بررسی گستره ی فقهی اخذ مال خراج و زکات از سلطان جائر ، اقسام و احکام اراضی صفحه 398

صفحه 398

می باشد مفهوم ندارد.(1)

علّت این که این قید وارد مورد غالب می باشد به خاطر آن است که زمین هایی که عامره ی بالاصاله است معمولاً کسی ید بر آن می گذارد و از آن استفاده می کند و در نتیجه «لا ربّ لها» نیست، موات است که بدون صاحب می ماند. بدین جهت چون غالباً اراضی میته صاحب نداشته، قید در کلام ذکر شده است.

و من اضافه می کنم که نکته ی دیگری هم دارد و آن این که ارض میته چون ارزشی ندارد، بیشتر در معرض این بوده که از مباحات عامه باشد و از انفال نباشد. از این جهت روی خود ارض میته هم عنایت شده و خواسته اند توجه را جلب کنند که آن نیز از انفال است و بالخصوص ذکر کرده اند تا کسی فکر نکند که ارض میته از انفال نیست. بنابراین عموم «کُلُ أَرْضٍ لَا رَبَ لَهَا» شامل ارض عامره ی بالاصاله نیز می شود و مخرجی هم ندارد. پس ارض عامره ی بالاصاله از انفال می باشد.

2. روایات «الارض کلها لنا»

روایاتی که بیان می کند «الارض کلها لنا» دلالت می کند ارض عامره ی بالاصاله نیز از انفال می باشد. علّت این که این استدلال در ابتدا ذکر نشد به خاطر آن است که این عبارت در دو روایت وجود دارد؛ یکی در صحیحه ی مسمع بن


1- المکاسب المحرمه، ج 4، ص16: و لا یخصّص عموم ذلک بخصوص بعض الأخبار، حیث جُعل فیها من الأنفال «کلّ أرض میّته لا ربّ لها»؛ بناءً علی ثبوت المفهوم للوصف المسوق للاحتراز؛ لأنّ الظاهر ورود الوصف مورد الغالب؛ لأنّ الغالب فی الأرض التی لا مالک لها کونها مواتاً.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه