فرهنگ اصطلاحات وقف صفحه 145

صفحه 145

تعطیل وقف

تعریف

در لغت، هرگاه زنی گردن بند از گردنش باز کند و آن را خالی گذارد گفته می شود: «عطلت المرأه و تعطلت».

گاهی اوقات «عطل» به معنای خالی بودن از چیزی به کار می رود.

«تعطل الرجل»، یعنی: بی کار ماند.

«تعطیل» نیز یعنی خالی و تهی کردن. و «معطل» به زمین موات (بایر) می گویند(1).

در اصطلاح، فقیهان تعطیل را به معنای بی فایده بودن چیزی به کار می برند؛ لذا این که گفته می شود: «تعطل المکان» یعنی به گونه ای شد که دیگر نمی توان از آن استفاده نمود(2).

تعطیل شدن موقوفه عبارت است از حادث شدن امری برای آن که آن را غیر قابل استفاده در جهت مورد نظر وقف نماید. و این امر به دلایلی حاصل می شود:

الف - مسجد موقوفه به سبب خراب شدن اطرافش و بی نیازی از نماز خواندن در آن خراب شود.

ب - فضای مسجد برای نمازگزاردن تنگ شود و امکان توسعه آن وجود نداشته باشد.


1- مختار الصحاح، ذیل مادّه «عطل».
2- شرح منتهی الارادات، ج 2، ص 514؛ المهذب، ج 1، ص 452؛ الخرشی، ج 7، ص 91.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه