اقسام ناسخ
وقتی دلیل حکمی می خواهد دلیل حکم قبلی را نسخ کند,از لحاظ اعتبار یا باید برترباشد و یا حداقل همتراز
آن دلیل حکم باشد اگر دلیلی از لحاظ اعتبار کمتر باشد,نمی تواند دلیل قوی تر را نسخ کند بنابراین خبر واحد خبری که به حد تواتر نرسد و سندو اتصال آن به رسول اللّه (ص )یا ائمه (ع )یقینی نبا شد نمی تواند آیه هاقرآن را نسخ کند گرچه تقیید و تخصیص قرآن با خبر واحد ممکن است . ناسخ قرآن سه چیز می تواند باشد که از آنها به عنوان ناسخ یاد می شود: آیه های خودقرآن , دیگر خبر متواتر که یقینی است سوم حکم و برهان عقل که آن هم یقینی است ,لیکن نه خبر متواتر که ناسخ و معارض قرآن باشد وجود دارد و نه حکم عقل که درک صحیح و یقینی عقل در مقابل قرآن است هیچ حکم قطعی عقل با قرآن ناسازگار نیست قرآن هماهنگ با تمام احکام و مدرکات صحیح عقلی می باشد. اگر مواردی از نسخ تحقق داشته باشد قسم اول یعنی آیه هاقرآن تحقق دارد که آیه ای آیه دیگر را نسخ کند,یعنی منسوخ با این که حکمش از جهت زمان موقت است یا ملاک حکم آن در انجام طبیعی مکلف است نه همه مکلفین در ظاهر به صورت همیشگی ابلاغ می شود,برای آزمودن آمادگی مخاطبان سخن و تشخیص میزان پیروی آنها و یا انگیزه عقلایی دیگر,که از اینها به عنوان حکمت نسخ یاد می شود آیا مواردی از این گونه نسخ در قرآن وجود دارد؟
موارد نسخ
منظوراز نسخ همین نسخ اصطلاحی است , نه نسخ به معنای تخصیص زیرا ازتخصیص نیز در بسیاری از موارد به خصوص در عباراتی که از ابن عباس در تفسیر نقل
می شود,به عنوان نسخ یاد شده است در این که در قرآن چند مورد نسخ وجود دارددیدگاه ها مختلف است ,برخی بیش از دویست مورد را منسوخ می دانند برخی حدودصدوسی مورد را می شمارند و و می توان گفت نسخ اصطلاحی جز در موارد اندک تحقق ندارد که این موارد هم در حقیقت حکم منسوخ از ابتدا به صوردت تا اطلاع ثانوی ابلاغ شده است به ظاهر نسخ اصطلاحی است نه در واقع و حتی در برخی مواردتصریح شده است که این حکم تا اطلاع ثانوی می باشد,مانند:. 1 (والتی یاتین الفاحشه من نسائکم فاستشهدوا علیهن اربعه منکم فان شهدوافامسکوا هن فی البیوت حتی یتوفاهن الموت او یجعل اللّه لهن سبیلا) ((314)) . ((زنانی که دچاربزهکاری می شوند اگر چهار مرد بر فساد آنها شهادت دادند آنها رادر خانه ها حبس کنید تا مرگ آنها فرار رسد و یا خدا راه دیگری برای آنها قرار دهد)). این آیه حکم زن بزهکار را که حبس است بیان می کند اما تا زمانی که حکم وتصمیم دیگری ابلاغ نشده باشد,در حقیقت مدت این حکم تا اطلاع ثانوی است ممکن است آیه دیگر این حکم را در برخی موارد نسخ کند, مانند:. (الزانیه والزانی فاجلدوا کل واحد منهما ماه جلده )((315)), ((زن و مرد بزه کار راصد تازیانه بزنید)). این آیه در خصوص زن بزهکار است که همسر ندارد که حکم حبس را لغو نموده است و سخن از تازیاته دارد در مورد بزهکاران همسردار هم قبلا اشاره شد که روایات حکم سنگسار نمودن را بیان نموده است در هر صورت آن حکم حبس از بین رفته
حکم اطلاع ثانوی ابلاغ شده است که این مورد تحقیقا از موارد نسخ نیست زیرا اولادر آیه منسوخ تا اطلاع ثانوی بود و ثانیا آیه دوم حکم بخشی از مصادیق را بیان کرده است که بزهکاران همسردار می باشد و بخش دیگر را روایات توضیح داده که آیه دوم و روایات در واقع هر کدام تخصیص آیه اول هستند گر چه در روایات تعبیر به نسخ شده است :((عن الصادق (ع ) هی منسوخه والسبیل هی الحدود الجلد والرجم ))((316)),((از امام صادق (ع ) نقل شده است که این آیه منسوخ شده و راهی ک در آن پیش بین شده بود همان حدود, تازیانه و سنگساراست )). 2 مورد دیگر(والذین یتوفون منکم ویذرون ازواجا وصیه لازواجهم متاعا الی الحول غیر اخراج فان خرجن فلا جناح علیکم فی ما فعلن فی انفسهن من معروف واللّه عزیز حکیم )) ((317)) . ((کسانی که رحلت می کنند و همسران خود را باقی می گذارند,وصیت کنند به مقدارمالی که تا یک سال هزینه همسران آنها را تامین کند ,ورثه هم حق ندارند این زنان را ازآن خانه بیرون کنند و اگر آن زنان خواستند به میل خود بروند بر ورثه ایرادی نیست البته زنان اگر خواستند آن منزل را ترک کنند,به قصد ازدواج و باید رعایت شؤون را بنماینددر برخوردها و شرکت در مراسم و مرتب نمودن خویشتن به نوعی عمل کنند که عقل وعرف پسند باشد و خدای سبحان هم ارجمند و حکیم است )). در ذیل آیه از امام صادق (ع )روایت نقل شده است که در بین عرب ها رسم بود برای همسران خودوصیت می کردندیک
سال هزینه آنها را از میراث متوفی تامین کنند ((318)) که مفاد این آیه مبارکه هم همان است آن گاه این حکم به آیه هاعده وفات و آیه هاارث نسخ شده است شد آیه عده وفات یک سال به چهار ماه و ده روز تقلیل یافت :. ( والذین یتوفون منکم ویذرون ازواجا یتربصن بانفسهن اربعه اشهروعشرا ) ((319)) . ((کسانی که رحلت می کنند و همسران خود را باقی می نهند همسران ,چهار ماه و ده روز انتظار بکشند (عده نگه دارند )بعد از آن می توانند ازواج کنند)). و تامین یک سال هم به یک چهارم از میراث مرد اگر مرد صاحب فرزند نباشد و یک هشتم میراث اگر صاحب فرزند باشد تغییر نمود که در سوره نسا آمده است :. (ولهن الربع مما ترکتم ان لم یکن لکم ولد فان کان لکم ولد فلهن الثمن مما ترکتم ) ((320)) , ((برای همسران شما یک چهارم میراث است اگر فرزند داشته باشید واگر فرزند ندارید برای آنها یک هشتم میراث شما می باشد)). حکم آیه اول با این دو آیه نسخ شده است , گر چه تلاوت آن باقی است البته برخی از آیه اللّه خویی ,نقل می کنند که تمایل داشته حکم آیه نسا را به عنوان حکم استحبابی حفظ کند, لیکن چنین فتوایی از ایشان صادر نشده است اگر کسی این احتمال را بپذیرد,آن گاه در این مورد هم نسخ تحقق ندارد,که معروف به آیه امتاع می باشد. 3 مورد دیگر از نسخ آیه نجوا می باشد در عهد رسول اللّه (ص ) عده ای به صورت مکرر سوالات غیر
ضروری را در محضر حضرت به صورت نجوا و در گوشی سخن گفتن مطرح می کردند این کار در اثر این که مرتب تکرار می شد,هم سبب ایذا حضرت بود, و هم وقت حضرت را بی جهت صرف می کرد و رسول اللّه (ص ) به لحاظ اخلاق بلند مرتبه ای که داشت به رو نمی آورد تا این که در این باره به قدری افراط شد که خدای سبحان برای نجوا مقررات تعیین کرد که هر کسی می خواهد نجوا کند,باید ابتداصدقه بدهد:(یاایهاالذین آمنوااذاناجیتم الرسول فقدموا بین یدی نجویکم صدقه ))((321)), ((هر گاه خواستید با پیامبر نجوا کنید ابتدا صدقه بدهید که مقدارآن به یک درهم تعیین شده است )). با نزول این آیه دور حضرت خلوت شد و دیگر کسی نجوا نمی کرد !و تنها علی بن ابی طالب (ع ) بود که بارها صدقه داد و با حضرت نجوا نمود ((322)) . بعد از مدتی که آن جو بر طرف شد حکم وجوب صدقه هم نسخ شد:. (ااشفقتم ان تقدموا بین یدی نجویکم صدقات فاذ لم تفعلوا وتاب اللّه علیکم فاقیمواالصلوه ) ((323)) . ((آیا ترسیدید که قبل از نجوانمودن صدقه هایی بپردازید حال که انجام ندادید خدای سبحان به سوی شما بازگشت می کند و از آن دستور صرف نظر می کند, بروید سایرمسؤولیت ها را که بپا داشتن نماز و پرداخت زکات و پیروی از خدا و رسول است ,انجام دهید و خدای سبحان به آنچه انجام می دهید آگاه است )). این آیه حکم وجوب پرداخت صدقه را برای نجوا نمودن نسخ کرد که اگر کسی خواست نجوا کند
دیگر نیازی به پرداخت صدقه نیست . چند نکته را در مورد آیه باید توجه داشت :. نخست این که دستور پرداخت صدقه برای نجوا تنها دستور صوری که برای انجام کارنباشد و امتحان آمادگی فقط باشد, مانند دستور ذبح اسماعیل بر ابراهیم (ع )نبود,بلکه برای عمل بود گر چه کسی موفق به عمل به آن جز علی بن ابی طالب (ع ) نشد و به اتفاق فریقین تنها کسی که بارها صدقه داد و نجوا کرد علی (ع ) بود آیه با این دستورمؤمن خالص و حقیقی در درجه بالایی از ایمان را با دیگر افراد مدعی ایمان آزمود. دو دیگر اینکه :عمل به این آیه فضیلت بزرگی را بر مولای همه مسلمانان و متقیان ((علی بن ابی طالب (ع ))) اثبات می کند که در موقع مناسب برای برتری ایمان مال می دهدو در موقع مناسب برای ارتقا ایمان آماده است , جان را ایثار کند همان که آیه بیان می کند:(ان اللّه اشتری من المؤمنین انفسهم واموالهم بان لهم الجنه )((324)),((خدا خریدار مال و جان مؤمن در مقابل بهشت است دیگر صحابه رسول اللّه (ص )در مواقع حساس همراه نبودند و فضیلت علی (ع ) را ندارد لذا درباره همین فضیلت ازعلی (ع ) روایت است , من به فضیلتی دست یافتم که نه پیش از من و نه بعد از من کسی موفق به آن نشد ((325)).