نکاح : تقریرات درس آیت الله شبیری زنجانی جلد 13 صفحه 197

صفحه 197

ثانیاً: در صدر و ذیل آیه تناقض به وجود می آید. به خاطر اینکه معنای تزویج جدید این است که عده تمام شده است و دیگر زن معقوده شخص نیست اما حمل تسریح باحسان بر طلاق متوقف بر این است که زن هنوز معقوده شخص باشد. و عطف این دو فرض متناقض با «او» صحیح نیست.

به نظر ما آیه شریفه در هر سه قسمتش در مورد معقوده انسان است که او در طلاق رجعی سه بار می تواند او را طلاق دهد، منتهی در مرتبه سوم تعبیر تغییر یافته است و این به این خاطر است که طلاق اول و دوم مصداق برای تسریح نیست و زن آزاد نمی شود چون مرد می تواند رجوع کند و زن را برای خود نگه دارد اما مرتبه سوم از دو صورت خارج نیست یا او را نگه دارد و یا اینکه او را طلاق داده و حق رجوع را از خود سلب نموده، زن را آزاد بگذارد تا اگر بخواهد با دیگری ازدواج نماید البته اگر مدخوله باشد آزاد شدن بعد از عدّه محقق می شود و اگر غیر مدخوله باشد با نفس طلاق آزاد می شود. این معنا کاملاً با روایات وارده در تفسیر آیه نیز مطابقت دارد.

بنابراین، هم به مقتضای ظاهر آیه و هم بنا بر روایات متعددی، مراد از تسریح باحسان، تطلیقه ثالثه می باشد و از این جهت نمی توان ارتباط آیه را به ما نحن فیه انکار نمود. در ضمن این اشکالی که آقای خویی مطرح کرده که مراد از «فَإِمْساکٌ بِمَعْرُوفٍ» پرداختن نفقه است و اگر با زن مباشرت نکند، منافاتی با «فَإِمْساکٌ بِمَعْرُوفٍ» ندارد، این اشکال هم وارد نیست و قبلاً بحث شد و شواهدی هم که ایشان آورده بود جواب داده شد، لذا علاوه بر نفقه اگر مرد نمی تواند مباشرت کند و برای زن غیر قابل تحمل است از آیه استفاده می شود که باید طلاق بدهد.

اما استدلال به این آیه شریفه از جهت دیگری محل مناقشه است که در جلسه آینده مطرح می گردد. «* و السلام *»

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه