ام المومنین حضرت خدیجه سلام الله علیها صفحه 50

صفحه 50

طولی نکشید که پاره ی تن رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم در حالی که کتاب خدای متعال را تلاوت می کرد، روح پاکش به سوی پروردگارش پرواز کرد که ملائکه ی مقرب و انبیاء عظام و در رأس آن پدرش سرور کائنات از او استقبال کردند و

روح عظیمش به جنان جاویدان رهسپار شد. آسمان در گذشته و آینده به مکانی سایه نیانداخته که مانند او در قداست و پاکی و ایمان باشد.

امام امیرالمؤمنین علیه السلام به تجهیز پیکر پاکش پرداخت و بعد از فراغ، او را دفن نمود و کسی را خبر نکرد و در حالی که قبرش را با اشک چشمش تر کرده بود، در کنار قبر ایستاد و با اندوه و حزن گفت: سلام بر تو ای رسول خدا! از من و از دخترت که بر تو و در جوارت نازل شده و فورا به تو ملحق گردیده است. ای پیامبر خدا! صلی الله علیه و آله وسلم صبر و بردباری من با از دست دادن فاطمه سلام الله علیها کم شده و توان خویشتن داری ندارم اما برای من که سختی جدایی تو را دیده و سنگینی مصیبت تو را کشیدم، شکیبایی ممکن است. این من بودم که با دست خود تو را در میان قبر نهادم و هنگام رحلت جان گرامی تو میان سینه و گردنم پرواز کرد. «پس همه ما از خدائیم و به سوی خدا بازمی گردیم». پس امانتی که به من سپرده بودی، برگردانده شد و به صاحبش رسید. از این پس اندوه من جاودانه و شب هایم شب زنده داری است تا آن روز که خدا خانه ی تو را برای من برگزیند.

به زودی دخترت تو را آگاه خواهد ساخت که امت تو چگونه در ستمکاری بر او اجماع کردند. از فاطمه بپرس و احوال اندوهناک ما را از او خبر گیر که هنوز روزگاری سپری نشده و یاد تو سپری نشده و یاد تو فراموش نگشته است. سلام من به هر دو نفر شما، سلام وداع کننده ای که از

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه