رساله توضیح المسائل مطابق با فتاوای حضرت آیه‌الله العظمی آقای حاج سید محمد حسینی شیرازی (ره) صفحه 28

صفحه 28

مسأله 3226: كساني كه به جهت خويشي ارث ميبرند سه دسته اند: دستهٴ اول: پدر، مادر و فرزندان ميت ميباشند. و با نبودن اولاد، فرزندان اولاد هرچه پايين روند، هركدام كه به ميت نزديكتر است ارث ميبرد و تا يك نفر از اين دسته هست، دسته دوم ارث نميبرد. دستهٴ دوم: جدّ يعني پدر بزرگ، جدّه يعني مادر بزرگ، خواهر و برادر ميباشند و با نبودن برادر و خواهر، اولاد ايشان، هركدام كه به ميت نزديكتراست ارث ميبرد و تا يك نفر از اين دسته هست، دسته سوم ارث نميبرند. دستهٴ سوم: عمو، عمه، دايي، خاله و فرزندان آنان ميباشند و تا يك نفر از عموها، عمه ها، داييها و خاله هاي ميت زنده اند، اولاد آنان ارث نميبرند، ولي اگر ميّت، عموي پدري و پسر عموي پدر و مادري داشته باشد، ارث به پسر عموي پدر و مادري ميرسد و عموي پدري ارث نميبرد. مسأله 3227: اگر عمو، عمه، دايي، خالهٴ خود ميت، اولاد آنان و فرزندان اولاد آنان نباشند، عمو، عمه، دايي و خالهٴ پدر و مادر ميت ارث ميبرند. و اگر اينها نباشند، اولادشان ارث ميبرند و اگر اينها نيز نباشند، عمو، عمه، دايي و خالهٴ جدّ و جدّه ميت ارث ميبرند و اگر اينها نباشند، اولادشان ارث ميبرند. مسأله 3228: زن و شوهر به تفصيلي كه گفته ميشود، از يكديگر ارث ميبرند. ارث دستهٴ اول مسأله 3229: اگر وارث ميت فقط يك نفر از دسته اول باشد، مثلاً پدر، يا مادر، يا يك پسر و يا يك دختر باشد، همهٴ مال ميت به او ميرسد و اگر فقط چند پسر يا چند دختر باشد، مال را سه قسمت ميكنند، دو قسمت به پسر و يك قسمت به دختر ميرسد. و اگر چند پسر و چند دختر باشند، مال را بطوري قسمت ميكنند كه به هر پسري دو برابر دختر برسد. مسأله 3230: اگر وارث ميت، فقط پدر و مادر او باشد، مال سه قسمت ميشود، دو قسمت به پدر و يك قسمت به مادر ميرسد، ولي اگر ميّت دو برادر، يا چهار خواهر و يا يك برادر و دو خواهر داشته باشد كه همهٴ آنان از يك پدر باشند، خواه مادرشان نيز با مادر ميّت يكي باشد يا نه، اگرچه، تا ميّت پدر و مادر دارد اينها ارث نميبرند، اما بر اثر بودن اينها، مادر يك ششم مال را ميبرد و بقيه را به پدر ميدهند. مسأله 3231: اگر وارث ميت، فقط پدر و مادر و يك دختر باشد، چنانچه ميّت دو برادر، يا چهار خواهر يا يك برادر و دو خواهر پدري نداشته باشد، مال را پنج قسمت ميكنند، به پدر و مادر، هركدام يك قسمت و به دختر سه قسمت ميرسد. و اگر دو برادر، يا چهار خواهر و يا يك برادر و دو خواهر پدري داشته باشد، مال را شش قسمت ميكنند، به پدر و مادر هركدام يك قسمت و به دختر سه قسمت ميرسد. و يك قسمت باقيمانده را چهار قسمت ميكنند يك قسمت را به پدر و سه قسمت را به دختر ميدهند، مثلاً اگر مال ميّت را 24 قسمت كنند، پانزده قسمت آن را به دختر و پنج قسمت آن را به پدر و چهار قسمت آن را به مادر ميدهند. مسأله 3232: اگر وارث ميت، فقط پدر و مادر و يك پسر باشد، مال را شش قسمت ميكنند، به پدر و مادر هركدام يك قسمت و به پسر چهار قسمت ميرسد. و اگر چند پسر يا چند دختر باشند، آن چهار قسمت را به طور مساوي بين خودشان قسمت ميكنند و اگر پسر و دختر باشند، آن چهار قسمت را طوري تقسيم ميكنند كه به هر پسر دو برابر دختر برسد. مسأله 3233: اگر وارث ميّت، فقط پدر و يك پسر، يا مادر و يك پسر باشد، مال را شش قسمت ميكنند، يك قسمت آن را به پدر و يا مادر و پنج قسمت را به پسر ميدهند. مسأله 3234: اگر وارث ، پدر يا مادر و پسر و دختر باشد، مال را شش قسمت ميكنند، يك قسمت آن را پدر يا مادر ميبرد و بقيه را طوري قسمت ميكنند كه به هر پسري دو برابر دختر برسد. مسأله 3235: اگر وارث ميت، فقط پدر و يك دختر، يا مادر و يك دختر باشد، مال را چهار قسمت ميكنند، يك قسمت آن را به پدر يا مادر و بقيه را به دختر ميدهند. مسأله 3236: اگر وارث ميت، فقط پدر و چند دختر يا مادر و چند دختر باشد، مال را پنج قسمت ميكنند، يك قسمت به پدر يا مادر ميرسد و چهار قسمت به طور مساوي بين دخترها تقسيم ميشود. مسأله 3237: اگر ميّت اولاد نداشته باشد، نوهٴ پسري او، اگرچه دختر باشد، سهم پسر ميت را ميبرد و نوهٴ دختري او اگرچه پسر باشد، سهم دختر ميّت را ميبرد، مثلاً اگر ميّت يك پسر از دختر خود و يك دختر از پسرش داشته باشد، مال را سه قسمت ميكنند، يك قسمت را به پسر دختر و دو قسمت را به دختر پسر ميدهند. ارث دستهٴ دوم مسأله 3238: دسته دوم از كساني كه به جهت خويشي ارث ميبرند، جدّ يعني پدر بزرگ، جدّه يعني مادر بزرگ، برادر و خواهر ميت ميباشند. و اگر برادر و خواهر نداشته باشد، اولادشان ارث ميبرند. مسأله 3239: اگر وارث ميت، فقط يك برادر يا يك خواهر باشد، همهٴ مال به او ميرسد اگر فقط چند برادر پدر و مادري، يا فقط چند خواهر پدر و مادري باشند، مال به طوري مساوي بين آنان قسمت ميشود. و اگر برادر و خواهر پدر و مادري با هم باشند، به هر برادر دو برابر خواهر ميرسد، مثلاً اگر دو برادر و يك خواهر پدر و مادري دارد، مال را پنج قسمت ميكنند، به هريك از برادرها دو قسمت و به خواهر يك قسمت ميرسد. مسأله 3240: اگر ميّت برادر و خواهر پدر و مادري دارد، برادر و خواهر پدري كه از مادر با ميّت جداست ارث نميبرد و اگر برادر و خواهر پدر و مادري ندارد، چنانچه فقط يك خواهر يا يك برادر پدري داشته باشد، همهٴ مال به او ميرسد و اگر فقط چند برادر يا فقط چند خواهر پدري داشته باشد، مال به طور مساوي بين آنان قسمت ميشود و اگر هم برادر و هم خواهر پدري داشته باشد، به هر برادر دو برابر خواهر ميرسد. مسأله 3241: اگر وارث ميّت، فقط يك خواهر يا يك برادر مادري باشد كه از پدر با ميّت جداست، همهٴ مال به او ميرسد و اگر چند برادر مادري يا چند خواهر مادري يا چند برادر و خواهر مادري باشند، مال به طور مساوي بين آنان تقسيم ميشود. مسأله 3242: اگر ميّت، برادر وخواهر پدر ومادري و برادر و خواهر پدري و يك برادر يا يك خواهر مادري داشته باشد، برادر و خواهر پدري ارث نميبرند و مال را شش قسمت ميكنند، يك قسمت به برادر يا خواهر مادري و بقيه را به برادر وخواهر پدر و مادري ميدهند و به هر برادر دو برابر خواهر ميرسد. مسأله 3243: اگر ميّت، برادر و خواهر پدر و مادري و برادر و خواهر پدري و برادر و خواهر مادري داشته باشد، برادر و خواهر پدري ارث نميبرند. و مال را سه قسمت ميكنند، يك قسمت آن را به برادر و خواهر مادري ميدهند تا مساوي بين خود تقسيم كنند و بقيّه را به برادر و خواهر پدر و مادري ميدهند و به هر برادر دو برابر خواهر ميرسد. مسأله 3244: اگر وارث ميّت، فقط برادر و خواهر پدري و يك برادر مادري يا يك خواهر مادري باشد، مال را شش قسمت ميكنند، يك قسمت به برادر يا خواهر مادري ميرسد و بقيه را به برادر و خواهر پدري ميدهند و به هر برادر دو برابر خواهر ميرسد. مسأله 3245: اگر وارث ميّت، فقط برادر و خواهر پدري و چند برادر و خواهر مادري باشد. مال را سه قسمت ميكنند، يك قسمت بين برادر و خواهر، به طور مساوي تقسيم ميشود و بقيه به برادر و خواهر پدري، به هر برادر دو برابر خواهر ميرسد. مسأله 3246: اگر وارث ميّت، فقط برادر، خواهر و زن او باشد، ارث زن به تفصيلي است كه گفته ميشود وارث خواهر و برادر، همان طوري است كه در مسائل گذشته گفته شد. و نيز اگر زني بميرد و وارث او فقط خواهر، برادر و شوهر او باشد، به شوهر نصف مال ميرسد وارث خواهر و برادر، به طوري كه در مسائل پيش گفته شد ميباشد. و چون زن يا شوهر، ارث ميبرد از سهم برادر و خواهر مادري، چيزي كم نميشود ولي از سهم برادر و خواهر پدر و مادري يا پدري كم ميشود، مثلاً اگر وارث ميّت شوهر، برادر و خواهر مادري و برادر و خواهر پدر و مادري او باشد، نصف مال به شوهر ميرسد و يك قسمت از سه قسمت اصل مال را به برادر و خواهر مادري ميدهند و آنچه باقي ميماند مال برادر و خواهر پدر و مادري است، پس اگر همهٴ مال او شش تومان باشد، سه تومان به شوهر، دو تومان به برادر و خواهر مادري و يك تومان به برادر و خواهر پدر و مادري ميرسد. مسأله 3247: اگر ميّت، خواهر و برادر نداشته باشد، سهم ارث آنان را به اولادشان ميدهند و سهم برادر زاده و خواهر زادهٴ مادري به طور مساوي بين آنان تقسيم ميشود و سهمي كه به برادر زاده و خواهر زادهٴ پدري يا پدر و مادري ميرسد، به هر پسر دو برابر دختر ميرسد. مسأله 3248: اگر وارث ميّت، فقط يك جدّ يا يك جدّه است، چه پدري باشد يا مادري، همهٴ مال به او ميرسد و با بودن جدّ ميّت، پدر جدّ او ارث نميبرد. مسأله 3249: اگر وارث ميّت، فقط جدّ و جدّهٴ پدري باشد، مال سه قسمت ميشود، دو قسمت به جدّ و يك قسمت به جدّه، ميرسد و اگر جدّ و جدّهٴ مادري باشد، مال به طور مساوي بين آنها تقسيم ميشود. مسأله 3250: اگر وارث ميّت، فقط يك جدّ يا جدّهٴ پدري و يك جدّ يا جدّهٴ مادري باشد، مال سه قسمت ميشود، دو قسمت به جدّ يا جدّهٴ پدري و يك قسمت به جدّ يا جدّهٴ مادري ميرسد. مسأله 3251: اگر وارث ميّت، جدّهٴ پدري و جدّه و جدّهٴ مادري باشد، مال سه قسمت ميشود، يك قسمت بين جدّ و جدّهٴ مادري، به طور مساوي تقسيم ميشود و دو قسمت آن را به جدّ وجدّهٴ پدري ميدهند و به جدّ دو برابر جدّه ميرسد. مسأله 3252: اگر وارث ميّت، فقط زن، جدّ و جدهٴ پدري و جدّ و جدهٴ مادري او باشد، ارث زن به تفصيلي است كه گفته ميشود و يك قسمت از سه قسمت اصل مال، به طور مساوي بين جد و جدهٴ مادري تقسيم ميگردد و بقيه را به جد و جدهٴ پدري، ميدهند و به جدّ دو برابر جده ميرسد. و اگر وارث ميّت، شوهر جدّ و جده باشد، به شوهر نصف مال ميرسد و ارث جدّ و جدّه، به دستوري است كه در مسائل گذشته گفته شد. ارث دسته سوّم مسأله 3253: دستهٴ سوم: عمو، عمه، دايي، خاله و اولاد آنان هستند و به تفصيلي كه گفته شد اگر از طبقهٴ اول و دوم كسي نباشد، اينها ارث ميبرند. مسأله 3254: اگر وارث ميت، فقط يك عمو يا يك عمه است، چه با ميّت از يك پدر و مادر باشد و چه پدري يا مادري باشد، همهٴ مال به او ميرسد. و اگر چند عمو يا چند عمه، باشند و همه از يك پدر و مادر، يا همه از يك پدر باشند، مال به طور مساوي بين آنان قسمت ميشود و اگر عمو و عمه هردو باشند و همه از يك پدر و مادر، يا همه از يك پدر باشند، عمو دو برابر عمه ميبرد، مثلاً اگر وارث ميّت دو عمو و يك عمه باشد مال را پنج قسمت ميكنند، يك قسمت را به عمه ميدهند و چهار قسمت، به طور مساوي بين آنان تقسيم ميشود. مسأله 3255: اگر وارث ميت، فقط چند عموي مادري، يا چند عمهٴ مادري و يا عمو و عمهٴ مادري باشد، مال به طور مساوي بين آنان تقسيم ميشود. مسأله 3256: اگر وارث ميّت، عمو و عمه باشد و بعضي از پدر و بعضي از مادر و بعضي از پدر و مادر باشند، عمو و عمهٴ پدري ارث نميبرند، پس اگر ميّت يك عمو يا يك عمهٴ مادري دارد، مال را شش قسمت ميكنند، يك قسمت را به عمو يا عمهٴ مادري و بقيه را به عمو و عمهٴ پدر و مادري، ميدهند و عموي پدر و مادري، دو برابر عمهٴ پدر و مادري ميبرد. و اگر همه عمو و هم عمهٴ مادري دارد، مال را سه قسمت ميكنند، دو قسمت را به عمو و عمهٴ پدر و مادري، ميدهند و به عمو دو برابر عمه ميرسد و يك قسمت را به طور مساوي بين عمو و عمه مادري تقسيم ميكنند. و بنا بر احتياط در تقسيم با يكديگر مصالحه كنند. مسأله 3257: اگر وارث ميّت، فقط يك دايي يا يك خاله باشد، همهٴ مال به او ميرسد و اگر هم دايي و هم خاله باشد و آنها پدر و مادري، يا پدري و يا مادري باشند، مال به طور مساوي بين آنان تقسيم ميشود. و بنا بر احتياط در تقسيم با يكديگر مصالحه كنند. مسأله 3258: اگر وارث ميّت، فقط يك دايي يا يك خالهٴ مادري و دايي و خالهٴ پدر و مادري و دايي و خالهٴ پدري باشد، به دايي و خالهٴ پدري ارث نميرسد و مال را شش قسمت ميكنند، يك قسمت به دايي يا خالهٴ مادري و بقيه به دايي و خالهٴ پدر و مادري، ميرسد و بنا بر احتياط در تقسيم با يكديگر مصالحه كنند. مسأله 3259: اگر وارث ميّت، فقط دايي و خالهٴ پدري، دايي و خالهٴ مادري و دايي و خالهٴ پدر و مادري باشد، دايي و خالهٴ پدري ارث نميبرد و بايد مال را سه قسمت كنند، يك قسمت به طور مساوي بين دايي و خالهٴ مادري تقسيم نمايند و بقيه را به دايي و خالهٴ پدر و مادري بدهند و بنا بر احتياط در تقسيم، با يكديگر مصالحه كنند. مسأله 3260: اگر وارث ميّت، يك دايي يا يك خاله و يك عمو يا يك عمه باشد، مال را سه قسمت ميكنند، يك قسمت را به دايي يا خاله و بقيه را به عمو يا عمه ميدهند. مسأله 3261: اگر وارث ميت، يك دايي يا يك خاله و عمو و عمه باشد، چنانچه عمو و عمه از يك پدر و مادر يا از يك پدر باشند، مال را سه قسمت ميكنند، يك قسمت به دايي يا خاله ميرسد و از بقيه، دو قسمت به عمو و يك قسمت به عمه ميدهند، بنا بر اين اگر مال را سه قسمت كند، به قسمت به دايي يا خاله و چهار قسمت به عمو و دو قسمت به عمّه ميدهند. مسأله 3262: اگر وارث ميّت، يك دايي يا يك خاله و يك عمو يا يك عمهٴ مادري و عمو و عمهٴ پدر و مادري يا پدري باشد، مال را سه قسمت ميكنند، يك قسمت آن را به دايي يا خاله ميدهند و دو قسمت باقيمانده را شش قسمت ميكنند، يك قسمت را به عمو يا عمهٴ مادري و بقيه را به عمو و عمهٴ پدر و مادري يا پدري، ميدهند و به عمو دو برابر عمه ميرسد. بنا بر اين اگر مال را نه قسمت كنند، سه قسمت به دايي يا خاله و يك قسمت به عمو يا عمهٴ مادري و پنج قسمت ديگر را به عمو و عمهٴ پدر و مادري يا پدري ميدهند. مسأله 3263: اگر وارث ميّت، يك دايي يا يك خاله و عمو و عمهٴ مادري و عمو و عمهٴ پدر و مادري يا پدري باشد، مال را سه قسمت ميكنند، يك قسمت به دايي يا خاله ميرسد و دو قسمت باقيمانده را سه سهم ميكنند، يك سهم به طور مساوي بين عمو و عمهٴ مادري، تقسيم ميشود و دو سهم ديگر بين عمو و عمهٴ پدر و مادري يا پدري، قسمت مينمايند و به عمو دو برابر عمه ميرسد، بنا بر اين اگر مال را نه قسمت كنند، سه قسمت آن، سهم خاله يا دايي و دو قسمت، سهم عمو و عمهٴ مادري و چهار قسمت، سهم عمو و عمهٴ پدر و مادري يا پدري ميباشد. مسأله 3264: اگر وارث ميت، چند دايي و چند خاله باشد، كه همه پدر و مادري يا پدري يا مادري باشند و عمو و عمه نيز داشته باشد، مال سه سهم ميشود، دو سهم آن به دستوري كه در مسأله پيش گفته شد، بين عمو و عمه، تقسيم ميشود و يك سهم به طور مساوي بين داييها و خاله ها، قسمت ميگردد. مسأله 3265: اگر وارث ميّت، دايي يا خالهٴ مادري و چند دايي و خالهٴ پدر و مادري يا پدري و عمو و عمه باشد، مال سه سهم ميشود، دو سهم به دستوري كه گفته شد بين عمو و عمه تقسيم ميشود، پس اگر ميّت، يك دايي يا يك خاله مادري دارد، يك سهم ديگر آن را شش قسمت ميكنند، يك قسمت را به دايي يا خالهٴ مادري ميدهند و بقيه را به دايي و خالهٴ پدر و مادري يا پدري ميدهند و بنا بر احتياط در تقسيم آن باهم مصالحه كنند. و اگر چند دايي مادري، يا چند خالهٴ مادري و يا هم دايي مادري و هم خالهٴ مادري دارد، آن يك سهم را سه قسمت ميكنند، يك قسمت، به طور مساوي بين داييها و خاله هاي مادري تقسيم ميشود و بقيه را به دايي و خالهٴ پدر و مادري يا پدري ميدهند و بنا بر احتياط در تقسيم باهم مصالحه نمايند. مسأله 3266: اگر ميّت، عمو، عمه، دايي و خاله نداشته باشد، مقداري كه به عمو و عمه ميرسد، به اولاد آنان و مقداري كه به دايي و خاله ميرسد، به اولاد آنان داده ميشود. مسأله 3267: اگر وارث ميّت، عمو، عمه، دايي و خالهٴ پدر و عمو، عمه، دايي و خالهٴ مادر او باشند، مال سه سهم ميشود، يك سهم به طور مساوي بين عمو، عمه، دايي و خالهٴ مادر ميّت تقسيم ميشود و دو سهم ديگر آن را سه قسمت ميكنند، يك قسمت را به طور مساوي به دايي و خالهٴ پدر ميّت داده و دو قسمت ديگر آن را به عمو و عمهٴ پدر ميّت، ميدهند و به عمو دو برابر عمه ميرسد. ارث زن و شوهر مسأله 3268: اگر زن بميرد و اولاد نداشته باشد، نصف همهٴ مال به شوهر او و بقيه به ورثهٴ ديگر ميرسد. و اگر از آن شوهر يا از شوهر ديگري، فرزند داشته باشد، يك چهارم همهٴ مال به شوهر و بقيه به ورثهٴ ديگر ميرسد. مسأله 3269: اگر مرد بميرد و فرزند نداشته باشد، يك چهارم مال او به زن و بقيه به ورثه ميرسد. و اگر از آن زن يا از زن ديگر، فرزند داشته باشد، يك هشتم مال به زن و بقيه به ورثهٴ ديگر ميرسد. مسأله 3270: زن از زمين و از قيمت آن ارث نميبرد و همچنين از خود متعلّقات به زمين مانند بنا و درخت ارث نميبرد، ولي از قيمت آنها ارث ميبرد. مسأله 3271: اگر زن بخواهد در چيزهايي كه از آن ارث نميبرد، مانند زمين، تصرف كند، بايد از ورثهٴ ديگر اجازه بگيرد و نيز بنا بر احتياط واجب ورثه تا سهم زن را نداده اند، درچيزهايي كه زن از قيمت آنها ارث ميبرد، مانند بنا و درخت، بدون اجازهٴ او تصرف نكنند و چنانچه پيش از دادن سهم زن، آن را بفروشند در صورتي كه زن معامله را اجازه دهد، صحيح وگرنه باطل است. مسأله 3272: اگر بخواهند بنا، درخت و مانند آن را قيمت نمايند، بايد حساب كنند كه اگر بدون اجاره، در زمين بماند تا وقتي از بين برود، چقدر ارزش دارد، سپس سهم زن را از قيمت آن بدهند. مسأله 3273: مجراي آب قنات و مانند آن، حكم زمين دارد. و آجر و چيزهايي كه در آن به كار رفته، در حكم ساختمان است. مسأله 3274: اگر ميت بيش از يك زن داشته باشد، چنانچه فرزند نداشته باشد، يك چهارم مال و اگر اولاد داشته باشد، يك هشتم مال، به شرحي كه گفته شد، به طور مساوي بين زنهاي او تقسيم ميشود، اگرچه شوهر با هيچ يك از آنان يا بعضي از آنان نزديكي نكرده باشد. ولي اگر در مرضي كه به آن مرض از دنيا رفته، زني را عقد كرده و با او نزديكي نكرده است، ان زن از او ارث نميبرد و حق مهر نيز ندارد. مسأله 3275: اگر زن در حال بيماري، شوهر كند و به همان بيماري بميرد، شوهرش اگرچه با او نزديكي نكرده باشد، از او ارث ميبرد. مسأله 3276: اگر زن را به ترتيبي كه در احكام طلاق گفته شد، طلاق رجعي بدهد و در بين عدّه بميرد، شوهر از او ارث ميبرد و نيز اگر شوهر در بين عدهٴ زن بميرد، زن او ارث ميبرد، ولي اگر بعد ازگذشتن عدّهٴ رجعي يا در عدّهٴ طلاق باين، يكي از آنان بميرد، ديگري از او ارث نميبرد. مسأله 3277: اگر شوهر در حال بيماري، همسرش را طلاق دهد و پيش از گذشتن دوازده ماه، بميرد زن با سه شرط از او ارث ميبرد، اول: در بين اين مدت شوهر ديگري نكرده باشد. دوم: به جهت بيميلي به شوهر خود، مالي به او نداده باشد كه او را طلاق دهد، بلكه اگر چيزي نيز به شوهر ندهد، ولي طلاق به تقاضاي زن باشد، ارث بردنش، محل اشكال است. سوم: شوهر در مرضي كه در آن زن را طلاق داده، بر اثر آن بيماري يا به جهت ديگري بميرد، امّا اگر از آن بيماري خوب شود و به جهت ديگري از دنيا برود، زن از او ارث نميبرد. مسأله 3278: لباسي كه مرد براي پوشيدن زن خود گرفته و به زن نبخشيده، اگرچه زن آن را پوشيده باشد، بعد از مردن شوهر، جزو مال شوهر است. مسائل متفرقهٴ ارث مسأله 3279: قرآن، انگشتر، شمشير ميّت و لباسي كه پوشيدهٴ مال پسر بزرگتر است و اگر ميت، از اين چهار چيز بيشتر از يكي دارد، مثلاً دو قرآن يا دو انگشتر دارد، بنا بر احتياط پسر بزرگ در آن با ورثهٴ ديگر مصالحه كند. مسأله 3280: اگر پسر بزرگ ميّت، بيش از يكي باشد، مثلاً از دو زن او در يك وقت، دو پسر به دنيا آمده باشد، بايد لباس، قرآن، انگشتر و شمشير ميّت را به طور مساوي بين آنها تقسيم كنند. مسأله 3281: اگر ميّت بدهي داشته باشد، چنانچه بدهي به اندازهٴ مال او يا زيادتر باشد، بايد چهار چيزي نيز كه مال پسر بزرگتر است و در مسألهٴ پيش گفته شد، بابت بدهي او بدهند. و اگر قرضش كمتر از مال او باشد، بايد از آن چهار چيز نيز به نسبت، بدهي او را بدهند، مثلاً اگر همهٴ دارايي او شصت تومان است وبه مقدار بيست تومان آن، چيزهايي است كه مال پسر بزرگتر است و سي تومان نيز بدهي دارد، پسر بزرگ بايد به مقدار ده تومان از آن چهار چيز بابت بدهي ميّت بدهد. مسأله 3282: مسلمان از كافر ارث ميبرد، ولي كافر اگرچه پدر يا پسر ميّت باشد از مسلمان ارث نميبرد. مسأله 3283: اگر كسي يكي از خويشان خود را، عمدا و به ناحق بكشد، از او ارث نميبرد، ولي اگر از روي خطا باشد، مثلاً سنگ را به هوا بيندازد و اتفاقا به يكي از خويشان او بخورد و او را بكشد، از او ارث ميبرد، ولي بنا بر اقوي از ديهٴ قتل، ارث نميبرد. مسأله 3284: هرگاه بخواهند ارث را تقسيم كنند، براي بچه اي كه در شكم است كه اگر زنده به دنيا بيايد ارث ميبرد، سهم دو پسر را كنار ميگذارند، ولي اگر احتمال بدهند بيشتر است، مثلاً احتمال بدهند كه زن، به سه بچه حامله باشد، سهم سه پسر را كنار ميگذارند و چنانچه مثلاً يك پسر يا يك دختر به دنيا آمد، زيادي را بين ورثه تقسيم ميكنند.

احكام ديه

مسأله 3380: اگر كسي عمدا و به ناحق ديگري را بكشد، وليّ كشته ميتواند قاتل را عفو كند، يا بكشد و يا مقداري كه در مسأله بعد گفته ميشود از او ديه بگيرد، اما در قتل شبيه عمد و در قتلي كه خطا ميباشد، مثلاً بر حيواني تير بيندازد و اشتباها كسي را بكشد، وليّ كشته، حق ندارد قاتل را بكشد، بلكه ميتواند ديه بگيرد. مسأله 3381: ديه اي كه قاتل در قتل عمد ميپردازد، يكي از شش چيز است، اول: صد شتر. دوم: دويست گاو. سوم: دويست حلّه و هر حله دو پارچه اي است كه در يمن ميبافند. چهارم: هزار گوسفند، پنجم: هزار دينار كه هزار مثقال شرعي طلا و هر مثقال هيجده نخود است. ششم: ده هزار درهم نقره و هر درهمي 6/12 نخود نقره سكه دار ميباشد. و بايد ديه را در يك سال بدهد. و چنانچه قبلاً گفته شد، در صورتي قاتل ميتواند ديه بدهد كه با وليّ مقتول به توافق رسيده باشد وگرنه وليّ مقتول در چنين قتلي ميتواند قاتل را بكشد، چنانچه اگر وليّ مقتول ديه را اختيار كند قاتل مجبور نيست قبول كند. مسأله 3382: ديهٴ قتل شبيه عمد، همان شش چيز است، با اين فرق كه شترها بايد چنين باشد: سي و سه (بنت لبون) يعني شتر ماده اي كه دو سال به بالا داشته باشد و سي و سه (حقه) يعني شتري كه سه سال به بالا باشد و سي و چهار (ثنيّه) يعني شتري كه پنج سال به بالا داشته باشد. و بعيد نيست آنچه شتر نام دارد كافي باشد. و اين ديه را در مدت دو سال بايد بپردازد. مسأله 3383: ديهٴ قتل خطاي محض، همان شش چيز است، با اين تفاوت كه شترها بايد چنين باشد: بيست (بت مخاض) يعني شتري كه داخل سال دوم شده و بيست (ابن لبون) يعني شتر نري كه دو سال به بالا داشته باشد و سي (بنت لبون) يعني شتر ماده اي كه دو سال به بالا باشد و سي (حقه) يعني شتري كه سه سال به بالا داشته باشد. و بعيد نيست آنچه شتر ناميده ميشود كافي باشد. و اين ديه را درمدت سه سال بايد بپردازد. مسأله 3384: ديهٴ قتل عمد و ديهٴ شبيه عمد را بايد از مال قاتل بدهند، ولي ديهٴ خطاي محض را بايد (عاقله) يعني كساني كه از طرف پدر و مادر يا فقط پدر به قاتل ميرسند، مانند پدران، فرزندان و مانند آنها بدهند. مسأله 3385: در قتل عمد و شبيه به آن، اختيار با قاتل است و هركدام از شش چيزي كه خود او بدهد، بايد قبول كنند و در قتل خطاي محض، اختيار با (عاقله) است. مسأله 3386: ديهٴ زن نصف ديهٴ مرد است، يعني پنجاه شتر، يا صد گاو، تا آخر. مسأله 3387: ديهٴ خنثي، سه چهارم ديهٴ مرد است يعني هفتاد و پنج شتر، يا يكصد و پنجاه گاو، تا آخر. مسأله 3388: ديهٴ برده، قيمت اوست و در صورتي كه قيمت او بيشتر از ديهٴ آزاد باشد، قاتل بايد همان ديهٴ آزاد را بدهد. و ديهٴ كنيز قيمت اوست، مگر بيشتر از ديهٴ زن آزاد باشد كه در اين صورت، قاتل فقط ديهٴ زن آزاد را بايد بدهد. و در ديهٴ كافر ذمّي خلاف است و بايد طبق نظر حاكم شرع عمل شود و همچنين ديهٴ ديگر كفّاري كه محارب نيستند. مسأله 3389: اگر كسي در يكي از ماههاي حرام يعني: ذيالقعده، ذيالحجه، محرّم و رجب، كسي را بكشد، بايد به مقدار ثلث ديه براي هتك حرمت اين ماهها، اضافه بدهد. مسأله 3390: ديهٴ چند چيز مانند ديهٴ كشتن است كه مقدار آن بيان شد. اول: دو چشم كسي را كور كند، يا چهار پلك چشم او را از بين ببرد. و اگر يك چشم او را كور كند، بايد نصف ديهٴ كشتن را بدهد. دوم: دوگوش كسي را ببرد، يا كاري كند كه هردو گوش او كر شود. و اگر يك گوش او را ببرد يا كر كند، بايد نصف ديهٴ كشتن را بدهد و اگر نرمهٴ گوش او را ببرد، بايد ثلث ديهٴ كشتن را بدهد. سوم: تمام بيني يا نرمهٴ بيني كسي را ببرد. چهارم: زبان كسي را از بيخ ببرد. و اگر مقداري از آن را ببرد بايد به نسبت آن، ديه بدهد، مثلاً اگر نصف زبان را ببرد بايد نصف ديهٴ كشتن را بدهد. پنجم: تمام دندانهاي كسي را از بين ببرد. و ديهٴ هركدام از دوازده دندان جلوي دهان كه شش عدد بالا و شش عدد پايين ميباشد، پنجاه مثقال شرعي طلاست. و هر مثقال شرعي هيجده نخود است. و اگر يكي از شانزده دندان عقب را كه هشت عدد آن بالا و هشت عدد پايين است از بين ببرد، بايد بيست و پنج مثقال شرعي طلا بدهد. ششم: هر دو دست كسي را از بند جدا كند. و اگر يك دست را از بند جدا كند، بايد نصف ديهٴ كشتن را بدهد. هفتم: ده انگشت كسي را ببرد. و ديهٴ هر انگشت، يك دهم ديهٴ كشتن است. هشتم: پشت كسي را طوري بشكند كه ديگر خوب نشود. نهم: هردو پستان زني را ببرد. و اگر يكي از آنها را ببرد، بايد نصف ديه كشتن را بدهد. دوازدهم: طوري به كسي آسيب برساند كه عقل او از بين برود. سيزدهم: به كسي صدمه اي بزند كه ديگر بوي خوب و بد را نفهمد، يا مني از او خارج نشود. و غير از اين مواردي كه گفته شد، موارد ديگري نيز هست كه در (الفقه) بيان نموده ايم. مسأله 3391: اگر اشتباهاً كسي را بكشد، بايد ديهٴ او را بدهد و يك برده آزاد كند و اگر نتواند برده آزاد كند، دو ماه روزه بگيرد و اگر نتواند، شصت فقير را سير كند. و اگر عمدا و بناحق بكشد، در صورت عفو يا گرفتن ديه، بايد دو ماه روزه بگيرد و شصت فقير را سير كند و يك برده آزاد نمايد. مسأله 3392: كسي كه سوار حيوان است، اگر كاري كند كه آن حيوان به شخصي آسيب برساند، ضامن است و اگر ديگري كاري كند كه حيوان به سوار خود يا به شخص ديگري صدمه بزند، ضامن ميباشد. مسأله 3393: اگر انسان كاري كند كه زن حامله سقط كند، چنانچه سقط شده (نطفه) باشد، ديه اش بيست مثقال شرعي طلاست، كه هر مثقال آن هيجده نخود ميباشد. امّا اگر (علقه) يعني خون بسته باشد، چهل مثقال. اگر (مضغه) يعني پارهٴ گوشت باشد، شصت مثقال. اگر استخوان شده باشد، هشتاد مثقال. اگر گوشت آورده، ولي هنوز روح در او دميده نشده، صد مثقال. و اگر روح در او دميده شده، چنانچه پسر باشد، ديهٴ او هزار مثقال. و اگر دختر باشد، ديهٴ او پانصد مثقال شرعي طلاست. مسأله 3394: اگر زن حامله كاري كند كه بچه اش سقط شود، بايد ديهٴ آن را به تفصيلي كه در مسألهٴ پيش گفته شد، به وارث بچه بدهد و به خود زن چيزي از آن نميرسد. مسأله 3395: اگر كسي زن حامله را بكشد، بايد ديهٴ زن و بچه را بدهد. مسأله 3396: اگر پوست سر يا صورت مردي را پاره كند، بايد يك شتر به او بدهد، اگر به گوشت برسد و قدري از آن را هم ببرد، بايد دو شتر بدهد. اگر خيلي از گوشت را پاره كند، بايد سه شتر بدهد. اگر به پردهٴ نازك استخوان برسد، چهار شتر. اگر استخوان نمايان شود، پنج شتر. اگر استخوان بشكند، ده شتر. اگر بعضي از ريزه هاي استخوان از جاي خود بيرون ايد، پانزده شتر و اگر به پردهٴ مغز سر برسد، بايد سي و سه شتر بدهد. مسأله 3397: اگر به صورت كسي سيلي يا چيز ديگر بزند، طوري كه صورت او سرخ شود، بايد يك مثقال و نيم شرعي طلا، كه هر مثقال هيجده نخود است بدهد. اگر كبود شود، سه مثقال. و اگر سياه شود بايد شش مثقال شرعي طلا بدهد، ولي اگر جاي ديگر بدن كسي را بر اثر زدن، سرخ يا كبود يا سياه كند، بايد نصف آنچه را كه گفته شد بدهد. مسأله 3398: اگر به حيوان حلال گوشت كسي زخم بزند، يا چيزي از بدن آن ببرد، بايد تفاوت قيمت سالم و معيوب آن را به مالكش بدهد. مسأله 3399: اگر انسان، سگ شكاري، يا سگي كه خانه را نگهداري ميكند، يا سگ گله و يا سگي كه زراعت را پاسباني ميكند بكشد، بايد قيمت آن را به صاحبش بپردازد. مسأله 3400: اگر حيواني زراعت يا مال كسي را از بين ببرد، چنانچه صاحب حيوان در نگهداري آن كوتاهي كرده باشد، بايد مقداري كه ضرر زده به صاحب مال، يا زراعت بدهد. مسأله 3401: اگر بچه يكي از گناهان كبيره را انجام دهد، وليّ يا معلّم او ميتواند به قدري كه ادب شود و ديه واجب نگردد او را بزند. و تفصيل مسأله را در (الفقه) بيان نموده ايم. مسأله 3402: اگر كسي بچه اي را طوري بزند كه ديه واجب شود، ديه مال طفل است و اگر آن بچه بميرد، بايد به ورثهٴ او بدهد. و چنانچه مثلاً پدر، بچه را به قدري بزند كه بميرد، ديهٴ او را ورثهٴ ديگرش ميبرند و به خود پدر، از ديه چيزي نميرسد.

برخي از واژه هاي شرعي رساله

آب جاري: آبي كه بر زمين جريان دارد، مانند آب چشمه، قنات و رودخانه، به مسأله 31 مراجعه شود.

آب كُر: آبي كه اگر در ظرفي بريزند در مجموع 27 وجب يا بيشتر شود.

آب قليل: آبي كه از كر كمتر باشد و از زمين نجوشد.

آب مضاف: آبي كه از چيزي گرفته شود و يا با چيزي مخلوط گردد.

آب مطلق: آب خالص، كه نه از چيزي گرفته شده و نه با چيزي مخلوط گشته است.

اثنا: وسط، در بين.

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه