- درخشانترین اخلاق انسانی 1
- بخش اوّل اهمّیّت انفاق در اسلام 6
- اشاره 6
- یک مثال زیبا 8
- 2 نماز و انفاق در کنار هم 12
- 3 انفاق و عفو و فروبردن خشم، سه عامل مهمّ سعادت 15
- 4 آنها که اشک میریختند چرا که توان انفاق نداشتند! 18
- 5 پاداش بزرگ انفاق 20
- 6 پسانداز جاویدان 27
- اشاره 27
- الف- انفاق مایه فزونی است نه کمبود 29
- ب- اموال خودرا بیمه الهی کنید 33
- ج- وسعت مفهوم انفاق 34
- 7 انفاقهای شما نزد خداست! 35
- مبارزه با افکار شیطانی که مانع انفاق است 37
- 8 انفاق کنید و از فقر نترسید 37
- اشاره 37
- اشاره 41
- 9 حتّی به غیر مسلمانان انفاق کنید! 41
- اثر انفاق در زندگی انفاق کنندگان 43
- وجهاللَّه چه معنی دارد؟ 44
- 10 با انفاق، خود را از خطرات نجات دهید 45
- 11 چه کسانی از آتش دوزخ بر کنارند؟ 48
- اشاره 48
- فرهنگ انفاق در روایات اسلامی 50
- اشاره 52
- 12 راه رسیدن به مقاصد عالی 52
- نفوذ آیات قرآن در دلهای مسلمانان 53
- بخش دوم شرایط انفاق ارزشمند 57
- اشاره 57
- چگونه اموالی را باید انفاق کرد؟ 58
- 14 انفاق به صورتهای گوناگون 62
- 15 انفاق از همه چیز و به هر صورت 64
- 16 انفاق پنهانی بهتر است 66
- بخش سوم به چه کسانی انفاق کنیم و چگونه انفاق کنیم 69
- اشاره 69
- پاسخ به یک سؤال 74
- الف- بلای اسراف و تبذیر 75
- ب- فرق میان اسراف و تبذیر 77
- 18 بهترین مورد انفاق 79
- ج- آیا میانهروی در انفاق با ایثار تضاد دارد؟! 79
- بخش چهارم موانع قبول انفاق 83
- اشاره 83
- یک مثال جالب دیگر 85
- 20 موانع قبول! 88
- اشاره 92
- 21 باز هم موانع قبول انفاق 92
- شرایط قبول انفاق در روایات اسلامی 94
- بخش پنجم انفاقهای ریایی 96
- اشاره 96
- انفاقهای الهی و انفاقهای ریایی 97
- 23 باز هم انفاقهای ریایی! 101
- اشاره 101
- یک مثال زیبا 102
- دو نکته 103
- بخش ششم ده شرط لازم برای انفاق ارزشمند 105
پذیرایی کنم؛ من چند شتر در فلان نقطه دارم، قبول زحمت کن، بهترین آنها را بیاور (تا برای تو قربانی کنم). میهمان رفت و شتر لاغری با خود آورد؛ ابوذر به او گفت حقّ امانت را ادا نکردی! چرا چنین شتری آوردی؟
او در جواب گفت من فکر کردم روزی به شترهای دیگر نیازمند خواهی شد؛ ابوذر گفت روز نیاز من زمانی است که از این جهان چشم فرو میبندم (چه بهتر که برای آن روز ذخیره کنم)، خداوند میفرماید «لَنْ تَنَالُواْ ا لْبِرَّ حَتَّی تُنْفِقُواْ مِمَّا تُحِبُّونَ «1»». 3
«زبیده» همسر هارون الرّشید قرآنی بسیار گران قیمت داشت که آن را با زر و زیور و جواهرات تزیین کرده بود و علاقه فراوانی به آن داشت؛ یک روز هنگامی که از همان قرآن تلاوت میکرد به آیه «لَنْ تَنَالُواْ ا لْبِرَّ حَتَّی تُنْفِقُواْ مِمَّا تُحِبُّونَ» رسیده، با خواندن آیه در فکر فرو رفت و با خود گفت هیچ چیز مثل این قرآن نزد من محبوب نیست و باید آن را در راه خدا انفاق کنم؛ کسی را به دنبال جواهر فروشان فرستاد و تزیینات و جواهرات آن را بفروخت و بهای آن را در بیابانهای حجاز برای تهیّه آب مورد نیاز بادیهنشینان مصرف کرد؛ میگویند: امروزه هم بقایای آن چاهها وجود دارد و به نام او نامیده میشود.
وَمَاتُنْفِقُواْ مِن شَیْءٍ فَإِنَّ اللَّهَ بِهِ عَلِیمٌ
در پایان آیه برای جلب توجّه انفاق کنندگان میفرماید: آنچه در راه خدا انفاق میکنید کم یا زیاد از اموال مورد علاقه یا غیر مورد علاقه،