اقتضا ندارد که اگر خوف نبود، شکسته خواندن نماز هم جایز نباشد، پس با توجّه به این استدلال، آیه نسبت به زمانی که امنیّت وجود داشته باشد، نفیاً و اثباتاً نسبت به شکسته خواندن نماز ساکت است و ثابت کردن جواز (شکسته خواندن نماز) در حال امنیّت به وسیلۀ خبر واحد، ثابت کردن حکمی است که قرآن از آن ساکت بود و این ممتنع نیست بلکه ممتنع، آن حکمی است که به وسیلۀ خبر واحد ثابت شود و برخلاف قرآن باشد و ما چنین چیزی نمی گوییم.
و اگر سؤال شود: اگر این حکم در حال امنیّت و حال خوف ثابت است، پس فایدۀ مقیّد ساختن آن به حال خوف چیست؟
در جواب می گوییم: آیه در مورد غالب سفرهای پیامبر(صلی الله علیه و آله) نازل شده است که اکثر آنها خالی از خوف دشمن نبوده اند و خدا هم این شرط را بیان داشته به خاطر این که این حالت، بیشتر به وقوع می پیوسته است...». (1)
و نتیجۀ این جواب، نفی دلالت ادوات شرط است بر مفهوم و حصر دلالت آنها بر منطوق کلام است.
پس آیه متعرّض حالت «جهاد» است و نسبت به بقیّۀ حالات، ساکت است، لذا سنّت پیامبر(صلی الله علیه و آله) حکم نماز مسافر را در غیر جهاد، به حکم نماز مسافر در حال جهاد، ملحق ساخته است.
1- (1) - التفسیر الکبیر: 11/ 22.