پژوهشی در علوم قرآنی صفحه 77

صفحه 77

) ((504)) . بگو غیر از خدا را می خوانیم که نه نفعی و نه ضرری به ما می رساند! با این کار که به غیر خدا متوجه شدیم برگشت به عقب نمودیم بعد از آن که خدای سبحان ما را رهنمودفرموده است همانند آن کسی که شیطان ها او را در پرتگاه سقوط پرتاب نموده باشند,در بیابان حیران و سرگردان مانده باشد در این کریمه انسانی که به دنبال بتها و خدایان دروغین میباشد به انسانی که شیطان ها او را گمراه نموده اند و از صراط مستقیم به پرتگاه پرتاب و سرگردان رها نموده اند تشبیه شده است انتخاب مثال فرضی است که امکان تحقق خارجی دارد مثال فرضی واهی و موهم نیست مثالی هم نیست که اکنون عینیت خارجی داشته باشد تا کسی در بیابان به دنبال شیطان بگردد, که در بیابان شیطان کجا بوده است که موجب ره گم کردن کسی شود ؟

! و اصولا مگر راه گم کردن در بیابان به دخالت شیطان است ؟

!آیه می گوید گمراهی ها موجب سرگردانی می شود, همانند انسان سرگردان در بیابان که شیطان وی را از صراط مستقیم به پرتگاه افکنده است سخن ازگمراهی شیطان است نه ره گم کردن گم گشته به دیگر سخن در آیه مشبه و مشبه به گمراهی است انسان گمراه بت پرست به انسان گمراه دیگر تشبیه شده است گرچه اگرره گم کرده نیز باشد دخالت شیطان بعدی ندارد, زیرا در نوع گرفتاری های روزمره انسان دخالت شیطان را نمی توان مردود دانست هنگامی که همراه موسی (ع ) طعام خود رافراموش نمود,دخالت شیطان را مطرح کرد:. (وما

انسانیه الا الشیطان )((505)), ((شیطان باعث فراموشی من شد)). و نیز در مورد ربا خوار سر گردان که در محاسبات اقتصادی و زر اندوزی و افزون طلبی حیران و سرگردان است استقرار و آرامش خویش را از دست داده , تعادل روحی ندارد و همواره در خیال تکاثر است , که مختال و فخور است این چنین کسی همانندشیطان زده متخبط است قرآن تحلیل می کند و می فرماید:. (الذین یاکلون الربا لایقومون الا کما یقوم الذی یتخبطه الشیطان من المس )((506)),((ربا خواران که تعادل روحی خود را از دست داده اند نمی ایستند و قوام ندارند جز مانندکسی که شیطان زده شده است )), این گونه انتخاب مثال نه بازتاب فرهنگ زمانه است نه بی تفاوتی نسبت به واقعیت ها که با کتاب رهنمود سازگار نباشد بلکه انتخاب گونه هایی است اگر فرضی هم باشد امکان تحقق دارد و ملموس روزمره عموم مردم در هر زمان ومکان است در آیه انسان ربا خوار که تعادل اقتصادی را از دست داده به انسان مصاب که در اثر دخالت شیطان دچار صرع شده تشبیه شده است و دخالت شیطان در پیدایش صرع لزوما به صورت مستقیم نیست چه بسا عوامل قریب دیگر در آن دخالت داشته باشد در آیه دخالت شیطان در پیدایش صرع را اشعار دارد به خصوص اگر منظورشیطان جن باشد هیچ بعدی ندارد و باوری نیست که علم در صدد طرد آن باشد زیراعلم تاثیر شیطان جنی را در پیدایش این گونه پدیده ها به صورت غیر مستقیم و حتی مستقیم نفی نمی کند بنابر این گونه مثال ها در قرآن برای تبیین

حقایق ومعارف ,نمی تواند تاثر از فرهنگ زمانه و یا تایید باورهای باطل یک قوم باشد.

2 قسم و نفرین در قرآن

از شیوه های متداوال سخن در بین جوامع ,بهره گیری از قسم و نفرین است درمواردی برای تثبیت مدعا و یا با شکوه جلوه دادن باوری یا چیز دیگر و یا مقدس معرفی نمودن چیزی قسم یاد می کنند هر ملتی حق یا باطل بر اساس اعتقادات و باورهای خویش از این شیوه بهره می گیرد, حتی در یک فرهنگ طاغوتی ظلم و ستم این شیوه کاربرد دارد که ساحران فرعون برای بزرگ جلوه دادن سحر و پیروزی خود و با عظمت طرح نمودن شکوه فرعون به عزت فرعون قسم یاد می کنند:. (وبعزه فرعون انا لنحن الغالبون )((507)), ((قسم به شکوه فرعون که ما پیروزخواهیم بود)), این شیوه زندگی انسان است که از جان و مقدسات باورهای خویش برای نفوذ بیشتر در جان مخاطب از آن بهره می گیرد و این ویژگی اختصاص به زبان خاصی ندارد. قرآن از این اصل بهره وافر برده است برای تثبیت مدعا برای با عظمت نشان دادن مخلوقات و برای تاثیر در روح مخاطب و جلب و برانگیختن جان و عاطفه مخاطب ازقسم به روز با عظمت قیامت , مقدسات ,نوشتار,قلم و ابزار نوشتار ماه و خورشید وستارگان , جان انسان ها, روز و شب و سخن دارد. و نیز از شیوه های محاوره این است که وقتی مخاطب از آرمان های سخنگو سرپیچی می کند و عناد و اصرار می ورزد, سخن گو وی را از خویش طرد می کند و محروم ازعنایات و توجه خود می نماید نفرین و اعلان

انزجار در مرحله پایانی محاوره صورت می گیرد در آن هنگام که سخن گو با بهره گیری از شیوه های گوناگون نتواند مخاطب راجلب کند و مخاطب نسبت به باورهای او عنود و چه بسا چالش گر بوده و مخالف ارزش های او قدم بردارد, در این صورت نوبت به نفرین و اعلان انزجار می رسد, که شیوه متداول تمام جامعه است بخصوص در جبهه گیری های سیاسی شعار نفرین (( مرده باد)) و((زنده باد)) زبان زد همگان است . قرآن نیز از این شیوه بهره گرفته است انسان هایی که در نهایت عناد با حق هستند هیچ گونه روزنه ای برای تابش نور حق باز نمی نهند و نسبت به نور حق اعمی و اصم هستنداعلان انزجار می کند و آنها را مورد لعن و نفرین قرار می دهد که در ضمن عبرت برای آنها هشدار برای دیگران نیز قرار گیرد:. (ان الذین کفروا وماتوا وهم کفار اولئک علیهم لعنه اللّه )((508)), ((آنان که کفرورزیدند و به عناد خود ادامه دادند تا با روحیه کفر مردند از رحمت خدا دور هستند)). (ان الذین یکتمون ما انزلنا اللّه من البینات والهدی من بعد ما بیناه للناس فی الکتاب اولئک یلعنهم اللّه ویلعنهم اللاعنون )((509)), ((آنان که بینات و رهنمودهای آشکار الهی را که آشکار برای مردم بیان کرده ایم کتمان کنند, اینها مورد لعن و نفرین خدای سبحان و همه لعنت کنندگان هستند)). و مانند:(قتل الخراصون )((510)), ((مرگ بر پیروان گمان و معاند حق )). (قتل اصحاب الاخدود)((511)), ((مرگ بر اصحاب کافر اخدود که در اثر کفرمؤمنان را در کوره های آتش سوزاندند. (قتل الانسان

ما اکفره )((512)) ((مرگ بر انسان که تا این حد ناسپاسی و کفرمی ورزد)). این همان مرگ بر اصحاب اخدود و مرگ بر انسان عنود و لجوج در کفر است و حتی در صورت نیاز شخص را با اسم لعن می کند:. (تبت یدا ابی لهب )((513)), ((بریده باد دست ابولهب )). اینها محورها و شیوه های سخن در جامعه بشری است و بهره گیری از آنها متاثر ازفرهنگ جامعه نیست , قسم و نفرین قرآن بازتاب فرهنگ مردم نیست بهره گیری ازشیوه ها برای نفوذ در مخاطب است همان گونه که از شیوه های و فنون فصاحت و بلاغت برای روانی و رسایی بیان خود بهره می گیرد از این شیوه ها نیز کمال بهره را می برد گرچه با قسم نفرین همای مردم این فرق را نیز دارد که قرآن به اشیا با عظمت که تقدس یاشکوه واقعی دارند قسم می خورند نه به چیزهای خیالی مانند عزت فرعون و نیز نفرین بارعایت سایر مراحل سخن در تاثیر گذاری است اگر آن مراحل تاثیر نگذاشت در نهایت مورد نفرین قرار می گیرد.

3 طرح آداب و رسوم

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه