نکاح : تقریرات درس آیت الله شبیری زنجانی جلد 11 صفحه 284

صفحه 284

اولیه و اصل اقتضاء می کند که رضایت زوجه در ازدواج خود معتبر بوده و عقد پدر بدون اذن او نافذ نباشد(1) و از طرف دیگر اطلاقات آیات شریفه قرآن و نصوصی که [در عموم عقود یا] در خصوص نکاح وارد شده اقتضاء می کند که عقد صادرۀ از دختر نافذ بوده، نیازی به اذن پدر نباشد. چون [عموم أَوْفُوا بِالْعُقُودِ که در مطلق عقود است و] اطلاق آیۀ شریفۀ «وَ أُحِلَّ لَکُمْ ما وَراءَ ذلِکُمْ» که در خصوص نکاح وارد شده است و همچنین اطلاق روایاتی که می فرماید: «زن پس از انقضاء عده می تواند ازدواج کند» - خواه پدرش اجازه بدهد یا خیر - و اطلاق روایاتی که می گوید:

«ازدواج با زنی که ادعای خلیه بودن می کند، صحیح است» و اقتضاء می کند که ازدواج باکره صحیح باشد، هر چند رضایت پدر را جلب نکرده باشد.

پس اگر دلیل خاصی بر خلاف قاعده اولیه نداشتیم بر اساس این بیان، قائل به استقلال انحصاری باکره می شدیم یعنی می گفتیم 1 - پدر مستقل نیست 2 - دختر مستقل است و نیازی به استجازه از پدر ندارد.

برای استقلال باکره به نصوص خاصه ای نیز استدلال شده که تمامی آنها محل مناقشه است، ایشان پس از نقل «مناقشۀ در آنها به این نتیجه می رسند که «هذه هی الاخبار التی یمکن الاستدلال بها علی المدّعی (استقلال انحصاری باکره) و قد عرفت انها جمیعاً لا تخلو من الضعف فی الدلاله أو السند أو هما معاً»(2) خلاصه: هر چند دلیل خاصی بر استقلال انحصاری باکره نداریم ولی این امر مطابق عمومات و قواعد اولیه و اصل عملی است. پس باید ببینیم دلیلی بر خلاف این عمومات و قواعد اولیه داریم یا خیر؟

در مقابل مشهور، جماعتی چون صاحب حدائق قائل به استقلال ولیّ و بعضی


1- (1) مبانی العروه 257/2 قواعد اولیه عمومات کتاب و سنت است که اقتضاء می کند هیچ کسی بر دیگری سلطنت نداشته باشد (مبانی العوره 262/2) اصل، استصحاب عدم نفوذ است
2- (2) مبانی العروه 262/2
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه