فرهنگ اصطلاحات وقف صفحه 68

صفحه 68

اضافه

تعریف

از جمله معانی «اضافه» در لغت: ضمیمه کردن یا اسناد دادن یا نسبت دادن چیزی به چیز دیگر می باشد.

اضافه از نظر علمای علم نحو عبارت است از ضمیمه کردن اسمی به اسم دیگر به گونه ای که مفید تعریف یا تخصیص باشد، مثل نماز، هنگامی که به چیزی مخصوص به آن اضافه شود؛ مثلاً گفته می شود: «نماز جمعه»؛ گاهی اوقات نیز اضافه برای نشان دادن ملکیت می باشد. مثلِ «کتاب محمّد» و گاهی اختصاص چیزی به چیز دیگر را نشان می دهد. مثل «حصیر مسجد»(1).

خلاصه حکم فقهی

فقیهان اضافه را به همان معنای لغوی آن به کار می برند.

اضافه کردن حکم می گویند و مقصودشان اضافه کردن حکم به زمان آینده می باشد، و بر آن مترتب می شود احاله آثار تصرف تا زمانی که متصرف مشخص می سازد.

اضافه، گاهی اضافه به وقت است، مثل این که شخصی بگوید: نذر کردم که در سال آینده حج بگزارم. و گاهی اضافه به شخص است، مثل این که انسانی به دیگری بگوید: تو را برای خریدن ماشین وکیل نمودم. یا این که واقف به کسی


1- المصباح المنیر؛ لسان العرب، ذیل مادّه «ضیف».
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه