زن و اسوه های آسمانی صفحه 98

صفحه 98

گونه ای که نزدیک بود جان از بدنم پرواز کند. در این حال عمه ام زینب به من نگریست و مهربانانه گفت: «ای یادگار جد و پدر و برادرانم! چرا این گونه با جان خویش بازی می کنی؟ نگران مباش، به خدا سوگند خبر این مصیبت ها و مشکلات به ما رسیده و رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم با جد و پدر و عموی تو پیمان را برقرار ساخته است. عزیز برادر! این پیکرهای خونین روی زمین نخواهد ماند. خداوند مردمی را که نزد فرشتگان مقرّبند خواهد فرستاد که این پیکرهای پاک را دفن کنند و بر قبر پدر بزرگوارت و سایر شهیدان نشانه هایی قرار خواهد گرفت که هرگز گذشت زمان آن را محو و نابود نخواهد کرد»(1).

و نیز در مجلس عبیدالله بن زیاد، چون آن ستمگر بر امام زین العابدین علیه السلام خشمناک شد و دستور داد آن حضرت را به قتل رسانند، زینب قهرمانانه امام را در آغوش گرفت و با خشم فریاد زد: «حسبک من دمائنا... واللّه لا افارقه فان قتلته فاقتلنی معه»(2)؛ پسر زیاد، خونریزی و خون آشامی بس است، هنوز از آشامیدن خون آل رسول سیراب نشده ای؟! دست از کشتن خاندان ما بردار. به خدا سوگند! هرگز او را نخواهی کشت، مگر آن که مرا با آن حضرت به قتل برسانی.

به هر روی، زینب در این زمان به پاس نیابت خاصه دارای قدرتی چون امام بود و با اعتماد و توکل به خدا و ایمان به هدف مقدس خویش نهضت را رهبری می کرد. زنجیر اسارت دشمن را شکست و دشمن را با آن به زنجیر کشید.

اسارت را به انقلابی بزرگ که سرانجام ریشه شجره ملعونه بنی امیه را برکند، تبدیل نمود. تبلیغات مسموم و ظالمانه دهها ساله دشمن علیه علی و آل او را از میان برد و نور شکوه و جلال آسمانی آل رسول را بر شب ستم بنی امیه افشاند. خرافات و انحرافاتی که کاخ سبز دمشق به اسلام بسته بود زدود و یتیمان و کودکان را


1- 1. بحارالانوار، ج 45، ص 180؛ ریاحین الشریعه، ج 3، ص 126.
2- 2. همان.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه