دانستنیهای قضاوت صفحه 1700

صفحه 1700

در یکی از روزها یکی از رفقای قدیمی این مرد تاجر ، بازماندگان او را به خانه خود دعوت کرد . بعد از صرف غذا ، میزبان به ورثه آن میت گفت : آیا می دانید به چه خاطر شما را به این دعوت کرده ام ؟ جواب دادند : تو به خاطر مهربانی های پدر ما از ما پذیرائی می کنی .

میزبان دوباره پرسید ؟ آیا پدرتان در حق شما کوتاهی کرده است ؟

گفتند : نه . ما دائما ایشان را به خیر و نیکی یاد می کنیم و رحمت بر او می فرستیم .

سپس مرد میزبان شمه ای از حقوق والدین بر گردن فرزند را برای ورثه بازگو کرد . به ویژه آن که به آنان یاد آور شد . بعد از وفات پدرتان نیاز او به شما چندین برابر شده است . در ادامه بعد از بیان اهمیت حقوق پدر چنین گفت :

من پدر شما را چند روز قبل در شدیدترین عذاب ، خواب دیدم .

این عذاب وی به خاطر احداث سینما بود . او می گفت : هر وقت که فیلمی فسادانگیز در آن جا نشان می دهند و عده ای را به سوی گناه و انحراف می کشانند ، ملائکه مرا به خاطر آن عذاب می کنند . او از شما عاجزانه می خواست که این ساختمان را ویران کرده و او را از عذاب نجات دهید . بازماندگان آن تاجر بعد از شنیدن خواسته پدرشان سکوت کرده و با تعجب و ناراحتی به همدیگر نگاه کردند و مهلت خواستند تا تصمیم بگیرند .

هفته ها گذشت خبری نشد ! این مرد دوباره از آنان دعوت کرد و بعد از پذیرائی مفصلی که از آن ها به عمل آورد ، از نتیجه تصمیمشان سؤ ال کرد .

بزرگ ورثه پاسخ داد : آیا پدر ما این سینما را احداث نکرده ؟

میزبان پاسخ داد : چرا؛ ولی الآن شدیدا پشیمان است و به خاطر آن عذاب می کشد و از شما می خواهد او را از عذاب الهی نجات دهید .

بزرگ ورثه پاسخ داد : او غلط کرده و باید جزای خطای خود را خودش متحمل شود ! ! ما نمی توانیم این ساختمان را ویران کنیم . ( 279 )

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه