نکاح : تقریرات درس آیت الله شبیری زنجانی جلد 19 صفحه 144

صفحه 144

اشاره

در مسالک و کشف اللثام و نهایه المرام و مدارک و حدائق و انوار الفقاهه آمده است: منتهای اجل متعه هیچ محدودیتی ندارد، هر چند زمان را آن قدر طولانی قرار دهد که عادتا کسی به آن مقدار عمر نمی کند. حتی اگر قطع هم داشته باشد که تا آن وقت زنده نمی ماند اشکالی ندارد و عقد صحیح است.(1)

صاحب جواهر می فرماید: اگر مسئله اجماعی نباشد این کلام قابل مناقشه است، چون منساق و متبادر از ادله که می فرمایند: در عقد متعه باید اجل تعیین کرد، آن مدتی است که این عقد تا آن تاریخ باقی بوده، و عادتا زوجین زنده باشند و بیش از آن مقدار خلاف تبادر است. به خصوص اینکه در روایات، متعه به اجاره تشبیه شده است. در اجاره انسان نمی تواند برای مدتی اجیر شود که می داند تا آن هنگام زنده نمی ماند و اینها معاملات سفهی است.

ایشان در ادامه می نویسد: اگر فرضاً هم بپذیریم که مدت بسیار طولانی مثل هزار سال هم می تواند اجل قرار گیرد ولی مسئله تقسیط همچنان که در روایات آمده که اگر مقداری از مدت کسر شد مهر هم تقسیط می شود بلا اشکال در اینجا نمی آید چون حبس منفعت که لازمه آن تقسیط مهر است در جایی است که تمکن از تمکین بوده باشد و او اختیارا تمکین نکند و چنین تمکنی در اینجا محقق نیست.


1- (1) - کسی از پایان عمر خود اطلاع ندارد ولی ممکن است برای برخی این امر منکشف گردد. مرحوم شیخ حر عاملی در کتاب اثبات الهداه می نویسد: در سال 1049 ق یک روز عید در روستای ما به نام «مشغری» در جبل عامل، با جمعی از دوستان در باغی بودیم. این مطلب مطرح بود که اکنون ما در اینجا با هم مأنوسیم و معلوم نیست سال آینده کدام یک از ما زنده باشد. شخصی به نام شیخ محمد حضور داشت، او گفت: اما من، سال دیگر و سال بعد از آن و... زنده هستم. به او گفتند: مگر تو علم غیب داری؟ پاسخ داد: خیر و لکن کسالتی داشتم به حضرت حجت علیه السلام متوسل شدم. آن حضرت را در خواب دیدم به من آبی دادند آن را نوشیدم. سپس فرمودند: تو تا 25 سال دیگر زنده خواهی بود و من قطع دارم که این رؤیا صادقه بوده است. مرحوم شیخ حر می فرماید: در سال 1072 یعنی 23 سال بعد از آن به مشهد منتقل شدیم و در آنجا ماندیم. دو سال بعد برادرم نامه نوشت که شیخ محمد فوت کرد.

نظر استاد مد ظله

اینکه صاحب جواهر عقدهای طویل المده را غیر صحیح و سفهی می دانند کلام درستی است اما تردید ایشان درباره وجود اجماع صحیح نمی باشد، زیرا اولاً:

اجماعی در مسئله نیست، چون قبل از شهید ثانی کلمات سابقین به همان تعبیری است که در روایات آمده که اجل به کم و زیاد محدود نمی باشد و نمی توان ادعا نمود که فروض غیر عرفی هم مورد نظرشان بوده تا بر آنها ادعای اجماع شود و بر این اساس اولین بار صاحب مسالک، شمول این موارد را ادعا نموده، و دیگران نیز از او نقل کرده اند.

به علاوه: اگر صغرویا هم اصل اجماع را بپذیریم کبرویا درست نمی باشد. چون اجماعی مورد قبول است که به امام معصوم متصل باشد و در اموری که مورد ابتلاء نیست نمی توان ادعا کرد که هیچ مخالفی وجود ندارد و اینکه «لو کان لبان». امام نیز با علم عادی به امور نادره و غیر محل ابتلاء توجه نمی کنند و موظف هم نمی باشند که از این گونه امور ردع کنند و اگر نهی هم کرده باشند ملازم با این نیست که این نهی به ما هم رسیده باشد تا از نیافتن نهی، استنتاج عدم ردع گردد.

د) حد اقل زمان در متعه

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه