بلكه منظورشان در هر دو مرحله اثبات علتي است، در طول علل طبيعي، اثبات عاملي است معنوي، فوق عوامل مادي، ميخواهند بگويند، هم علل طبيعي دست اندر كارند، و هم افعال بندگان و هم خود خداي تعالي، اما به طور ترتيب، نزديكترين علت به حدوث حوادث، علل طبيعي است، و باعث به كار افتادن عـوامـل، رحمـت و غضـب الهـي است، و باعث جلب رحمت و فوران غضب الهي، اعمال نيــك و بد انسانها است نظير نامه نوشتن كه يك عمل است، هم به نــوك قلم نسبتش ميدهيـم، و هـم بـه خود قلم، و هم دست و پنجه نويسنده و هم به خود او.)(1)
(364) احكام حقوقي
مفهوم مراقبت خدا از اعمال انسانها
حال خواهي پرسيد: منظور از اين حرف چيست؟ ميگوييم همانطور كه در بحث از نبوت عامه گفتيم، خداي تعالي كه عالم كون را آفريد، و به راه انداخت، انسان را هم به سوي سعادت هستي و كمال زندگيش به راه انداخته، و معلوم است كه يكي از مراحل اين نوع در مسيرش به سوي سعادت، مرحله عمل او است: كه اگر بشر در اين مرحله دچار مانعي بشود، كه او را از سير به سوي سعادت متوقف نموده، و مشرف به هلاكت
1- الميـــــــــــــــــــــزان ج 2 ، ص 275 .
مفهوم مراقبت خدا از اعمال انسانها (365)
و نابودي سازد، خداي تعالي در مقابل آن مانع چيزي قرار ميدهد تا آن مانع را برطرف كند، و اگر آن مانع جزئي از همين انسانها است آن جزء فاسد را از بين ميبرد، نظير مزاج بدني كه همواره در جنگ با عوارض و بيمارهائي است، كه يا همه بدن و يا عضوي از آن را تهديد ميكند، اگر بتواند آن بيماري را ريشه كن ميكند، و اگر نتوانست عاجز ماند بدن و يا آن عضو را رها ميكند، تا به كلي از كار بيفتد.
و مشاهده و تجربه اين معنا را اثبات كرده، كه صانع عالم هر نوع از انواع صنع و تكوين را مجهز به اسلحه دفاع از آفات و فسادهائي كرده كه متوجه به سوي او است، و معنا ندارد كه تمامي موجودات مسلح به اين نوع اسلحه باشند، و تنها نوع و يا فرد انسان از كليت مستثنا باشد و نيز اثبات كرده كه هر موجود نوعي را به دشمني گرفتار كرده، تا دفاع از خود و دور كردن دشمن وادارش كند به اين كه قواي وجودي خود را به
(366) احكام حقوقي
كار بگيرد، و از اين راه وجودش كامل شود و به آن غايت و سعادتي كه برايش در نظر گــرفتــه شده برسد، وقتي وضع همه موجودات اينطور است چگــونــه ممكــن اســت انسان اينطور نباشد، و عالم صنع نسبت به خصوص او بياعتنائي كرده باشد.