نکاح : تقریرات درس آیت الله شبیری زنجانی جلد 11 صفحه 290

صفحه 290

حَقٌّ مَعْلُومٌ، لِلسّائِلِ وَ الْمَحْرُومِ» به کار رفته است.

بلکه عبارت «فان لها فی نفسها نصیباً یا حظّاً» که نصیب و حظّ به صورت نکره آورده شده معمولاً در جایی به این شکل استعمال می شود که بهرۀ آن شخص از ارکان نبوده، سهم او از نظر مقدار حقوق به نصف هم نرسد(1) و عرفاً آن را برای بیان این نکته می آورند که رعایت رضایت او مناسب است و امثال این گونه تعبیرات که به اعتماد معانی ارتکازی عقلایی القاء می شود برای بیان حکم شرعی الزامی نیست بلکه در مقام بیان حکمی اخلاقی است که کسی که می خواهد تا آخر عمر با این مرد زندگی کند رعایت نظر او مناسب است، خلاصه اگر ظهور در استحباب را هم نپذیریم بلکه بگوییم ظهور در وجوب هم دارد قدر مسلّم صریح در وجوب نیست.

نتیجه آن که: از روایات متعدد استقلال پدر استفاده می شود و معارض صریحی هم ندارد، فقط صحیحۀ منصور بن حازم و موثقه صفوان است. صحیحۀ منصور قابل حمل بر کراهت یا تقیید به غیر اب یا حمل بر صورت نداشتن یا غیبت طولانی پدر است و موثقه صفوان اگر ظهور در اشتراط اذن دختر داشته باشد ظهور ضعیفی است و به وسیلۀ صراحت یا ظهور قوی روایات استقلال پدر در نفی اشتراط اذن دختر، موثقۀ صفوان را بر استحباب اذن دختر حمل می کنیم، و الله العالم بحقائق الامور.

«* و السلام *»


1- (1) این عبارت مشابه شعر این شاعر - که گویا ابن فارض است - است که می گوید: «شربنا و اهرقنا علی الارض جرعهً و للارض من کأس الکرام نصیبٌ» یعنی بالاخره زمین هم حقی دارد که جرعه ای از جام ما نوشیده باشد، و مراد سهمی اساسی نیست.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه