زن در تفسیر نمونه صفحه 600

صفحه 600

اسید بن خضیر که پسر عموی سعد بن معاذ بود رو به سعد بن عباده کرده، گفت: تو دروغ می گویی به خدا قسم ما چنین کسی را می کشیم، تو منافقی، واز منافقان دفاع می کنی.

در این هنگام چیزی نمانده بود که قبیله اوس وخزرج به جان هم بیفتند وجنگ شروع شود، در حالی که پیامبر صلی الله علیه و آله بر منبر ایستاده بود. حضرت بالاخره آنها را خاموش وساکت کرد.

این وضع همچنان ادامه داشت. غم واندوه شدید وجود مرا فرا گرفته بود. یک ماه بود که پیامبر هرگز در کنار من نمی نشست.

من خود می دانستم که از این تهمت پاکم وبالاخره خداوند مطلب را روشن خواهد کرد.

سرانجام روزی پیامبر صلی الله علیه و آله نزد من آمد در حالی که خندان بود، ونخستین سخنش این بود: بشارت باد بر تو که خداوند تو را از این اتّهام مبرّا ساخت. این هنگامی بود که آیات «إِنَّ الَّذِینَ جَاؤُ بِالاِْفْکِ...» تا آخر آیات نازل گردیده بود.

(وبه دنبال نزول این آیات آنها که این دروغ را پخش کرده بودند، بر همگی حدّ قذف جاری شد).(1)

شأن نزول دوم که در بعضی از کتاب ها در کنار شأن نزول اوّل ذکر شده چنین است: ماریه قبطیه یکی از همسران پیامبر صلی الله علیه و آله از سوی عایشه مورد اتّهام قرار گرفت، زیرا او فرزندی از پیامبر صلی الله علیه و آله به نام ابراهیم داشت. هنگامی که ابراهیم از دنیا رفت پیامبر صلی الله علیه و آله شدیداً غمگین شد. عایشه گفت: چرا این قدر ناراحتی؟ او در حقیقت فرزند تو نبود، فرزند جریح قبطی بود.

هنگامی که رسول صلی الله علیه و آله خدا این سخن را شنید، علی علیه السلام را مأمور کشتن جریح کرد که به خود اجازه چنین خیانتی را داده بود.

هنگامی که علی علیه السلام با شمشیر برهنه به سراغ جریح رفت واو آثار غضب را در چهره حضرت مشاهده کرد، فرار کرده از درخت نخلی بالا رفت وزمانی که احساس


1- آنچه در بالا آوردیم مضمون روایتی است که در بیشتر کتاب های تفسیر، با کمی تفاوت آمده وما آن را باکمی اختصار ذکر کردیم.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه