اسلام و کمک‌های مردمی صفحه 54

صفحه 54

پذیرایی کنم؛ من چند شتر در فلان نقطه دارم، قبول زحمت کن، بهترین آنها را بیاور (تا برای تو قربانی کنم). میهمان رفت و شتر لاغری با خود آورد؛ ابوذر به او گفت حقّ امانت را ادا نکردی! چرا چنین شتری آوردی؟

او در جواب گفت من فکر کردم روزی به شترهای دیگر نیازمند خواهی شد؛ ابوذر گفت روز نیاز من زمانی است که از این جهان چشم فرو می‌بندم (چه بهتر که برای آن روز ذخیره کنم)، خداوند می‌فرماید «لَنْ تَنَالُواْ ا لْبِرَّ حَتَّی تُنْفِقُواْ مِمَّا تُحِبُّونَ «1»». 3

«زبیده» همسر هارون الرّشید قرآنی بسیار گران قیمت داشت که آن را با زر و زیور و جواهرات تزیین کرده بود و علاقه فراوانی به آن داشت؛ یک روز هنگامی که از همان قرآن تلاوت می‌کرد به آیه «لَنْ تَنَالُواْ ا لْبِرَّ حَتَّی تُنْفِقُواْ مِمَّا تُحِبُّونَ» رسیده، با خواندن آیه در فکر فرو رفت و با خود گفت هیچ چیز مثل این قرآن نزد من محبوب نیست و باید آن را در راه خدا انفاق کنم؛ کسی را به دنبال جواهر فروشان فرستاد و تزیینات و جواهرات آن را بفروخت و بهای آن را در بیابانهای حجاز برای تهیّه آب مورد نیاز بادیه‌نشینان مصرف کرد؛ می‌گویند: امروزه هم بقایای آن چاه‌ها وجود دارد و به نام او نامیده می‌شود.

وَمَاتُنْفِقُواْ مِن شَیْ‌ءٍ فَإِنَّ اللَّهَ بِهِ عَلِیمٌ

در پایان آیه برای جلب توجّه انفاق کنندگان می‌فرماید: آنچه در راه خدا انفاق می‌کنید کم یا زیاد از اموال مورد علاقه یا غیر مورد علاقه،

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه