بررسی گستره ی فقهی اخذ مال خراج و زکات از سلطان جائر ، اقسام و احکام اراضی صفحه 439

صفحه 439

بنابراین تعارض بین این سه روایت با قاعده ی انقلاب نسبت(1) حلّ می شود و نتیجه قول علامه می شود که اگر صاحب قبلی به غیر إحیاء مالک شده باشد ملکیتش باقی است و با عروض موتان از ملکش خارج نمی شود، امّا اگر به إحیاء مالک زمین شده باشد با عروض موتان ملکیتش زائل می شود و به ملکیت محیی ثانی درمی آید.

نقد جمع مذکور به نحو انقلاب نسبت

اولاً: روایت ابوخالد طبق تبیینی که داشتیم از لحاظ سند ناتمام است، بنابراین حجّت نیست و نمی تواند صحیحه ی سلیمان بن خالد را تقیید کند.

ثانیاً: التزام به تقییدی که صحیحه ی معاویه بن وهب توسط صحیحه ی سلیمان بن خالد بعد از انقلاب نسبت می خورد مشکل است؛ چون منحصر در موارد نادره می شود؛ زیرا اگر عبارت «فان کانت ارض لرجل» در صحیحه ی معاویه بن وهب را مقیّد به تملّک به خصوص إحیاء کنیم، حمل بر فرد نادر کرده ایم؛ چون نوعاً تملّک زمین به اشتراء، هبه، ارث و امور ناقله ی دیگر است و تملّک به إحیاء که شخص مباشرهً إحیاء کرده باشد معمولاً کم اتفاق می افتد. لذا حمل بر آن بعید است.

ثالثاً: به نظر می آید نسبت بین روایت ابو خالد کابلی و صحیحه ی سلیمان بن خالد عموم و خصوص مطلق نیست، بلکه عموم و خصوص من وجه است؛ زیرا روایت ابو خالد کابلی از این حیث که شامل تارک زمین به نحو إعراض می شود نسبت به صحیحه ی سلیمان بن خالد اعم بوده و از طرفی صحیحه نیز از حیث مالک شدن به إحیاء و غیر إحیاء اعم می باشد، در نتیجه نسبت بین این دو روایت عموم و خصوص من وجه می باشد، بنابراین تعارض هم چنان برقرار می باشد و انقلاب نسبت رخ نمی دهد.


1- قاعده ی انقلاب نسبت را ما با تبیینی که در اصول فقه کردیم قبول داریم و عده ای دیگر هم قبول کرده اند، امّا برخی دیگر از جمله مرحوم آخوند در کفایه این قاعده را قبول ندارند.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه