نکاح : تقریرات درس آیت الله شبیری زنجانی جلد 15 صفحه 93

صفحه 93

محمد بن یحیی عن عبد الله بن جعفر قال: کتبت الی ابی محمد علیه السلام امرأه ارضعت ولد الرجل هل یحلّ لذلک الرجل ان یتزوج ابنه هذه المرضعه ام لا؟ فوقع علیه السلام: لا یحل له(1)».

مرحوم آقای خویی می فرماید: با توجه به عموم تعلیل در روایت دوم و همچنین تنزیل در روایت اول، عرف تلازم می فهمد بین اینکه آن بچه به منزله ولد شده و اینکه أبو المرتضع به منزله پدر او شده و به علاوه تعدی می کند به اولاد أبو المرتضع که خواهر و برادر این بچه می شوند و برادر أبو المرتضع که عموی او می شود و زن أبو المرتضع که منکوحه الاب می شود و پدر أبو المرتضع به منزله جد می شود و لذا تحریم به همه اینها سرایت می کند. ایشان این نکته را اضافه می کنند که اگر تعلیل به این صورت نبود و صرفاً تنزیلی شده بود و در عرض آن حکمی ثابت شده بود در این صورت نمی توانستیم تعدی کنیم مثلا اگر در مورد فقاع گفته شود «هو خمر لا تشربه» یا «هو خمر حرام شربه» نمی توانیم از حرمت شرب به احکام دیگر خمر تعدی کنیم چون وقتی حرمت شرب را بعد از تنزیل آورده کانه اختصاص تنزیل به همین یک حکم فهمیده می شود و تعلیل استفاده نمی شود اما اگر بگوید «هو خمر فلا تشربه» تعلیل استفاده می شود و می توان به عموم تعلیل تمسک کرد و سایر احکام منزل علیه را اثبات نمود.

ولی سخن آقای خویی ناتمام است، اولا اینکه از حرمت بتوان به سایر احکام تعدی کرد و همچنین اینکه از ولد به سایر افراد بتوان تعدی کرد هر دو محل اشکال است که با تأمل در نظایر آن مطلب روشن می شود. مثلا اگر گفته شود «به استاد احترام بگذارید چون او به منزله پدر است» از این استفاده نمی شود که استاد در


1- (1) - همان جا، ح 2.

احکام ارث و نفقه و مانند اینها نیز به منزله پدر است بلکه فقط لزوم احترام استفاده می شود و به علاوه اگر نسبت به این احکام هم تعدی کنیم، نمی توانیم نسبت به افراد دیگر تعدی کنیم یعنی مثلا نمی توانیم بگوییم برادر استاد هم به منزله عمو است.

به علاوه این فرقی که ایشان بین «خمر لا تشربه» و «خمر فلا تشربه» گذاشته اند هیچ وجهی ندارد و ما از هر دو تعلیل می فهمیم یعنی چون فقّاع به منزله خمر است، حرمت شرب دارد.

برای عموم تنزیل برخی روایات دیگر نیز هست که البته ندیدیم آقایان به اینها تمسک کرده باشند. یکی روایت داود بن سرحان است: «لا یجوز للرجل این یتزوج اخت اخیه من الرضاعه و قال النبی صلی الله علیه و آله: یحرم من الرضاع ما یحرم من النسب(1)».

ابتدا نکته ای را باید در مورد این روایت توضیح دهیم. ممکن است این سؤال پیش بیاید که چطور این روایت اخت الاخ را در باب رضاع تحریم کرده با اینکه در باب نسب هم اخت الاخ اشکال ندارد. توجیهی که می توان کرد این است که به حسب استعمالات متعارف وقتی اخ یا اخت تعبیر کنند بدون قید، از این تعبیر اخ یا اخت ابوینی یا ابی فهمیده می شود اما اگر اخ یا اخت امّی را بخواهند بگویند نیاز به قید زائد دارد، لذا این روایت که قیدی ندارد ناظر به فرضی نیست که برادر ابی شخص، یک خواهر امی دارد تا اشکال شود که این مورد در نسب هم حرام نیست پس چطور در اینجا حرام شده بلکه ناظر به اخوت ابی یا ابوینی است که در باب نسب هم حرام است چون اخت ابی برادر، اخت ابی خود شخص هم می باشد.

اما وجه استدلال به این روایت برای ما نحن فیه این است که گفته شود بنا بر انکار عموم منزلت، اگر بچه ای از مادری شیر خورده باشد، نسبت به اولاد صاحب لبن و مرضعه برادر رضاعی می شود، در این حالت، چنانچه اولاد صاحب لبن بخواهند


1- (1) - جامع الاحادیث، باب 4 از ابواب ما یحرم من النسب و الرضاع، ح 8. (البته این روایت به این شکل در مقنع نقل شده است و روایت داود بن سرحان فقط متعرض ذیل است).
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه