بررسی گستره ی فقهی اخذ مال خراج و زکات از سلطان جائر ، اقسام و احکام اراضی صفحه 441

صفحه 441

نقد این جمع

در نقد این جمع نیز می گوییم گرچه ظهور معمول عناوین در موضوعیت است نه طریقیت، ولی عناوینی مانند عرفان، یقین، علم، قطع و نظائر آن ظهور در طریقیت داشته و معمولاً به عنوان مرآت استفاده می شود، لذا مراد از «فَإِنْ کَانَ یَعْرِفُ صَاحِبَهَا» یعنی اگر صاحب داشته باشد _ در مقابل إعراض که دیگر صاحب ندارد _ هرچند بالتفصیل شناخته شده نباشد. عبارت منقول از ابوحنیفه را هم می توانیم این طور معنا کنیم؛ چون این عناوین، عناوین مرآتی و طریقی است، هرچند بعضی کلام او را به عنوان موضوعیت معنا کرده اند.(1)

پس نتیجه این شد که صحیحه ی سلیمان بن خالد بیان می کند اگر زمینی صاحب داشته باشد؛ چه بالاحیاء آن را مالک شده باشد، چه بالاشتراء و الارث و ... إلی الابد ملک اوست و محیی دوم حق تصرّف در آن را ندارد، مگر این که یکی از مخرجین از ملکیت اتفاق بیفتد که از آن جمله است إعراض، هرچند بعضی در این که إعراض جزء مخرجین از ملکیت باشد اشکال کرده اند، ولی ظاهراً به سیره ی عقلائیه ی غیر مردوعه می توانیم بگوییم إعراض، مخرج از ملک است.

بنابراین تعارض بین صحیحه ی سلیمان بن خالد و صحیحه ی معاویه بن وهب مستقر است و هیچ وجهِ جمع عرفی ندارد، لذا تساقط می کنند و باید به عام فوق رجوع کنیم و همان طور که بیان کردیم مقتضای اوّلی «من أحیا ارضاً فهی له» این است که ملکیت محیی اوّل مادامی که مخرجی نیامده إلی الابد باقی است و فرقی


1- عبارت منقول از شافعی، ابوحنیفه و مالک ظهور در موضوعیت عرفان صاحب دارد؛ چون بعید است قول شافعی را که می گوید «لا یجوز أن یملک بالاحیاء سواء عرف إربابه أو لم یعرفوا» بر طریقیت حمل کنیم و بگوییم مراد شافعی این است که چه مالک اوّل اعراض کرده باشد و چه اعراض نکرده باشد، احیاء آن برای دیگران جایز نیست. (امیرخانی)
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه