نکاح : تقریرات درس آیت الله شبیری زنجانی جلد 9 صفحه 159

صفحه 159

عن احدهما قال: قال کذا بعد روایت دیگری را به آن عطف کرده بگویند: و قال:

سأله رجل فقال کذا. در اینجا مرجع ضمیر «و قال» در روایت دوم چندان واضح نیست که آیا به جمیل بر می گردد یا به بعض اصحابنا؟

می توان گفت صدوق اجتهاداً مرجع ضمیر را جمیل دانسته و مروی عنه وی را امام صادق «علیه السلام» (چون او معاصر آن حضرت است) فرض کرده و روایت خود را به این شکل: جمیل بن دراج عن ابی عبد الله «علیه السلام» نقل کرده است ولی کلینی و شیخ مرجع ضمیر را «بعض اصحابنا» می دانند (و قهراً مانعی ندارد که ضمیر دوم را به احدهما بازگردانیم) و در نتیجه روایت مرسل می شود.

بنابراین، اختلاف در سند را می توان به اجتهاد محدثی که روایت را از کتابی (مثلاً کتاب ابن ابی عمیر) اخذ کرده نسبت داد و با وجود چنین اختلاف نظری نمی توان به مختار صدوق مطمئن شد و چون نتیجه تابع اخس است باید روایت را مرسل و غیر معتبر دانست.

مگر اینکه قائل به حجیت روایاتی باشیم که یکی از اصحاب اجماع و بالخصوص ابن ابی عمیر در سند آن واقع شده اند.

ولی به نظر ما نه وقوع اصحاب اجماع در سند، دلیل بر اعتبار و حجیت روایت است و نه حتی کسانی مانند ابن ابی عمیر، زیرا ما تنها مشایخ بلا واسطه او و نیز مرسلات خود او (و صفوان و بزنطی) را معتبر می دانیم و مرسِل این روایت، جمیل بن دراج است نه ابن ابی عمیر.(1)

4) تقریب استاد مد ظله برای اعتبار روایت صدوق:

آنچه تاکنون گفته شد بر اساس اتحاد این دو روایت است. ولی واقعیت این است


1- (1) علامه در مختلف در مقابل اثبات اعتبار این روایت می گوید ارسال ابن ابی عمیر مضر نیست زیرا فقها به مرسلات او عمل می کنند. صاحب مدارک در نهایه المرام اشکال کرده می گوید: این روایت را ابن ابی عمیر ارسال نکرده بلکه از مرسلات جمیل است و عمل کردن اصحاب به مرسلات ابن ابی عمیر دلیل بر اعتبار این روایت نمی شود. و این اشکال وارد است.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه