بررسی گستره ی فقهی اخذ مال خراج و زکات از سلطان جائر ، اقسام و احکام اراضی صفحه 327

صفحه 327

نیز مربوط به جواز احیاء أرض همراه با پرداخت طسق زمین _ نه طسق ارتفاع که قابل حمل بر خمس باشد _ است، لذا حمل آن بر تحلیل خمس بعیدٌ غایته.

اشکال سید خویی(قدس سره) بر دلالت روایت بر ما نحن فیه

سید خویی; فرموده است احتمال دارد مراد از مؤمن در این روایت، خصوص شیعه نباشد بلکه مطلق «من آمن بالله و برسوله و بیوم القیامه» باشد؛ خصوصاً با توجه به این که در سؤال سائل «رجل» ذکر شده که شامل شیعه و غیر شیعه می شود، پس وجهی برای حمل آن بر خصوص شیعه وجود ندارد. مضافاً به این که سائل خودش نیز از اهل جبل بوده و معلوم می شود از عامه بوده؛ چراکه اهل جبل در زمان ما سنّی بلکه ناصبی هستند؛ چه رسد به آن زمان که شیعه آن گسترش را نداشته است.

مؤید این مطلب، ذیل روایت است که می فرماید: «فَلْیُوَطِّنْ نَفْسَهُ عَلَی أَنْ تُؤْخَذَ مِنْهُ» در حالی که معلوم است حضرت قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف زمین را از شیعه پس نمی گیرند بلکه از غیر شیعه می گیرند. بنابراین معلوم می شود تحلیل اختصاص به شیعه ندارد. (1)


1- مصباح الفقاهه (المکاسب)، ج 5، ص125: الجهه الثالثه: ان الحلیه و الملکیه بالإحیاء مختصّه بالشیعه أو یشمل غیرهم من المسلمین أو لکل من أحیاها مسلما کان أو کافرا، و الکافر أیضا ذمّیا کان أو حربیّا، فظاهر بعض الاخبار و ان کان هو اختصاص ذلک بالشیعه الّا أن النبویان المتقدمان یدلان علی شمول الحکم لمطلق المسلمین و لکنها ضعیفه السند، بل یمکن أن یراد من المؤمن فی بعض الاخبار من أحیاها من المؤمنین مطلق المسلم الذی آمن باللّه و برسوله و بیوم الأخر، أی المؤمن فی القرآن. ü همان، ص127: و توهم کون موردهما هی الشیعه فلا یمکن حملهما علی غیرها توهم فاسد بداهه ان روایه الکابلی لیس فیها سؤال حتی نری أنه شیعی أم غیر شیعی و أما روایه عمر بن یزید، فالراوی فیها و ان کان شیعیا و لکن المورد هو الرجل الشامل للشیعه و أهل السنه فلا وجه لحمله علی الشیعه، بل نسخه الوسائل سئل رجل من أهل الجبل و من الواضح أن أهل الجبل سنی، بل ناصبی، فی زماننا هذا فضلا عن الزمان السابق الذی لم یکن من الشیعه اسم و لا رسم. و یؤید هذا الحمل ما فی ذیل روایه عمر بن یزید من قوله(علیه السلام) فلیوطن نفسه علی أن یؤخذ منه و من المعلوم أنه لو کان المراد منهم هی الشیعه لم یأخذ الإمام(علیه السلام) الأرض منهم، بل یبقی عندهم و یأخذ منهم الخراج و أوضح تأیید لذلک قوله(علیه السلام) فی روایه مسمع التفصیل بین الشیعه و غیرهم و جعل الشیعه فی حلّ فی الخراج و أما غیرهم فان کسبهم فی ذلک حرام فان حلیته مشروطه بإعطاء الخراج فلم یعطوها للإمام(علیه السلام) فیجی ء الإمام(علیه السلام) فیخرجهم عنها صفره أی خالیه الید أو صغره، أی صاغر ... .
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه