زن و اسوه های آسمانی صفحه 243

    صفحه 243

    بانو می گفت: «فانّها ما نضجت الا بالتسبیح»؛ بخور که این غذا را با تسبیح خداوند پخته ام».

    دریچه هایی از معرفت در جانش گشوده بود. حالات گوناگونی برایش رخ می داد و گاهی به تناسب آن حالات اشعار آموزنده ای می سرود گام در در محراب عبادت و نیایش خدا می نهاد و چشم جانش به محبوب می نگریست و چنین می سرود:

    حبیب لیس یعد له حبیب و ما لسواه فی قلبی نصیب

    حبیب غاب عن بصری و شخصی و لکن عن فؤادی ما یغیب(1)

    محبوب من از چشم پنهان است، چون منزه است از آنکه چشم او را ببیند ولی دیده جانم او را می نگرد و می بیند و به سویش پرواز می کند.

    گاهی نیز در زمزمه های خود حالت انس خود با خدا را می سرود و چنین می گفت:

    و لقد جعلتک فی الفؤاد محدثی و ابحت جسمی من اراد جلوسی

    فالجسم منی للجلیس مؤانس و حبیب قلبی فی الفؤاد انیسی(2)

    دلم را هم سخن با تو نمودم، و جسم من با دیگران است. جسم من همنشین ایشان است و محبوب قلب من در همان قلب همدم من است.

    گاهی نیز حالت خوف بر او چیره می شد و چنین می سرود:

    زادی قلیل ما اراه مبلغی اللزّاد ابکی ام لطول مسافتی

    اتحرقنی بالنار یا غایه المنی فاین رجایی فیک این مخافتی(3)

    توشه کم و مسافت دور، به کدام یک گریه کنم؟ برای توشه کم یا مسافت دور. ای آرزوی بی پایان من! آیا مرا به آتش قهرت می سوزانی؟ پس امید من چه می شود، چون به تو امید دارم.


    1- 1. اعلام النساء المؤمنات، ص 344، ش 233.
    2- 2. همان، ص 345.
    3- 3. در المنثور فی ربات الخدور، ص 201؛ زن در آینه جلال و جمال، صص 239 - 236.
    کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
    نرم افزار موبایل کتابخانه

    دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

    دانلود نرم افزار کتابخانه