نکاح : تقریرات درس آیت الله شبیری زنجانی جلد 21 صفحه 52

صفحه 52

از برخی روایات نیز استفاده می شود که دخول در صورت جهل موجب سقوط


1- (1) - جواهر الکلام، ج 30، ص 351.
2- (2) - دعائم الاسلام، ج 2، ص 231، حدیث 865.
3- (3) - وسائل الشیعه، همان، ص 595، باب 1، حدیث 14.
4- (4) - همان، باب 1، حدیث 1.

خیار نیست چه مرد باشد و چه زن. در مورد مرد سه روایت داریم:

1 - صحیحه ابی عبیده که می فرماید: «فی رجل تزوج امرأه من ولیها فوجد بها عیباً بعد ما دخل»(1) که حضرت می فرماید عیب اگر از سنخ عفل و برص و جنون باشد، خیار هست، چون فرض آن است که دخول از روی جهل بوده است.

2 - حدیث حسن بن صالح: «لم یعلم بها بعد ما جامعها فان شاء أمسکها و ان شاء سرحها الی اهلها»(2) این روایت بر اساس مبنای مشهور که یا خود فقیه را کافی می دانند یا به خاطر حسن بن محبوب معتبر است.

3 - صحیحه ابی الصباح الکنانی: «ان لم یعلم الا بعد ما جامعها فان شاء بعد أمسک و ان شاء طلق»(3) راجع به طلاق فرقی بین دخول و عدم دخول نیست و لذا منظور از طلاق، فسخ است.

روایاتی نیز هست که برای زن در فرض جهل اثبات خیار می کند: مثل روایت ابن مسکان «عن خصی دلس نفسه لامرأه و دخل بها فوجدته خصیا قال یفرق بینهما»(4) و یا روایت قرب الاسناد: «سألته عن خصی دلس نفسه لامرأه ما علیه؟ قال یوجع ظهره و یفرق بینهما و علیه المهر کاملا ان کان دخل بها و ان لم یدخل فعلیه نصف المهر»(5) که با توجه به ذیل روایت روشن می شود که هر چند تفصیل بین دخول و غیر دخول راجع به مهر است ولی کالنص است که بعد از دخول هم خیار هست و چنین نیست که خیار مختص به صورت عدم دخول باشد. بنابراین روایاتی که به طور مطلق می گویند با دخول دیگر خیار نیست تخصیص می خورند.

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه