نکاح : تقریرات درس آیت الله شبیری زنجانی جلد 8 صفحه 315

صفحه 315

یشعر بعدم جزمه بالتحریم و توقفه فیه و لا بأس بالوقف فی هذه المسأله لان قوله تعالی «وَ أُحِلَّ لَکُمْ ما وَراءَ ذلِکُمْ» یقتضی الاباحه. و اما التحریم فمستنده ما رواه ابو ایوب عن الصادق علیه السلام قال: سأله محمّد بن مسلم و انا جالس عن رجل نال من خالته و هو شاب ثم ارتدع الزوج ابنتها قال: لا. قال: انه لم یکن افضی الیها انما کان شیئی دون ذلک. قال: کذب.»

علامه حلی می فرماید: برای مسئله حرمت بنت العمه و الخاله در صورتی که عمه یا خاله مزنی بها باشند دلیلی نداریم. نه کتاب، نه سنت و نه حکم عقل. تنها دلیلی که می توان برای آن آورد اجماع است. عمده علمایی هم که در این مسئله قائل به حرمت نشده اند به اجماع تمسک کرده اند:

علامه حلی در بیان مدرک اعتبار اجماع می فرماید: دلیل اعتبار اجماع وجود قول معصوم علیه السلام است. یعنی اجماعی حجت است که بدانیم معصوم علیه السلام نیز در میان مجمعین وجود دارد. و به عبارت دیگر آنچه که معتبر است قول معصوم است. نه اتفاق نظر علما بر یک مسئله و لذا اگر افرادی از علما با اجماع مخالفت کنند اشکالی پیش نمی آید زیرا آن علما معلوم النسب هستند و ما آنها را می شناسیم که امام معصوم نیستند.

علامه حلی در ادامه، کلام ابن ادریس را که قائل به توقف شده نقل می کند می فرماید: «لا بأس بالوقف فی هذه المسأله» یعنی قول به وقف اشکالی ندارد زیرا آیه شریفه «وَ أُحِلَّ لَکُمْ ما وَراءَ ذلِکُمْ» اقتضای اباحه می کند و روایت اقتضای تحریم دارد.

در اینجا علامه حلی مورد اعتراض برخی از علما مانند صاحب حدائق واقع شده که چگونه شما قول ابن ادریس را تأیید می کند و حال آنکه خود در مسئله ام یا بنت مزنی بها قائل به حرمت شده اید و از آیه نیز جواب داده اید. علاوه بر آنکه آیات و روایاتی معتبر نیز دال بر حرمت بنت مزنی بها آورده اید که مسئله عمه یا خاله یکی از مصادیق آن است.

«و السلام»

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه