فرهنگ اصطلاحات وقف صفحه 359

صفحه 359

وصیت

تعریف

«وصیتُ الشی ء بالشی ء» یعنی: فلان شی ء را به فلان شی ء متصل کردم. «أوصیت الید بمال» یعنی: فلان مال را برای او قرار دادم. «تواصی القوم» یعنی بعضی به بعض دیگر وصیت کردند. اسم این فعل «وصیت» و «وصایت» - به فتح واو و کسر آن - است. «أوصی الیه» یعنی: او را وصی خودش قرار داد(1).

وصیت در استعمال فقیهان بر دو معنا اطلاق می شود.

اول: اسم است برای آنچه که شخص وصیت کننده از مالش برای بعد از مرگش واجب می کند.

دوم: وصیت کننده از کسی بخواهد که بعد از مرگش کاری برای او انجام دهد، مثل پرداخت دیونش یا عروس کردن دخترانش(2).

هر یک از این دو معنا نشان می دهد که وصیت گاهی بخشیدن مال بعد از مرگ است و گاهی این است که شخص وصیت کننده کسی را به جای خودش برای انجام بعضی از کارها پس از مرگش قرار می دهد که به این شخص وصی گفته می شود.


1- المصباح المنیر؛ مختار الصحاح، ذیل مادّه «وصی».
2- البدائع، ج 7، ص 333؛ منح الجلیل، ج 4، ص 643؛ حاشیه القلیوبی، ج 3، ص 156؛ شرح منتهی الارادات، ج 2، ص 538.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه