در این نوشتار بایسته های سخن از فرهنگ و آداب و رسوم جداگانه تحلیل شد وآنچه قرآن یا هر سخن گوی آگاه و حکیم ناگزیر از رعایت آن
است , محور اول است نه دوم در این بخش بررسی شد که قرآن برای ایجاد ارتباط و انس با مخاطبان خود, ناگزیراز سخن گفتن با آنان است و همان گونه که در سخن گفتن باید با واژگان گویشی همان زبان سخن بگوید,باید فنون ادبیات ,فضای سخن را نیز رعایت کند رعایت این محورهاتاثر از فرهنگ نیست , بلکه رعایت ترازهای سخن و ویژگی های زبان و ایجاد تناسب بافضای مخاطب می باشد. قرآن در رساندن پیام خویش از تمام فنون به بهترین شیوه بهره برده واز تمام روش هایی که سبب کاستی در زیبایی و یا محتوای سخن می شود, پرهیز نموده است و پذیرش زبان قوم پذیرش کاستی های آن نیست قرآن زیبایی ها و ویژگی های زبان عرب راانتخاب نموده است نه پیرایه ها و نارسایی های آن را.با توجه به جدایی فرهنگ و باورهای قوم از اسلوب و شیوه های سخن آنچه درموضوع زبان قوم , قرآن پذیرفته شیوه های سخن است , نه فرهنگ و باورهای قوم لذاقرآن بازتاب آرزوها, باورها, اندیشه ها و آداب و رسوم قوم خویش حتی دربرخی موارد نیست قرآن پایه گذار معارف قدسی و اصلاح گر رسوم و ناهنجاری بوده وتصحیح گر کژراه های جامعه است . رعایت شیوه های زبان قوم پذیرش تسامح و مبالغه و بی تفاوتی به باورهای غلط قوم نیست قرآن کتاب صدق و حق و قول فصل است و با مبالغه و بی تفاوتی و تسامح سازگار نیست . عجب از برخی عزیزان است که تسامح در کتاب های علمی را نمی پذیرند, آن گاه درکتاب هدایت و رهمود و
صدق خالص تسامح روا می دارند !!قرآن همان گونه که کاستی های ظاهر سخن را پذیرا نیست , محورهایی که به اهداف رهنمودی قرآن ناسازگار است , نیز پذیرا نیست قرآن سخنی ویرایش شده و پالایش شده از هرگونه پیرایه های ساختار سخن و محتوا می باشد. قرآن در طرح آداب و رسوم اصلاح گر کژ راهه ها می باشد هیچ گاه بر اساس باورهای غلط و دانش بی اساس مخاطب خویش سخن نگفته است , که بی تفاوت وبدون نقد از کنار آن عبور کرده باشد قرآن در انتخاب مثال ,در انتخاب گونه و توجه دادن به نعمت های الهی به گونه ای عمل نموده است , که هم مخاطب زمان نزول را همراه داشته باشد و هم پیام ورهنمود خویش را به آیندگان برساند. قرآن در توصیف زندگی آخرت , آرزوها و خواسته های قوم عرب را بر آورده نکرده است بلکه بر اساس خواسته ها و تمایلات عموم مردم سخن گفته است . به همین جهت پذیرش زبان قوم هیچ گونه ناسازگاری با جهانی بودن قرآن ندارد,زیرا در تمام مواردی که به لحاظ رعایت بایسته های سخن قواعد سخن را پذیرفته است ,رهنمود خود را با رعایت این محورها به آیندگان رسانده است و این همان است که عترت (ع ) که سخن گوی قرآن می باشد تحلیل نموده است و زبان قرآن را معرفی کرده است .
عترت (ع ) و زبان قرآن
توضیحات
امام صادق (ع ) قرآن را این چنین معرفی می کند:((یجری کما یجری الشمس والقمر)) ((564)) .
قرآن همانند گردش خورشید و ماه , هر روز تازه و جدید است سخن او هر روزسخن روز
است که اگر خو گرفته از فرهنگ زمانه خویش بود با کهنه شدن فرهنگ زمانه سخن قرآن نیز کهنه می شد. ((عن الباقر (ع ) : ولو ان الایه اذا نزلت فی قوم ثم مات اولئک ماتت الایه لما بقی من القرآن شئ ولیکن القرآن یجری اوله علی آخره ما دامت السموات والارض ولکل قوم آیه یتلوها)) ((565)). ((قرآن و آیه ها آن همواره زنده هستند همانند شب و روز و خورشید و ماه درگردش می باشند اگر قرآن بازتاب فرهنگ زمان نزول خویش بود با سپری شدن آن زمان عمر قرآن نیز به پایان می رسید که همان پی آمد تاثر از فرهنگ است , لیکن پذیرش زبان قوم این نوع پس آمدها را ندارد)) .
زبان دیگر قرآن
آنچه تا کنون گذشت بیان ویژگی های زبان محاوره ای قرآن بود, که قرآن در سخن گفتن با مردم این ویژگی ها را رعایت نموده است و سخنی روان و رسا و مردمی است به گونه ای که هم عالم و دانشور و هم کارگر و سایر سطوح به قدر فهم خود از آن بهره می گیرند و سفره پر نعمت گسترده است , که هر کس به مقدار اشتهای خویش از آن تناول می کند و هیچ انسان سلیم از کنار این سفره بی بهره بر نمی خیزد لیکن قرآن را زبان دیگری است که در پایان این بخش به آن نیز اشاره می شود این زبان با زبان محاوره ای کاملا متفاوت است در زبان محاوره ای شرط بهره گیری درک مفهوم سخن قرآن آشنایی با قواعد محاوره بود اما در فهمیدن زبان دیگر طهارت و