پژوهشی در علوم قرآنی صفحه 48

صفحه 48

1 گاهی قانون به صورت فراگیر اعتبار و ابراز می شود و قانون و ابلاغ آن به نوعی است که هیچ گونه محدودیتی را پذیرا نمی باشد مانند این که مسؤول یک مدیریت به کارگذاران خود ابلاغ می کند که موظف هستید با ارباب رجوع با عدالت رفتار کنیدچنین حکمی هیچ گونه محدودیت نمی پذیرد,تا چه زمانی در مورد چه افرادی در چه شرایطی ,بلکه به صورت مطلق و بدون شرط قانون ابلاغ می شود و پذیرای تغییر نیست . 2 گاهی قانون و شیوه ابلاغ به نوعی فراگیر است در عین حال می توان در آن محدودیت ایجاد نمود مانند این که قاضی دادگاه بگوید:در دادگاه من شهادت دو نفرپذیرفته

است آن گاه ایجاد محدودیت کند که دو نفر در صورتی که عادل باشندشهادشان پذیرفته است که برای حکم اول شرط بیان کرده است و محدود به افراد عادل نموده است در این گونه موارد حکم اول را مطلق دومی را مقید می گویند. 3 شکل دیگری نیز وجود دارد و آن ایجاد محدودیت در مصادیق است ابتداصورت قانون فراگیر ابلاغ می شود آن گاه برخی موارد را جدا می کند مانند این که ابتدا می گوید تمام جوانان پسر هیجده ساله باید به خدمت سربازی بروند آن گاه بگوید تنها فرزند پسر نان آور خانواده که پدر او بیش از شصت سال دارد لازم نیست به سربازی برود این هم تعرض به قانون اول است و قانون اول را محدود کرده است لیکن به صورت اخراج برخی مصادیق که آنها را از شمول قانون منع کرده است در این نوع قانون گذاری به قانون اول عام و به دوم خاص می گویند و همانند شیوه دوم تعرض به قانون اول است . 4 نوع دیگر تعرض به قانون اول وجود دارد و آن این که به طور کلی از قانون اول صرف نظر کند مانند این که ابتدا ابلاغ می کند تمام دختران هجده ساله باید به خدمت سربازی بروند, آن گاه چون می بیند این قانون بر خلاف مصالح اجتماعی و نیز سیاسی ونظامی است به طور کلی لغو می کند, که هیچ یک از دختران لارم نیست به سربازی برونددر این نوع قانون گذاری قانون اول را نسخ کرد که به قانون اول منسوخ و قانون دوم ناسخ گفته می شود بدون

شک شیوه های اول و دوم و سوم در تشریح قوانین الهی وجوددارد سخن در مورد شیوه سوم است آیا این گونه قانون گذاری در دین آسمانی راه داردیا ندارد؟

یهود و امکان نسخ

نسخ یعنی ازاله حکم , از بیان سابق معلوم شد که در کاربرد اصطلاحی هم منظور ازنسخ همین است که حکم بعدی به کلی حکم قبلی را لغو کند برخی مانند یهود به انگیزه سیاسی و مذهبی نسخ را در قانون آسمانی روا نمی دانند,می گویند :نسخ قانون ناشی ازجهل به عاقبت قانون است , اگر قانون گذار به مصالح و مفاسد قانون آگاهی نداشته باشدو قانون تنظیم شده از جانب وی تامین مقاصد را ننماید مجبور به نسخ آن می شود وچون خدای سبحان آگاه و خبیر است در مورد شرایع آسمانی نسخ امکان ندارد این شبهه برای تامین این انگیزه است که شریعت یهود توسط ادیان بعدی مانند مسیحیت واسلام نسخ نشده , بلکه دین جاوید است . از این شبهه می توان پاسخ داد که نسخ تنها ناشی از جهل قانون گذار نمی باشدبلکه گاهی با این که قانون موقت است و در زمان مشخص لغو خواهد شد, به صورت همیشگی اعلام می شود, برای آزمون افراد و یا جهات دیگر آن گاه در موعدمقرر نسخ می شود. بنا براین نسخ با این نوع انگیزها در مورد خدای سبحان نیز روا می باشد و به همین جهت در شرایع آسمانی نسخ رخ می دهد شریعت بعدی شریعت قبلی را نسخ می نماید زیرا آن مقررات تامین کننده مصالح در زمان مشخص بوده اند و یا برخی قوانین آنها نسخ می

شود مانند حکم قبله که ابتدا به جهت بیت المقدس بود و از جانب خدا هم در شریعت اسلام ابقا شده بود:(وما جعلنا القبله التی کنت علیها الا لنعلم من یتبع الرسول ممن ینقلب علی عقبیه )((311)), ((ما آن قبیله ای که به سوی آن بودی روا نداشته بودیم جز برای اینکه پیروان حق و رسول خود را, از هواداران خواهشهای نفسانی تشخیص دهیم )). مفاد این آیه تثبیت قبیله اول یعنی بیت المقدس است این مفاد توسط آیه :(((قد نری تقلبک وجهک فی السمافلنولینک قبله ترضیها فول وجهک شطر المسجد الحرام )((312)). ((ما همواره می بینیم که صورت خود را همواره به سوی آسمان دوخته ای ( مثل این که منتظر حکم تغییر قبله هستی ) اکنون تو را به سمت قبله ای که مورد رضایت باشدجهت می دهیم پس صورت خویش را به طرف مسجد الحرام برگردان )). بنابراین می شود حکم شریعت قبلی حتی بعد از مدتی تثبیت در شریعت بعدی نسخ شود.

اقسام نسخ

در بحث ناسخ و منسوخ برای نسخ اقسامی ذکر شده است که برخی از آنها در قرآن مصداق ندارد در عین حال برای آشنایی اجمالی به آنها اشاره می شود:. الف :نسخ تلاوت با ابقا حکم , که الفاظی به عنوان قرآن بوده اند آن گاه تلاوت آنها نسخ شده و نمی توان آنها را به عنوان قرآن تلاوت نمود لیکن حکم آنها باقی مانده است این گونه نسخ را اهل سنت معتقد هستند و مواردی چون مورد رجم را از این قبیل می پندارند که ابتدا قرآن گفته است :. (الشیخ والشیخه اذا زنیا فارجموهما البته ), ((پیر

مرد بزهکار و پیرزن بزهکار وقتی تن به بزهکاری دادند باید رجم ((سنگسار)) شوند)) اهل سنت این را به عنوان قرآن تلقی نموده اند که تلاوت آن نسخ شده ولی حکمش باقی است ((313)) اما شیعه این گونه عبارت ها را اصولا مجعول و ساختگی می داند نه قرآن هستند و نه روایت و حکم زنای محصنه (( زنای زن و مرد همسردار)) اصولا در قرآن نیمده است بلکه روایات آن رابیان نموده است که سنگسار است . ب : قسم دوم نسخ تلاوت و حکم , که هم تلاوت آن و هم حکم نسخ شده باشدکه باز اهل سنت چنین معتقد هستند عبارتی جز قرآن بوده است لیکن هم حکم آن وهم تلاوتش به عنوان قرآن نسخ شده است شیعه این مسائل را تحریف در قرآن می داندو ساختگی هیچ عبارتی به عنوان قرآن نازل نشده است که در قرآن کنونی وجود نداشته باشد. ج :قسم سوم نسخ در حکم نه در تلاوت که آیه ای با این که جز قرآن بوده وحکمی را بیان نموده است ,آیه دیگر حکم آن را نسخ نموده لیکن هر دو آیه به عنوان قرآن باقی می باشند و هر دو آیه را می توان تلاوت نمود. بحث اصلی در ناسخ و منسوخ همین مورد است که آیا آیاتی این چنینی وجوددارد یا ندارد؟

. مواردی گفته شده است که از این نوع نسخ در قرآن وجود دارد,قبل از پرداختن به آنها اقسام ناسخ را بررسی می نماییم .

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه