بررسی گستره ی فقهی اخذ مال خراج و زکات از سلطان جائر ، اقسام و احکام اراضی صفحه 257

صفحه 257

نقد استدلال به صحیحه ی حلبی

استدلال به این روایت ناتمام است؛ زیرا:

اولاً: مراد روایت، سواد عراق است، نه تمام عراق. و سواد به آن بخش هایی اطلاق می شده که سرسبز بوده است، چنان که از بعض کتب لغت استفاده می شود.

ثانیاً: به قرینه ی ذیل که می فرماید: «فَقُلْتُ: الشِّرَاءُ مِنَ الدَّهَاقِینِ؟ قَالَ: لَا یَصْلُحُ إِلَّا أَنْ تُشْتَرَی مِنْهُمْ عَلَی أَنْ یُصَیِّرَهَا لِلْمُسْلِمِینَ فَإِذَا شَاءَ وَلِیُّ الْأَمْرِ أَنْ یَأْخُذَهَا أَخَذَهَا ...» مراد، آن زمین هایی است که فایده و اثری داشته و خراج از آن أخذ می شده است و شامل بیابان و یا نیزارهای بی فایده ای که اگر کسی بخواهد آن را احیاء کند چه بسا زحمتش از آباد کردن بیابان بیشتر است، نمی شود.

2. موثقه ی اسحاق بن عمار:

عَلِیُّ بْنُ إِبْرَاهِیمَ فِی تَفْسِیرِهِ عَنْ أَبِیهِ عَنْ فَضَالَهَ بْنِ أَیُّوبَ عَنْ أَبَانِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ عَمَّارٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ(علیه السلام) عَنِ الْأَنْفَالِ فَقَالَ: هِیَ الْقُرَی الَّتِی قَدْ خَرِبَتْ وَ انْجَلَی أَهْلُهَا فَهِیَ لِلَّهِ وَ لِلرَّسُولِ وَ مَا کَانَ لِلْمُلُوکِ فَهُوَ لِلْإِمَامِ وَ مَا کَانَ مِنَ الْأَرْضِ الْخَرِبَهِ(1) لَمْ یُوجَفْ عَلَیْهِ بِخَیْلٍ وَ لَا رِکَابٍ وَ کُلُّ أَرْضٍ لَا رَبَّ لَهَا وَ الْمَعَادِنُ مِنْهَا وَ مَنْ مَاتَ وَ لَیْسَ لَهُ مَوْلًی فَمَالُهُ مِنَ الْأَنْفَالِ. (2)

اسحاق بن عمار می گوید: از محضر امام صادق(علیه السلام) درباره ی انفال سؤال کردم،


1- در مصدر و بحار الانوار که دو جا از تفسیر القمی نقل کرده به صورت «و ما کان من ارض الجزیه» دارد، ولی در تفسیر الصافی، البرهان فی تفسیر القرآن، تفسیر نور الثقلین و تفسیر کنز الدقائق به صورت «و ما کان من ارض خربه» از تفسیر القمی نقل کرده اند.
2- وسائل الشیعه، ج 9، کتاب الخمس، أبواب الانفال و ما یختص بالامام، باب1، ح20، ص531 و تفسیر القمی، ج1، ص254.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه