زن و اسوه های آسمانی صفحه 88

صفحه 88

حضرت زینب، علی علیه السلام کسی را می فرستاد تا هنگام ورود زینب چراغهای حرم را خاموش کند. نکند افراد نامحرم چهره زینب را ببینند(1).

از خاطرات به یادماندنی دوران کودکی حضرت زینب، مکالمه شگفت انگیز او با پدرش علی علیه السلام است. روزی در همان ایام کودکی، پدر با زینب چنین بنای سخن گذاشت: «زینب جانم! بگو واحد».

زینب که تربیت شده خانه وحی و سرشار از علم و معرفت بود گفت: «واحد».

دوباره پدر گفت: «عزیزم! بگو اثنین!».

زینب ساکت شد و لب از سخن فرو بست. علی علیه السلام ادامه داد: «فرزندم، چرا سخن نمی گویی؟!».

_ پدرجان! زبانی که یک گفت، چگونه دو بگوید؟

کنایه از این است که کسی که یگانه ستای شد، چگونه به دو بیندیشد؟

پدر از این جواب کودکش بیش از حد شاد و مسرور گردید و با شادمانی زینب را به سینه چسبانید و میان دو دیدگانش را بوسید. «... و قبّل بین عینیها»(2). به هر روی، پدری چون علی علیه السلام دختری تربیت کرد که با روح بلندش بر ستیغ قله فضیلت به درخشش آمد و قهرمان پیروز اسارت در نهضت عاشورا گردید.

در زمان حسنین علیهماالسلام

پس از شهادت پدر، زینب در پرتو نور دو امام همام، امام حسن مجتبی و امام حسین علیهماالسلام به حرکت بالنده خویش ادامه داد و تا سال پنجاه هجری، افتخار حضور این دو برادر را داشت. پس از شهادت امام حسن علیه السلام تا سال 61 هجری، از فیوضات رحمانی و انفاس قدسیه سالار شهیدان، دل و جان زینب طراوت دیگر یافت و بارقه خون و شهادت یاری گران دین خدا و رهبری این نهضت صفحات زرّینی در


1- 1. زینب قهرمان، ص 64.
2- 2. زینب الکبری، ص 35.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه