نکاح : تقریرات درس آیت الله شبیری زنجانی جلد 4 صفحه 295

صفحه 295

سوم) روایت سماعه:

«عن زرعه(1) ، عن سماعه، قال: سألته عن رجل طلّق امرأته، فتزوّجها رجل آخر، و لم یصل الیها حتی طلّقها، تحلّ الاوّل ؟ قال: لا، حتی یذوق عسیلتها»(2)

این روایت در کتابی که به نام نوادر احمد بن محمد بن عیسی(3) چاپ شده ذکر شده، ولی به نظر ما این کتاب از حسین بن سعید، شیخِ احمد بن محمد بن عیسی است.

چهارم) روایت ابی حاتم:

«الکلینی عن عدّه من أصحابنا، عن سهل بن زیاد، عن احمد بن محمّد، عن مثنّی، عن ابی حاتم، عن ابی عبد الله - علیه السلام - قال سألته عن الرجل یطلّق امرأته الطّلاق الّذی لا تحل له حتّی تنکح زوجاً غیره، ثمّ تزوّج رجلاً (تزوّجها رجلٌ)، و لا یدخل بها (لم یدخل بها)، قال: لا، حتی یذیق عسیلتها»(4)

مراد از احمد بن محمد، احمد بن محمد بن ابی نصر و مراد از مثنّی، مثنّی بن ولید حنّاط یا مثنّی بن عبد السلام می باشد که ظاهراً هر دو ثقه هستند(5) ، ولی ما


1- (1) (توضیح بیشتر) بنا بر گفته شیخ طوسی و نجاشی، حسین بن سعید و حسن بن سعید در مشایخ مشترکند و کتابهای سی گانه حسین بن سعید مشترک بین هر دو می باشد. ولی حسین بن سعید از زرعه مستقیم نقل نمی کند، بلکه به توسط برادر خود حسن بن سعید نقل می کند. (نجاشی به نقل از برخی محدّثین فضاله را هم همانند زرعه دانسته که صحیح نیست) فهرست شیخ طوسی: 186/53، رجال نجاشی: 136/58، 850/311. به هر حال به نظر می رسد که روایت مورد بحث که با زرعه آغاز می شود از روایات اختصاصی حسن بن سعید است و او ما بین حسین بن سعید و زرعه واسطه است، بهر حال هر دو برادر از اجلاء ثقات هستند و روایت به جهت واقفی بودن زرعه موثّقه بشمار می آید.
2- (2) وسائل الشیعه، کتاب الطلاق، باب 7 از ابواب اقسام الطلاق، طبع آل البیت، ج 22، ص 130، ح 3؛ جامع الاحادیث ج 22، ح 419.
3- (3) نوادر ص 276/112.
4- (4) وسائل الشیعه، همان باب، ص 129، ح 1، به نقل از الکافی، ج 5، ص 425، ح 4.
5- (5) (توضیح بیشتر) برای اثبات وثاقت این دو از راههایی می توان استدلال کرد، راه نخست: عبارت کشی؛ در رجال کشی: 623/338 از محمد بن مسعود (عیاشی) از علی بن الحسن (بن فضال) نقل می کند: «سلاّم و المثنی بن الولید و المثنی بن عبد السلام کلّهم حناطون کوفیون لا بأس بهم»، این کلام که در مقام ارزش گذاری این افراد از جهت حدیثی صادر شده ظهور در توثیق دارد، زیرا راوی غیر ثقه را نمی توان از جهت حدیثی خالی از بأس و ایراد دانست. راه دوم: روایت احمد بن محمد بن أبی نصر از مثنی در همین روایت برای اثبات وثاقت وی کافی است حال مراد از مثنی هر که باشد، زیرا ابن ابی نصر از کسانی است که «لا یروون و لا یرسلون الاّ عن ثقه»، از سوی دیگر ابن ابی نصر از مثنی بن ولید حنّاط و مثنی بن عبد السلام هم مصرحاً روایت می کند، روایت صفوان از مثنی (بن عبد السلام) هم در برخی اسناد وارد شده (تهذیب 1208/348:5 - کافی 6/233:4) صفوان از مثنی بن ولید حنّاط هم روایت کرده است «الاختصاص: 6، الخرائج: 840)، ابن ابی عمیر هم از مثنی بن الولید الحنّاط روایت می کند (امالی الصدوق 2/55، معانی الاخبار: 1/365) راه سوم: اکثار روایت بزرگان، برای توثیق مثنی بن الولید الحنّاط می توان از اکثار روایات راویان جلیلی همچون الحسن بن علی الوشاء و علی بن الحکم و احمد بن محمد بن ابی نصر بزنطی و عبد الرحمن ابن ابی نجران و الحسن بن علی بن فضال دلیل گرفت. راه چهارم: روایت جعفر بن بشیر از مثنی بن الولید الحناط با عنایت به کلام نجاشی در ترجمه جعفر بن بشیر «روی عن الثقات و رووا عنه [: 304/119] دلیل بر وثاقت وی است (الخصال: 52/651، الاختصاص: 200، البصائر: 1/12، 26/43، 17/215، 2/283، 3/314، 9/412، 1/474) سه راه اخیر بر طبق مبنای برخی از بزرگان از جمله استاد - مدّ ظلّه - صحیح است ولی راه نخست بر طبق مبانی تمامی علماء می باید مورد پذیرش قرار گیرد.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه