نکاح : تقریرات درس آیت الله شبیری زنجانی جلد 13 صفحه 57

صفحه 57

اول یک پسر بزرگتری داشته (که بزرگتر از پسری که عقد برای او شده بوده است) او خواسته کاری کند که عقد دختر برای برادر خودش واقع شود و خدمتی به برادرش بکند) فقال للجاریه اختاری أیّهما أحبّ الیک، الزّوج الأوّل او الزوج الآخر فقال [الامام علیه السلام]:

الروایه فیها أنها للزوج الأخیر و ذلک أنّها قد کانت أدرکت حین زوّجها و لیس لها ان تنقض ما عقدته بعد إدراکها.(1) یعنی از پیامبر صلی الله علیه و آله روایت رسیده که این دختر متعلق به زوج أخیر است زیرا وقتی که تزویج دوم را اجازه کرد بالغ شده بود و نمی تواند عقد خودش را نقض کند.

در این ذیل، عقد به مجیز نسبت داده شده و حکم به صحت آن شده است.

5) صحیحۀ محمد بن اسماعیل بن بزیع:

الحسین بن سعید عن محمد بن اسماعیل بن بزیع قال سألت أبا الحسن عن امرأه ابتلیت بشرب النبیذ فسکرت فزوّجت نفسها رجلاً فی سکرها (مستی مراتب دارد اگر مستی خفیف باشد شخص مست قابل مؤاخذه است نبیذ نیز شرابی است که سکر شدید نمی آورد. عقد این افراد هر چند نافذ نیست چون رشد ندارند ولی صحت تأهلی دارد و با اجازه در حال افاقه قابل تصحیح است. مثل دیوانۀ محض که هیچ شعور ندارد یا بچۀ غیر ممیّز نیست که عقدشان کلا عقد باشد بلکه مثل عقد بچۀ ممیّز است که طبق تحقیق با اجازه قابل تصحیح است) ثم أفاقت فأنکرت ذلک ثم ظنّت أنه یلزمها ففزعت منه بعد از افاقه (ابتداءً گفت که عجب کار بدی کردیم این عقد به مصلحت نبود (انکرت وجدته منکراً) اما بعد به فکرش آمد که کاری است انجام شده و چاره ای از تسلیم شدن نیست ازاین رو ناراحت شد) فأقامت مع الرجل علی ذلک التزویج، أ حلال هو لها أم التزویج فاسد لمکان السکر و لا سبیل للزوج علیها؟ فقال: اذا قامت


1- (1) - جامع الاحادیث 202/25 باب 53 از ابواب التزویج حدیث 7 - وسائل الشیعه 282/20 باب 8 از ابواب عقد النکاح حدیث اول
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه