شدم، دیدم علی در حال نماز و به عبادت مشغول است. پس از انجام نماز با یک نگاه مهربانانه و عطوفانه به من فرمود: «آیا کاری داری؟» عرض کردم: «کارگزار شما در امور مالی عدالت را رعایت نکرده است و بر ما ستم روا داشته». چون این گزارش را شنید و به درستی آن آگاه شد علی بن ابیطالب علیه السلام گریست و آنگاه دست به آسمان برداشت و عرض کرد:«اللهم انّی لم


1- 1. همان، صص 453 - 452.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه