پژوهشی در علوم قرآنی صفحه 74

صفحه 74

بود که مثلاما را در مقابل چه مفهومی قرار داده اند از این قرار داد که ناشی از ایجاد انس بین واژه و مفهوم می باشد تعبیر به (( وضع )) می شود و چون قراردادی است نه حقیقی قابل تغییراست اگر فرضا واژه دیگری به جای (( ما )) برای مایع روان در نظر گرفته می شد همان واژه این مفهوم را می رساند.

ج :قواعد سجاوندی و فنون سخن

هر زبانی قواعد نگارشی و ویرایشی خاص خودش را دارد و همان طور که واژگان زبان قرار دادی می باشد,قواعد سجاوندی ( گرامر ) ویرایشی آن نیز امری است قراردادی که بر خواسته از ادبیات آن قوم است با زبان هر قومی سخن گفتن می بایست بارعایت قواعد و فنون آن سخن باشد و یک سخن گو برای روانی ورسایی و آزین بندی سخن خود باید از فنون همان زبان بهره گیرد و ویژگی های زبان را باید رعایت کند.

د : فضای سخن

در سخن گفتن باید فضا یعنی شرایط روحی مکانی و زمانی مخاطب رعایت شود وهمان طور که ویژگی های مخاطبان با سطوح گوناگون متفاوت هستند,فضای سخن نیز به فرا خور تناسب مخاطب متفاوت خواهد بود بدین لحاظ فضاهای گوناگون برای مخاطبان حوزوی ,دانشگاهی ,مردم کوچه و بازار, صنعت گر و کشاورز و صحرانشین ,پدید می آید. یک سخن گوی آگاه و حکیم باید با آگاهی از فضای سخن خویش تناسب و شرایطمخاطب خویش را در نظر بگیرد اگر با مخاطبان در سطح بالا سخن بگوید,فضای معلومات و گفتار گویشی آنها را رعایت کند و چنانچه با مخاطبان نوجوان و خردسال روبرو است , اگر

سطح سخن خود را هم پایین نیاورد, سطح سخن گفتن را باید به فراخوردرک آنها هماهنگ سازد ,. چون به کودک سر و کارت فتاد پس زبان کودکی باید گشاد. که منظور شیوه سخن گفتن است نه سطح سخن , یعنی پیام و مطلب عمیق را با گفتاری ساده و روان طرح کند اگر سخن گو رعایت فضای سخن را نکند مخاطب خویش را ازدست خواهد داد و با او بیگانه خواهد شد بر این اساس رعایت فضای سخن از ویژگی های محاوره می باشد و باز تاب فرهنگ مخاطب نیست اینها چهار ویژگی مهم است که برای زبان هر قوم و ملت می تواند بیان نمود.

قرآن و زبان قوم

این نکته اشاره شد که هر پیامبری بزبان قومش سخن می گوید, به این حقیقت قرآن نیز تصریح دارد که :. (ما ارسلنا من رسول الا بلسان قومه ) برداشتهای متفاوت در بدست آوردن منظورآیه ابراز شده است برخی گفته اند : منظور از زبان قوم همان واژگان گویشی هر قوم است که اگر پیامبر از بین عرب ها مبعوث شده با زبان عربی باید سخن بگوید. برخی دیگر گفته اند : زبان قوم یعنی زبان فطرت و چون فطرت همه انسان ها هم گون است رسول اللّه (ص ) با زبان فطرت که زبان همه انسان هاست سخن می گوید و به همین لحاظ رسالت او فراگیر و جهانی است . دیدگاه سوم معتقد است که زبان قوم یعنی سطح افق فکری مردم پیامبر باید سخن خویش را به نوعی که قابل درک قومش باشد, طرح کند و فراتر از دانش مردم سخن نگوید تا

مخاطب را توان آموختن باشد. دیدگاه چهارم : منظور از زبان قوم افزون از واژگاه گویشی سازگار ی و تاثر ازفرهنگ و آداب و رسوم قوم می باشد که پیامبر برای ایجاد انس و ارتباط با مردم باید به نوعی باورهای آنها را ارج نهد و از آنها بهرگیری نماید. امادیدگاه اول ,گرچه ممکن است صحیح باشد ولی کافی به نظرنمی رسد زیرا زبان قوم افزون بر واژگاه گویشی ویژگی های دیگر را نیز شامل است که شرح آن طرح می گردد. اما دیدگاه دوم نیز مخدوش است , زیرا زبان فطرت در همگان یکسان است و باهمگون بودن فطرت هیچ گونه ویژگی برای زبان قوم هیچ پیامبری تصور نمی شود لذازبان اختصاصی قوم نخواهد بود. دیدگاه سوم نیز با رسالت رشد و تعالی پیامبر ناسازگار است زیرا پیامبران هیچ گاه هم سطح افق دانش مردم سخن نگفته اند پیامبران برای تعالی و بالندگی جامعه بشری برانگیخته شده اند و سخنی برتر از اندیشه های انسانی دارند گر چه اگر منظور از این دیدگاه این باشد که پیامبر سطح سخن گفتن خود را, نه مرتبه پیام خویش را همگون مردم نمایدامری قابل پذیرش خواهد بود و به همین جهت فرموده :. ((انا معاشر الانبیا امرنا ان نتکلم الناس علی قدر عقولهم )) ((493)) ما پیامبران مامورهستیم هم افق درک مردم سخن بگوییم که ممکن است منظور سطح سخن باشد نه سطح پیام گر چه معارف در مرتب عالی بر مردم عرضه نشد ((ماکلم رسول اللّه (ص ) العباد بکنه عقله قط))((494)) پیامبر هرگز با حقیقت و مرتبه بالای عقل خویش با مردم سخن نگفت .

دیدگاه چهارم نیز ممکن است این خدشه را داشته باشد که پیام پیامبر حق وصدق محض است پیامی با این ویژگی ها سازگار با باورهای مردم نمی تواند باشد. دیدگاه پنجم : می توان گفت که منظور از زبان قوم واژگان گویشی با تمام ویژگی های یک زبان است قواعد سجاوندی با فنون فصاحت و بلاغت و رعایت فضای سخن به تناسب ویژگی های مخاطب , از خصوصیات زبان قوم است قرآن که به زبان قوم عرب نازل شده است افزون بر واژگان عرب از تمام قواعد و ترازهای زیبایی در رساندن پیام بصورت روان , رسا و شیوا بهره برده است و از مسائلی که موجب کاستی و نقص درمحتوای پیام می شده پرهیز نموده است ساختار زبان قرآن بگونه ای است که با محتوای حق , صدق بودن قرآن سازگار باشد زبان قرآن زبان بی پیرایه از هر گونه باطل گرایی ,تسامح و سازگاری با باورهای غلط جامعه میباشد بهمین جهت , کتاب حق استوار و به دور از هر گونه ملاحضه کاری است :(بالحق انزلناه وبالحق نزل )((495)), ((قرآن را به حق نازل کردیم و آن هم به حق فرود آمده است )). (انه لقول فصل وما هو بالهذل )((496)), ((آن سخن جدی و استوار و بدور از شوخی است )), در تحلیل زبان قرآن باید ویژگی های اصلی قرآن در نظر باشد تا نا هماهنگ بامحتوای قرآن جلوه نکند.

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه