نکاح : تقریرات درس آیت الله شبیری زنجانی جلد 18 صفحه 127

صفحه 127

حتی در خود مرد هم در غیر از مسئلۀ تخلّف ادّعاء نسب مانند تخلّف ادّعاء شغل، نوعاً در کلمات مطرح نشده است. ولی ابن جنید و عده ای از فقهاء برخی هر دو جهت و برخی یک جهت را بحث کرده اند.

صاحب ریاض می فرماید: «ابن جنید که تدلیس از جهات دیگر را به تدلیس در نسب ملحق کرده و تدلیس زن را هم به تدلیس مرد ملحق کرده، این الحاق او روی مبنای خود اوست که قائل به قیاس است لکن ابن حمزه که این مبنا را ندارد چه دلیلی بر این الحاق دارد و چرا با این جنید موافقت کرده است؟(2)

البته صاحب ریاض گویا تنها ابن حمزه را موافق با ابن جنید دانسته است درحالی که عده ای از فقهاء با ابن جنید موافقت کرده اند.

از مختلف علاّمه و کتب بعد از او استفاده می شود که غیر از قیاس از برخی روایات نیز استفاده می شود که صنعت (شغل) و صفت نیز حکم نسب را دارد.

2 - استدلال به روایت برای اثبات حق فسخ در تدلیس در ادعای شغل

روایت تخلّف صنعت: در روایتی آمده که شخصی از خانواده ای دختر خواستگاری می کند و از او می پرسند: شغل تو چیست؟ می گوید: من «بیّاع الدواب»


1- (1) جواهر الکلام 386/30-362.
2- (2) ریاض المسائل.

هستم و آنها موافقت می کنند و ازدواج اتفاق می افتد بعد از عقد، معلوم می شود که زوج، فروشندۀ گربه بوده و توریه کرده است. سپس خانوادۀ دختر خدمت حضرت أمیر المؤمنین علیه السلام شکایت می کنند و حضرت می فرماید: گربه هم از قبیل دوابّ است و نکاح را اجازه می فرماید (حکم به نفوذ نکاح می فرماید)(1)

ابن جنید گوید: حساب توریه با حساب دروغ یکی نیست، در توریه حق فسخ نیست و مورد روایت توریه است. علاّمه و دیگران هم از این روایت استفاده کرده اند که اگر سخن بر دروغ بود و گربه از قبیل دواب نبود، زن اختیار فسخ داشت و نکاح، لازم نبود، اینکه حضرت حکم به لزوم فرمود و سپس تعلیل آوردند به اینکه گربه هم مصداق دابه است کشف می کند که اگر مرد دروغ گفته بود عقد لازم نبود

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه