بررسی گسترده ی فقهی کذب (موضوع، احکام و موارد استثناء) صفحه 186

صفحه 186

مسلمان نیستم رهایش می کنند، آیا می تواند برای رفع اکراه بر نشستن، دروغ بگوید؟ استفاده ی جواز دروغ از آیه ی شریفه در چنین شرایطی جای تأمّل است؛ چون اکراه بر نفس دروغ ندارد، ولی با دروغ می تواند از آن اکراه نجات پیدا کند. بنابراین آن چه فعلاً در مورد دلالت آیه ی شریفه می توانیم ملتزم شویم، این است که اگر بر نفس دروغ اکراه پیدا کند دروغ گفتن جایز است. اضطرار را هم گفتیم آیه ی شریفه شامل نمی شود، مگر با تنقیح مناط که آن هم باید به قدر متیقّن اکتفا کرد.

دلالت آیه ی شریفه بر جواز تقیه

یکی از عقاید و روش های مسلّم شیعه، مسأله ی تقیه است. عدّه ای از معاندان و جاهلان عامّه، شیعه را متّهم می کنند به این که تقیه را از خودشان درآورده اند و یک اصل قرآنی یا اسلامی نیست، در حالی که تقیه ریشه در قرآن کریم داشته و این آیه ی شریفه و آیه ی بعد که ذکر خواهیم کرد بر آن دلالت دارد. البته خود عامّه هم به نحوی قائل به جواز تقیه هستند، امّا به خاطر تهمت و تشنیع بر شیعه آن را به روش دیگری بیان می کنند.(1)


1- تقریباً مشهور اهل سنت تقیّه را پذیرفته اند و این که مسلمان می تواند برای فرار از خطر جانی یا مالی، خلاف واقع را اظهار کند، حتّی در مورد اظهار کفر که بالاترین گناه است، ولی در حدود آن با شیعه اختلاف دارند و معمولاً تقیّه را فقط در مقابل با کفّار جایز می دانند، امّا بعضی از بزرگان اهل سنت از جمله شافعی، تقیّه در مقابل مسلمین را هم جایز می داند: ü مفاتیح الغیب، ج 8، ص194: المسأله الرابعه: اعلم أن للتقیه أحکاماً کثیره و نحن نذکر بعضها. الحکم الأول: أن التقیه إنما تکون إذا کان الرجل فی قوم کفار، و یخاف منهم علی نفسه و ماله فیداریهم باللسان. الحکم الرابع: ظاهر الآیه یدل أن التقیه إنما تحل مع الکفار الغالبین إلا أن مذهب الشافعی رضی اللّه عنه أن الحاله بین المسلمین إذا شاکلت الحاله بین المسلمین و المشرکین حلت التقیه محاماه علی النفس. هم چنین در مورد آیه ی شریفه ی سوره ی نحل، عدّه ای از اهل سنت حتّی بعض بزرگان آن ها تصریح کرده اند که اظهار کفر توسط عمّار، از روی تقیّه بوده است، از جمله زمخشری در الکشاف و خطیب عبدالکریم در التفسیر القرآنی و ...: ü الکشاف عن حقائق غوامض التنزیل، ج 2، ص636: روی أنّ ناساً من أهل مکه فتنوا فارتدوا عن الإسلام بعد دخولهم فیه، و کان فیهم من أکره فأجری کلمه الکفر علی لسانه و هو معتقد للإیمان، منهم عمار، و أبواه- یاسر و سمیه- و صهیب، و بلال، و خباب و ... . فإن قلت: أی الأمرین أفضل، أفعل عمار أم فعل أبویه؟ قلت: بل فعل أبویه، لأنّ فی ترک التقیه و الصبر علی القتل إعزازاً للإسلام. ü التفسیر القرآنی للقرآن، ج 7، ص376: فی المتخلفین من صبر حتی مات تحت وطأه البلاء، مثل سمیّه أم عمار بن یاسر، و منهم من رأی أن یری المشرکین منه، أنّه قد استجاب لهم، و رجع عن الدین الذی آمن به علی ید محمد- فأعطاهم بلسانه ما لم یسمح به قلبه ... و منهم من أعطی المشرکین بقلبه ما أعطاهم بلسانه و دخل فی الکفر فی غیر تحرّج أو تأثّم، بل اطمأن إلیه، و شرح صدره له! و لا شک أن هذه حال أثارت البلبله و الاضطراب فی نفوس المسلمین، و خاصه أولئک الذین انعقدت قلوبهم علی الإیمان، و إن صرحت ألسنتهم بالشرک، تقیّه، تحت حکم القهر و الاضطرار. (احمدی)
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه