زن و اسوه های آسمانی صفحه 45

صفحه 45

ولی آسیه به سخن او توجه نکرد و بر ایمان خود اصرار ورزید. فرعون به خشم آمد. دستور داد دست و پاهای او را در زیر آفتاب گرم با میخ بر زمین کوبیدند و سنگ بزرگی روی او نهادند.

بعضی نیز گفته اند که: آسیه به خداوند یکتا و رسالت حضرت موسی علیه السلام ایمان آورد؛ ولی ایمان خود را پنهان می داشت تا آنگاه که فرعون دستور داد تنوری را مملو از آتش ساختند و زن با ایمانی که همسر مؤمن آل فرعون بود، همراه با فرزندانش در آن تنور سوزاندند(1). عجبا! فرزندان آن زن را یک یک به درون آتش انداختند تا نوبت به طفلی خردسال رسید. وقتی خواستند او را در تنور بیفکنند آن مادر به فرزندش گفت: «مادر جان صبر کن که تو بر حق و پیروزی». پس از فرزندان مادر را نیز درون تنور پر از آتش افکندند. پس از این حادثه فرعون نزد همسرش آسیه آمد و جریان را برای او تعریف کرد. آسیه به او گفت: «وای بر تو! چه جرأتی بر خدای بزرگ کردی؟!» فرعون که باور نداشت همسرش به خدای یکتا ایمان داشته باشد شگفت زده شد و با خشم به او گفت: «شاید دیوانه شده ای و همان جنونی که به سراغ آن زن آمده، به سراغ تو نیز آمده است».

آسیه گفت: «من دیوانه نیستم؛ ولی به خدای تعالی که پروردگار من و تو و جهانیان است ایمان آورده ام». فرعون مادر آسیه را خواست تا به کمک او آسیه را منصرف کند. مادر آسیه در خلوت، او را نصیحت کرد که دست از خدای موسی علیه السلام بردارد، ولی آسیه نپذیرفت. سرانجام فرعون دستور داد او را به چهار میخ کشیدند و او به شهادت رسید»(2).

باری، آسیه جلوه ایمان خود را آشکار ساخت و او بانوی نمونه شد؛ چرا که بانویی با ایمان کامل، که ظاهر و باطنش هماهنگ و قلب و زبانش هم آواز شد.


1- 1. تاریخ روضه الصفا، میر خواند، ج 1، ص 310.
2- 2. تاریخ انبیاء ،رسول محلاتی، ج 2، ص 101.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه