- اشاره 1
- خلاصۀ درس گذشته و این جلسه: 1
- 1382/1/25 دوشنبه درس شمارۀ (524) کتاب النکاح/سال پنجم 1
- 1) تکمله: 1
- 3) بیان قول مشهور مبنی بر لزوم اتحاد مرضعه: 2
- 2) بررسی سیری ناشی از عارضه بیماری: 2
- 4) بیان شرط اتحاد فحل در حواشی: 3
- 6) بررسی روایات عمار ساباطی: 4
- 5) نگاهی به موثقه زیاد بن سوقه: 4
- اشاره 6
- خلاصۀ درس این جلسه: 6
- بحث اول: اشتراط ارتضاع از ثدی 7
- اشاره 7
- احتمالات در معنای «ثدی واحد» 8
- بحث دوم: اشتراط توالی رضعات 10
- اشاره 11
- بحث چهارم: آیا رضعۀ کامله مضرّ است یا مطلق رضاع؟ 11
- ادامۀ عبارت شرایع: 11
- شیر خوردن از میت: 12
- مخلوط شدن شیر با غیر آن: 12
- نشر حرمت با خوردن شیر بریده: 12
- خلاصۀ درس این جلسه: 13
- اشاره 13
- الف) شرط سوم نشر حرمت: مرتضع بیش از دو سال نداشته باشد. 13
- متن شرایع: 13
- 2) تلفیق زمانی در سال و ماه و روز 14
- 1) ظهور سال در سال قمری 14
- ب) مطالبی پیرامون اعتبار زمان (ماه و سال) در موضوع برخی احکام شرعی 14
- ج) تفسیر شیخ صدوق در مورد روایت «لا رضاع بعد فطام» 16
- اشاره 16
- خلاصۀ درس این جلسه: 17
- 2 - قائلین به نظریه دوم قائلین به قول دوم از میان قدما 17
- اشاره 17
- 1 - شرط سوّم در انتشار حرمت به وسیله رضاع، کون الرضاع فی الحولین 17
- متن روایت: 18
- 3. چرا قول ابن بکیر فطحی در عداد فتاوای اصحاب آمده است؟ 18
- 5 - مناقشه در دلیل اول (اجماع) 20
- 7 - دلیل سوم 22
- 6 - دلیل دوم 22
- بحث در این بود که آیا حولین در مرتضع معتبر است یا هم در او و هم در ولد مرضعه معتبر است. 23
- اشاره 23
- اشاره 23
- خلاصۀ درس این جلسه: 23
- اشاره 24
- 1) روایت علی بن اسباط: 24
- 2) روایت صحیحۀ منصور بن حازم: «لا رضاع بعد فطام» 24
- احتمالات موجود در جملۀ «لا رضاع بعد فطام»: 25
- 3) روایت حماد بن عثمان: 25
- 6) روایت دعائم الاسلام: 26
- 5) روایت دعائم الاسلام: 26
- 4) روایت دعائم الاسلام: «عن رسول الله صلی الله علیه و آله انّه نهی عن الرضاع بعد الفطام» 26
- اشاره 28
- خلاصۀ درس این جلسه: 28
- الف) نقد دو توجیه مرحوم فیض برای عبارت شربه شربه در روایت ابن بکیر (بحث تکمیلی) 29
- ب) تکمیل نقل و بررسی روایات شرطیت حولین 30
- 1 - نقل سایر روایات: 30
- 2) جمع استاد دام ظله بین روایات شرطیت حولین 31
- ج) فرض تقارن رضاع با پایان حولین 32
- د) صورت شک در وقوع رضاع فی الحولین 33
- خلاصۀ درس گذشته و این جلسه: 34
- اشاره 34
- اشاره 35
- 1) و امّا قائلین به اشتراط راجع به ولد المرضعه: 35
- الف) بحث در ادامۀ شرط سوم راجع به ولد المرضعه (فرزند مادر) 35
- 2) توجیهی برای ادعای اجماع که از ابن زهره نقل شد: 36
- ب) پاسخ استاد مد ظله و معنای روایت: 37
- اشاره 38
- تفسیرهای روایت: 38
- ج) بررسی دلالت ذیل روایت بر اجماع اشتراط حولین در ولد مرضعه: 38
- تفسیر اول: 38
- تفسیر دوم: 39
- پاسخ استاد مد ظله: 39
- تفسیر سوم: 39
- دوم) چهارمین شرط نشر حرمت اتحاد فحل است و اتحاد مرضعه کافی نیست 40
- سوم) این که گفته اند: «در نشر حرمت اتحاد فحل معتبر است» معنای اتحاد فحل در دو مسئله با یکدیگر متفاوت است: 40
- د) شرط چهارم: اتحاد فحل 40
- اول) اعتبار اتحاد مرضعه: 40
- اشاره 40
- در توضیح کلام محقق نکاتی قابل طرح است: 40
- چهارم) اتحاد مرضعه (در کل سی رضعه) در نشر حرمت بین الرضیعین معتبر نیست 41
- اشاره 41
- پنجم) هرگاه رضاع با شرایط خود محقق شود بلا اشکال مرتضع بر اولاد نسبی مرضعه حرام می شوند 41
- فرع اول: اگر فحل واحد بود ولی مرضعه متعدد و مقدار معتبر در نشر حرمت به وسیلۀ دو زنِ یک شوهر حاصل شد 42
- خلاصۀ درس این جلسه: 42
- اشتراط اتحاد فحل و اتحاد مرضعه 42
- در اینجا فروعی متصوّر است 42
- اشاره 42
- فرع دوم: اگر مرضعه واحد و فحل متعدّد شد و کمیّت مذکور به وسیلۀ مرضعه ای در حبالۀ نکاح دو شوهر حاصل شد 43
- فرع سوم: اگر یک مرضعه، شیر یک فحل را به کودکی به مقدار معتبر داد 43
- دلالت روایت: 44
- روایت اول: موثقۀ عمار 44
- فرع چهارم: اگر مرضعه ای به مقدار معتبر به کودکی شیر داد در نتیجه مرضعه مادر رضاعی کودک و صاحب اللبن پدر رضاعی او شدند، 44
- بررسی روایات مسئله: 44
- سند روایت: 44
- روایت دوم: صحیحۀ حلبی 46
- دلالت روایت: 46
- اشاره 47
- تذکر: 47
- خلاصۀ درس: 48
- اشاره 48
- بحث دیگر اشتراط اتحاد فحل در رضیعین است، 48
- 1 - آیه شریفه «وَ أُمَّهاتُکُمُ اللاّتِی أَرْضَعْنَکُمْ» 49
- اشاره 49
- ادله مطلب: 49
- نقد استاد مد ظله: 50
- 2) صحیحۀ برید عجلی 50
- نقد استاد مد ظله: 51
- نقد استاد مد ظله: 52
- 4) موثقه زیاد بن سوقه 52
- نقد استاد مد ظله: 53
- اشکال مرحوم آقای خویی رحمه الله: 53
- اشاره 54
- خلاصۀ درس این جلسه: 54
- ادامه بررسی روایات مسئله 54
- اشاره 54
- روایت عبد الله بن سنان 55
- صحیحه برید عجلی 56
- اشاره 56
- موثقه عمار 56
- صحیحه یا معتبره زراره: 57
- نقد استاد مد ظله: 57
- اشاره 58
- خلاصۀ درس این جلسه: 58
- روایت دوم: خبر عبید بن زراره 59
- اعتبار وحدت مرضعه در تحریم 59
- روایت اول: موثقه عمار ساباطی: 59
- روایت سوم: صحیحه علاء بن رزین 60
- اکنون روایات مسئله را می خوانیم. 62
- اشاره 62
- اشتراط اتحاد فحل در نشر حرمت بین رضیعین نزد مشهور خلافاً للطبرسی قدس سرّه 62
- روایت اول: موثقه عمار ساباطی: 63
- روایت دوم: صحیحه حلبی 63
- روایت سوم: صحیحه برید عجلی 64
- جواب مرحوم سبزواری از استدلال به آیه و روایت نبوی 65
- اشاره 65
- معارض روایات دالّه بر اشتراط وحدت فحل 65
- اشاره 66
- مناقشه در کلام صاحب کفایه 66
- بحث سندی 67
- اشاره 67
- خلاصۀ درس این جلسه: 67
- بحث دلالی 68
- کلام صاحب وافی راجع به روایت محمد بن عبیده 69
- بررسی اشکالات وارده بر روایت محمد بن عبیده 69
- اشاره 69
- اشکال اول بر روایت محمد بن عبیده 70
- نقد استاد مد ظله نسبت به این استدلال 70
- تقریبی برای اثبات وثاقت محمد بن عبیده 70
- جواب استاد مد ظله از اشکال دوم 71
- اشکال دوم بر روایت محمد بن عبیده 71
- نقد استاد مد ظله بر ظاهر کلام مرحوم آقای خویی 72
- اشکال سوم بر روایت محمد بن عبیده 72
- خلاصۀ درس این جلسه: 73
- اشاره 73
- 1 - نظر مرحوم طبرسی در عدم شرطیت اتحاد فحل در رضیعین 73
- بررسی اشکال اول 74
- الف: اشکال اول 74
- 3 - اشکالات استدلال فیض رحمه الله به روایت ابن عبیده 74
- اشاره 74
- ب: اشکال دوم 75
- ج: اشکال سوم 76
- 4 - آیا در غیر رضیعین، عدم اشتراط اتحاد فحل اجماعی است؟ 76
- 5 - دلیل لزوم اتحاد فحل در غیر رضیعین 77
- 6 - اشکالات مرحوم خویی بر استدلال به روایت صفوان 77
- اشاره 78
- بررسی این اشکال 78
- اشکال اول: روایت صفوان دارای اضطراب و تصحیف است 78
- اشکال دوم: صحیحه صفوان با موثقه جمیل معارض است. 78
- اشاره 78
- اشاره 79
- قواعد ترجیح بین صحیحه صفوان و موثقه جمیل 79
- ترجیح موثقه بر صحیحه بنا بر نظر مرحوم خویی 80
- اشاره 81
- ادامه بحث در مورد تعارض صحیحه صفوان و موثقه جمیل: 81
- اشاره 81
- خلاصۀ درس: 81
- بیان مرحوم آقای خویی: 82
- بحثی با علامه و محقق ثانی 83
- اشاره 84
- خلاصۀ درس این جلسه: 84
- الف: حرمت اولاد نسبی مرضعه بر مرتضع و تعارض روایات مسئله 85
- 2 - جواب محقق حائری از صحیحه صفوان 85
- 1 - پیگیری رفع تعارض میان موثقه جمیل و صحیحه صفوان 85
- 3 - استدلال به روایت محمد بن عبیده بر عدم اعتبار اتحاد فحل در نشر حرمت بین رضیعین و مناقشات این استدلال 86
- ب: احکام رضاع 88
- عبارت شرایع: 88
- اشاره 89
- 1 - طرح مسئله: 89
- ج: هنا فرعان: 89
- اشاره 90
- 2 - تقریب نشر حرمت در دو فرع مذکور 90
- الف) استدلال به عموم تنزیل: 91
- خلاصۀ درس: 91
- خلاصۀ درس گذشته و این جلسه: 94
- اشاره 94
- تذکری دربارۀ درس قبل 94
- ادله ردّ قول به عموم المنزله 96
- الف - موارد نقض ایجاب کلّی عموم المنزله 96
- ب - دلیل حلّی 98
- نشر حرمت در بعضی از ملازمات عناوین 98
- اشاره 98
- 1 - صحیحه علی بن مهزیار 99
- 2 - صحیحه ایوب بن نوح 99
- ابتدا به روایات این مسئله می پردازیم 99
- 3 - صحیحه عبد الله بن جعفر 99
- اشاره 100
- فرق اولاد مرضعه و اولاد صاحب اللبن در مسئله 100
- خلاصۀ درس این جلسه: 100
- اشاره 101
- الف) بررسی حکم ازدواج پدر مرتضع با اولاد صاحب لبن و مرضعه: 101
- 3) تقریبی برای نظر شیخ و کیدری با طرح یک توهّم: 102
- 2) اشاره ای به ادله قول مشهور: 102
- 4) ردّ توهّم توسط استاد مد ظله: 103
- 1) کلام مرحوم آقای خویی: 104
- اشاره 104
- ب) بررسی سرایت حکم حرمت به سایر افراد: 104
- 3) نظر استاد مد ظله درباره حکم مسئله: 105
- 2) اشکال استاد مد ظله: 105
- اشاره 106
- خلاصۀ درس: 106
- بحث راجع به این بود که حکم کرده بودند أبو المرتضع نمی تواند با اولاد صاحب لبن ازدواج کند 107
- اشاره 108
- تصویر انتساب به جزء العله در کلام محقق حائری در بعض موارد 109
- مناقشه صاحب مستند در موارد جزء العله بودن نسب 109
- خلاصۀ درس این جلسه: 109
- نقد فرمایش صاحب مستند 110
- معنای یحرم من الرضاع ما یحرم من النسب 110
- مقدار ما یثبت بأدلّه التنزیل 111
- دو تقریب برای عموم منزلت و تصویر حرمت جده امّی مرتضع بر فحل بنا بر هر یک از دو تقریب 112
- عدم جریان قاعده اسناد حکم أحد المتلازمین الی الآخر در تنزیل رضاع منزله نسب (استدراک از ما سبق) 112
- عدم حرمت فرزندان مرضعه از فحل دیگر بر أبی المرتضع 113
- خلاصۀ درس این جلسه: 114
- اشاره 114
- 1 - روایت علی بن مهزیار: 115
- الف) بیان اشکال در صحت سند روایت علی بن مهزیار و ایوب بن نوح: 115
- 2 - روایت ایوب بن نوح: 115
- ج) مسئله چهارم از احکام رضاع محرم 116
- اشاره 116
- ب) جواب شبهه از هر دو روایت: 116
- 1 - عبارت شرایع: 116
- 3 - کسی دو زن دارد یکی بزرگ و یکی شیر خوار، اگر زوجه کبیره، رضیعه را شیر دهد در هر صورت زوجه کبیره حرام می شود 117
- 2 - بیان مسئله: 117
- 4 - کسی یک زن کبیره و دو زن رضیعه داشت و کبیره هر دو را شیر داد و رضاع محقق شد در هر صورت کبیره حرمت ابد پیدا می کند 118
- 5 - اگر مردی دو زوجه کبیره و یک زن صغیره داشت و هر دو زوجه کبیره به ترتیب صغیره را شیر دهند 119
- الف) دو نفر هر کدام زوجه ای داشتند. یکی صغیره و دیگری کبیره، بعداً هر کدام زوجه خود را طلاق می دهد و دیگری زوجه مطلقه طرف مقابل را به زوجیت خود در می آورد. 121
- اشاره 121
- خلاصۀ درس: 121
- نقد استاد بر عبارت شرایع 122
- اشاره 122
- اشاره 123
- د) بررسی فرعی در مسئله الرابعه 123
- ج) اگر ولیی فرزند کوچکش را به تزویج برادرزاده صغیرش در آورد سپس جده ابی یا امی این دو طفل که یک شخص است به یکی از این دو طفل شیر دهد نکاح منفسخ می شود 123
- در جواهر دو تصور برای حالت دوم بیان شده است 124
- اشاره 124
- اشاره 125
- بررسی حرمت زوج بر صغیره و کبیره 125
- تصور استاد «مد ظله» از حالت دوم 125
- بیان اشکال بنا بر عدم قول به حرمت أم من کانت زوجتاً 126
- اشاره 127
- خلاصۀ درس این جلسه: 127
- اشاره 128
- صور مسئله: 128
- حکم کسی که دو زن صغیره و کبیره دارد و کبیره به صغیره شیر می دهد 128
- عبارت مرحوم محقق در شرایع: 128
- فرض اول که شیر برای شوهر است و به زن دخول نشده است: 129
- صورت دوم که لبن برای غیر است ولی با زن دخول شده است: 129
- اشاره 132
- اشاره 133
- خلاصۀ درس جلسه گذشته و این جلسه: 133
- نقد استاد مد ظله بر کلام آقای خویی 133
- تعارض امارات و نفی ثالث 133
- دلیل بطلان هر دو عقد 133
- اشاره 134
- تقریب اول برای نفی ثالث 134
- اشاره 134
- نقد این تقریب توسط استاد مد ظله 134
- اشاره 135
- مباحث اصولی 135
- تقریب دوم برای نفی ثالث «حجیت اجمالی یکی از دو بینه لا علی التعیین» 135
- تقریب استاد مد ظله برای تعدی از مرجحات منصوصه به غیر منصوصه 136
- ب) لزوم موافقت قطعیه در اطراف علم اجمالی 137
- خلاصۀ درس این جلسه: 140
- بحث ما درباره نفی ثالث در باب تعارض امارات بود. 140
- اشاره 140
- تکمیل یک بحث 142
- خلاصۀ درس گذشته و این جلسه: 143
- اشاره 143
- ادامۀ مسئلۀ فردی که یک زن کبیره ای دارد و یک زن صغیره، و زن کبیره اش، زن صغیره او را شیر داده. 144
- اشاره 148
- درباره سبب بطلان نکاح زوجه کبیره ای که زوجه صغیره شوهر خود را شیر داده است، 148
- الف) بررسی دائره حجیت عرف در تعیین مصادیق و مفاهیم: 148
- اشاره 148
- خلاصۀ درس این جلسه: 148
- 2 - نظر مرحوم محقق داماد و مرحوم حاج شیخ (حجیت عرف در تعیین مفاهیم و مصادیق کلیهما): 149
- 1 - نظر مشهور (حجیت عرف در تعیین مفاهیم خاصهً): 149
- 3 - نظر استاد - مد ظله -: 150
- ب) بررسی ام الزوجه شدن کبیره: 151
- 2 - نظر استاد مد ظله: 151
- 1 - نظر مرحوم خویی: 151
- 1 - نظر مشهور 152
- ج) بررسی انفساخ نکاح صغیره: 152
- اشاره 152
- 2 - نظر صاحب ریاض رحمه الله: 153
- 3 - نظر صاحب جواهر رحمه الله: 153
- اشاره 154
- بحث در این فرع بود که شخصی دو زوجه دارد. یکی از آن دو کبیره غیر مدخوله و دیگری صغیره شیر خوار می باشد. 154
- اشاره 154
- خلاصۀ درس: 154
- تقریب استدلال انفساخ هر دو عقد 155
- نقد استاد دام ظله درباره استدلال فوق 155
- اشاره 156
- جریان قاعده ترجیح بلا مرجح بر اساس مبنای مرحوم آقای خویی رحمه الله 156
- چرا نمی توان حکم به بطلان کلیهما نمود؟ 157
- تحقیق استاد مد ظله در مسئله ترجیح بلا مرجح 157
- تقریب نظریه جدید استاد مد ظله 158
- نتیجه بحث 158
- اشاره 159
- خلاصۀ درس این جلسه: 159
- 1) متن مسئله در شرایع: 160
- ب) بررسی متن شرایع و نظر محقق حلی در مسئله: 160
- الف) اقوال فقهاء درباره حرمت ازدواج مرد با «ام من کانت زوجه له»: 160
- د) نظر استاد - مد ظله -: 161
- 2) توضیحی درباره متن مذکور: 161
- ج) دیدگاه های مختلف درباره نظر مرحوم محقق در مسئله مورد بحث: 161
- 1 - نظر مرحوم آقای خویی رحمه الله درباره دلیل «وحدت سیاق»: 162
- ه) بررسی ادله و مستندات قول به حرمت مادر رضاعی زوجه سابق: 162
- 2 - نقد استاد مد ظله: 163
- 4 - کلامی دیگر از صاحب جواهر قدس سرّه با توضیح استاد - مد ظله العالی -: 164
- 3 - نظر مرحوم صاحب جواهر قدس سرّه درباره دلیل وحدت سیاق: 164
- خلاصۀ درس این جلسه: 165
- ارضاع الکبیرتین الزوجه الصغیره و بررسی تاریخی ابتناء مسئله بر مسئله مشتق 165
- اشاره 165
- اشاره 165
- اشاره 166
- نقد و بررسی این اسناد 166
- فرمایش مرحوم آقای حجت در مقام 166
- کلام صاحب کفایه و مناقشۀ آن 169
- اشاره 172
- اشاره 172
- خلاصۀ درس گذشته و این جلسه: 172
- روایت علی بن مهزیار 172
- بحث سندی پیرامون روایت علی بن مهزیار 173
- مناقشه استاد مد ظله به کلام مرحوم آقای خویی 174
- اشکال صاحب قاموس الرجال 175
- اشاره 176
- استدلال صاحب قاموس الرجال بر وثاقت ابن قتیبه 176
- دفاعیه استاد مد ظله از کلام صاحب قاموس الرجال 176
- مناقشه استاد مد ظله در کلام صاحب قاموس الرجال 176
- آیا روایت «علی بن مهزیار» مرسله است؟ 177
- اشاره 177
- ارتباط این بحث به بحث مشتق 178
- کلام مرحوم آقای خویی راجع به عدم ارسال در روایت «علی بن مهزیار» 178
- تحقیق استاد مد ظله درباره ارسال روایت علی بن مهزیار 178
- اعتبار روایت «علی بن مهزیار» 180
- بررسی اختلاف نقل در متن روایت علی بن مهزیار 180
- 1 - روایت ابن سنان 181
- اشاره 181
- 2 - روایت حلبی: 181
- بررسی مدلول این دو روایت 182
- رفع تنافی بین این دو روایت و روایت علی بن مهزیار 183
بله اگر شک داشتیم که «واحد لا بعین» حرام است یا حلال؟ مثلا یقین داریم یکی از آن دو اناء حرام است ولی احتمال می دهیم هر دو حرام باشد یعنی غیر از آن یکی، دیگری هم به آن ضمیمه شده باشد در اینجا ممکن است به «کل شیء لک حلال» تمسک نموده و بگوییم حرام بیش از یکی نیست، بنابراین، اگر تزاحم شد بین اینکه یا باید این موردی که فقط یک نجس در آن وجود دارد مرتکب شویم یا مورد دیگر که دو حرام در آن وجود دارد. در اینجا با تمسک به کل شیء لک حلال باید گفت: آن موردی که فقط یک حرام دارد را باید انتخاب کنیم به عبارت دیگر در مورد شک در نجس زائد می توانیم «کل شیء لک حلال» را جاری نماییم ولی در ما نحن فیه در اصل حرمت «احدهما لا بعین» شکی نیست پس این مورد مصداق «کل شیء لک حلال» نمی باشد.
شق چهارم
گفتیم شیخ اعلی الله مقامه برای اثبات لزوم موافقت قطعیه در اطراف علم اجمالی، سه شق برای آن تصور کرده و هر سه را ابطال فرمودند و در نهایت نتیجه گرفتند که کل شیء لک حلال در هر دو تساقط نموده و لذا موافقت قطعیه لازم می گردد ولی بعد از شیخ مطلبی در این رابطه مطرح شده است که در دُرر حاج شیخ عبد لکریم حائری مؤسس حوزه علمیه قم رضوان الله تعالی علیه آمده است و از آنجا که ایشان از شاگردان مرحوم آقای سید محمد فشارکی و مرحوم فشارکی نیز از شاگردان میرزای شیرازی می باشند، من احتمال می دهم این مطلب از میرزای شیرازی باشد زیرا بسیاری از مطالب متقن و قابل ملاحظه بعد از شیخ از میرزا است و آن اینکه شق چهارمی در مسئله وجود دارد غیر از آن سه شقی که شیخ تصور
نموده و ابطال کرده است که در این شق هیچ یک از آن محظورها پیش نمی آید، زیرا شیخ فرمود: اگر کل شیء لک حلال در هر دو اناء جاری شود لازمه آن ترخیص در مخالفت قطعیه عملیه است که عقلاً جایز نمی باشد و اگر در یک اناء معین جاری شود ترجیح بلا مرجح است و اگر در یک اناء غیر معین جاری شود اساساً اناء غیر معین مصداق عام «کل شیء لک حلال» نیست. این آقایان فرموده اند ما «کل شیء لک حلال» را در معینات جاری می کنیم، به این صورت که از اطلاق دلیل رفع ید می نماییم و آن را به ترک معین دیگر مشروط می کنیم یعنی می گوییم شرب این اناء برایتان جایز است اگر آن اناء را ترک کردید و شرب آن اناء هم برایتان جایز است اگر این اناء را ترک کردید می بینید که هیچ یک از آن محظورهای سه گانه پیش نمی آید نه ترخیص در مخالفت قطعیه عملیه، نه ترجیح بلا مرجح و نه اینکه واحد لا بعین مصداق عام نیست نتیجه این گونه تصور این است که شخص مخیر است هر یک از دو طرف را انتخاب کند مشروط بر اینکه طرف دیگر را ترک نماید. زیرا اگر یک امری اصلش محظوری نداشت فقط اطلاقش محظور داشت ما رفع ید از اطلاقش می کنیم نه اینکه رفع ید از اصلش کنیم نظیر متزاحمین فرض کنید دو نفر در آنِ واحد در حال غرق شدن می باشند و شخص نمی تواند هر دو را نجات دهد. یکی از تصوراتی که در آنجا ارائه شده است به همین شکل است که امر تعیینی به نجات هر دو نمی تواند باشد ولی به چه دلیل هر دو امر ساقط شود؟ می تواند هر دو امر به صورت مشروط باشد یعنی بفرماید: اگر این غریق را نجات ندادی آن یکی را نجات بده و اگر آن غریق را نجات ندادی این غریق را نجات بده به نحو واجب مشروط، در ما نحن فیه هم به همین سبک منتهی نتیجه آن مباح مشروط می شود.
مرحوم آقای نائینی این اشکال را نسبت به فرمایش شیخ بسیار خوب و مبسوط طرح کرده ولی جوابی که از آن داده است محصلی ندارد ما هر بار به فوائد الاصول مراجعه کرده ایم تا بلکه یک تقریبی برای آن تصور کنیم هیچ سر در نیاورده ایم بعدها
که تقریرات آقا ضیاء چاپ شد دیدیم ایشان هم فرموده است که کلام نائینی محصلی ندارد بله در دُرر سه وجه قابل ملاحظه ای ذکر کرده است که ما به بیان آن وجوه نمی پردازیم ولی یک مطلبی به ذهن خود ما رسیده است که آن را عرض می کنم.
جواب حضرت استاد مد ظله
حلیت مشروط از مصادیق عام «کل شیء لک حلال» نیست زیرا حلیتی که این عام اثبات می کند حلیت غیر مشروط می باشد از این رو، حلیت مشروط خارج از تحت عام می باشد یقیناً.
توضیح ذلک: فرض کنید مولی فرموده است: همه علماء را بی قید و شرط اکرام کنید غیر از زید. در مورد زید دو احتمال می دهیم یا اصلاً وجوب اکرام ندارد و یا مشروط بر اینکه اگر فلان خدمت را کرد وجوب اکرام دارد آیا می توانیم تمسکاً به اصاله العموم «اکرم العلماء» بگوییم بله زید وجوب اکرام دارد منتهی مشروطاً؟ واضح است که ما نمی توانیم به اصاله العموم برای این منظور تمسک کنیم زیرا زید چه اصلاً وجوب اکرام نداشته باشد و چه وجوب اکرام مشروط داشته باشد بالاخره عام نسبت به او یقیناً تخصیص خورده است زیرا عام وجوب اکرام بی قید و شرط را برای علماء اثبات می کند و زید یقیناً وجوب اکرام بی قید و شرط ندارد پس درست نیست که حفظاً لاصاله العموم بگوییم از اطلاق وجوب اکرام زید رفع ید می کنیم و می گوییم داخل در عام است منتهی مشروطاً، به عبارت دیگر برای آنکه اصالت العموم در اکرم العلماء محفوظ بماند و تخصیص نخورد یعنی شامل زید هم بشود بگوییم اصل وجوب اکرام زید محظوری ندارد بلکه اطلاقش محظور دارد، پس رفع ید از اطلاقش می کنیم لذا در مورد زید، وجوب اکرام مشروط ثابت می شود، این استدلال درست نیست چرا؟ چون اصاله العموم قطعاً زمین خورده است زیرا عام
اثبات وجوب اکرام بی قید و شرط می کند و ما می دانیم که زید وجوب اکرام بی قید و شرط ندارد پس زید به هر حال داخل در عام نیست و تخصیصاً خارج شده است.