وقف در فقه اسلامی و نقش آن در شکوفایی اقتصاد اسلامی صفحه 243

صفحه 243

را به عنوان متولّی وقف معرفی می کند.

تقریبا مشابه این تقسیم، تقسیمی است که کبیسی در کتاب خود ذکر کرده است:


1- ولایت اصلیّه، و آن ولایتی است که ناشی از شرط واقف در هنگام وقف نباشد و اصالتا برای متولّی ثابت است ؛ مانند ولایت واقف، ولایت موقوفٌ عَلَیْه، و ولایت قاضی

و حاکم.


2- ولایت فرعیّه، یعنی ولایتی که ناشی از شرط واقف در وقف نامه در هنگام عقد است.(1)

کاشف الغطاء نظارت را به صورت دیگری به دو قسم تقسیم کرده است:


1- نظارت اصلی و شرعی که محلّ آن تنها اوقاف عامّ است؛ مانند مساجد، مدارس و همه وقفهای عمومی، که اگر واقف کسی را معیّن کرده باشد، همان، متولّی است و مجتهد بر کارهایش ناظر است و اگر واقف کسی رانصب نکرده، نظارت برای مجتهد است.(در زمان غیبت).
2- نظارت جعلی یعنی نظارت ناظری که از طرف مالک یا اولیای او و یا از متولّی شرعی تعیین می شود برای نظارت بر وقف عامّ و یا خاصّ.(2)

بنابراین (با قطع نظر از این تقسیمات) یک معنای نظارت، همان ولایت است که مغنیه بیان کرد و معنای دیگر آن، اشراف است که دو معنای اطّلاعی و استصوابی آن گذشت.

ولایت واقف و ...

دیدگاه امامیّه

اشاره

واقف گاه ولایت را برای خودش قرار می دهد، گاه برای دیگری و گاه اصلاً کسی را به عنوان متولّی نصب نمی کند. در این جا همه این موارد به اختصار مورد بررسی قرار می گیرند:


1- احکام وقف در شریعت اسلام: 2/84-90.
2- کشف الغطاء: 177.
1- جعل ولایت از سوی واقف برای خودش
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه