از عبدالملک بن عمرو بن ابی سفیان ثقفی، از عمویش روایت شده است: عثمان در منا امامت کرد و نماز را چهار رکعت خواند. شخصی پیش عبدالرحمن بن عوف رفت و پرسید: آیا نمی توانی با برادرت صحبت کنی که نماز را چهار رکعتی خوانده است.
عبدالرحمن نماز را همراه عدّه ای دو رکعتی خواند و سپس پیش عثمان رفت و به وی گفت: آیا در همین مکان با رسول الله(صلی الله علیه و آله) نماز را دو رکعتی نخواندی؟ پاسخ داد: چرا. پرسید: آیا همراه ابوبکر، نماز را دو رکعتی نخواندی؟ پاسخ داد: چرا. پرسید: آیا با عمر، نماز را دو رکعتی نخواندی؟ پاسخ داد: چرا. پرسید: آیا در این مدّت چند سال از خلافت خود، نماز سفر را دو رکعتی نخواندی؟ پاسخ داد: چرا، امّا ای ابو محمّد! خوب گوش بده؛ من مطّلع شده ام که بعضی از حجّاج یمن و مردم جاهل، در سال گذشته گفته اند: نماز برای مقیم هم دو رکعتی است، مگر نمی بینید که خلیفه آن را دو رکعتی می خواند؟ برای همین در مکّه عیالی اختیار کردم و از ترس این که مردم به اشتباه بیفتند، تصمیم گرفتم که نماز را چهار رکعتی بخوانم.
علاوه بر این که: در مکّه همسر و اهل و خانواده ای اختیار کرده ام، در طائف نیز اموالی دارم که گاهی برای سرکشی به آن جا می روم و چند روزی در آن جا می مانم.
عبدالرحمن بن عوف گفت: اینها، عذر و بهانه ای برای چهار رکعتی خواندن نماز در سفر نمی شود.