زن در تفسیر نمونه صفحه 524

صفحه 524

روشن است آنها که این سخن را می گفتند، زنان اشرافی مصر بودند که اخبار قصرهای پر از فساد فرعونیان ومستکبران برایشان جالب بود وهمواره در جست وجوی آن بودند.

این دسته از زنان اشرافی که در هوسرانی چیزی از همسر عزیز کم نداشتند، چون دستشان به یوسف نرسیده بود، به اصطلاح جانماز آب می کشیدند وهمسر عزیز را به خاطر این عشق، در گمراهی آشکار می دیدند.

حتّی برخی از مفسّران احتمال داده اند که انتشار این راز به وسیله این گروه از زنان مصر، نقشه ای بود برای تحریک همسر عزیز تا برای تبرئه خود، آنها را به کاخ دعوت کند ویوسف را در آنجا ببینند؛ شاید آنها فکر می کردند اگر به حضور یوسف برسند چه بسا بتوانند نظر او را به سوی خود جلب کنند که هم از همسر عزیز شاید زیباتر بودند، هم جمالشان برای یوسف تازگی داشت وهم آن نظر احترام آمیز یوسف به همسر عزیز که نظر فرزند به مادر، یا مربّی، یا صاحب نعمت بود در مورد آنها موضوع نداشت،به این دلیل احتمال نفوذشان دراوبسیاربیشترازاحتمال نفوذهمسرعزیزبود.

«شَغَف» از مادّه «شغاف» به معنی گره بالای قلب یا پوسته نازک قلب است که به منزله غلافی تمام آن را در بر گرفته. «شَغَفَهَا حُبًّا» یعنی چنان به او علاقه مند شده که محبّت وی به درون قلبش نفوذ کرده واعماق آن را در بر گرفته است. واین اشاره به عشق شدید است.

آلوسی در تفسیر روح المعانی از کتاب اسرارالبلاغه برای عشق وعلاقه مراتبی ذکر کرده که به بخشی از آن در اینجا اشاره می شود.

نخستین مراتب محبّت همان «هوی» (به معنی تمایل) است، آن گاه «علاقه» یعنی محبّتی که ملازم قلب است.

بعد از آن، «کلف» به معنی شدّت محبّت وپس از آن «عشق» وسپس «شعف» (با عین) یعنی حالتی که قلب در آتش عشق می سوزد واز این سوزش، احساس لذّت می کند، بعد از آن «لوعه» وبعد از آن «شغف» یعنی مرحله ای که عشق به تمام زوایای دل نفوذ می کند وسپس «تدله» وآن مرحله ای است که عشق، عقل انسان را می رباید وآخرین مرحله «هیوم» است وآن مرحله بی قراری مطلق است که شخص عاشق را بی اختیار به هر سو می کشاند.(1)


1- تفسیر روح المعانی، ج 12، ص 203.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه