زن و اسوه های آسمانی صفحه 268

صفحه 268

به سخن دیگر، زنان و مردان هویت، سلیقه و تمایلاتی متفاوت دارند. زیرا زنان کمتر از مردان اجتماعی شده اند و بیشتر از مردان به طبیعت نزدیک هستند(1).

جامعه شناسان بر مبنای این دیدگاه با کمی اختلاف، زن را اسیر چهار ساختار، تولید، تولید مثل، جنسیت و پرورش اجتماعی کودک می دانند و رهایی زنان را از وضع فعلی تنها در صورتی محقق می دانند که هر چهار ساختاری که زن در آنها ادغام شده دگرگون شود.

و تفاله نشخوار فیلسوفانی است که می گفتند: طبیعت آنجا که از آفریدن مرد ناتوان است زن را می آفریند زنان و بندگان از روی طبیعت محکوم به اسارت هستند و به هیچ وجه سزاوار شرکت در کارهای عمومی نیستند(2).

این پندار در عرف عامیانه و زبان شاعرانه مردم ما هم جاری و در غالب اشعار طنز گونه چنین بروز می کند:

خویش را صد قلم بزک کردن غایتش زادن است و پروردن

در طبیعت طبیعتی ثانی است کارگاه نتاج انسانی است

زن به معنا طبیعتی دگر است چون طبیعت عنود و کور و کر است

هنرش جلب مایه و زاد است شغل او امتزاج و ایجاد است

ای که اصلاح کار زن خواهی بی سبب عمر خویشتن کاهی

زن ز اول چنین که بینی بود هیچ تدبیر چاره اش ننمود

زن کتاب طبیعت ساده است زن ز دستور حکمت آزاده است(3)

به درستی ریشه این برداشت منفی عمومی چیست که ادبیات و طنز و هنر ما از آن مملو است. در انگاره این ادبیات نگاه جامعه به زن یا به عنوان معشوق و دلبر و از


1- 1. جامعه شناسی، آنتونی گیدنز، ترجمه منوچهر صبوری، ص 763.
2- 2. لذات فلسفه، ویل دورانت، ترجمه عباس رزیاب، ص 148.
3- 3. دیوان اشعار، محمد تقی بهار، ج 2، صص 937 - 936.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه