ضیافت : فضیلت و آداب میهمانی صفحه 92

صفحه 92

امیر المؤمنین علیه السلام را بیان کردند:

«و لقد ورد علی أمیر المؤمنین أخوان له مؤمنان أبٌ و ابنٌ»؛ امیر المؤمنین علیه السلام دو دوست خوب داشتند که پدر و پسر بودند. آنها یک روز میهمان آن حضرت شدند.

«فقام إلیهما و أکرمهما و أجلسهما فی صدر مجلسه و جلس بین أیدیهما»؛ حضرت وقتی فهمیدند این دو دوست مؤمن آمده اند، با شوق به سمتشان رفتند. آنها را اکرام کردند و در صدر مجلس نشاندند. و خود در برابرشان نشستند. میهمان هدیه خداست. فرستاده خداست. حضرت آن دو را فرستاده خدا می دانند.

«ثم أمر بطعام فأحضر فاکلا منه»؛ آن گاه به غلامشان فرمودند: غذا بیاورید. غذا آوردند و آن دو از آن غذا میل کردند.

«ثم جاء قنبر بطست، و إبریق من خشب ومندیل للیبس»؛ آن گاه قنبر، غلام امیرالمؤمنین علیه السلام یک تشت و یک آفتابه چوبی و حوله ای برای خشک کردن دستهاشان آورد. قبلا برای شستن دست ها بعد از غذا آفتابه و لگن می آوردند.

«و جاء لیصب علی ید الرجل فوئب أمیر المؤمنین علیه السلام و أخذ الإبریق لیصب علی ید الرجل»؛ قنبر آمد که آب به دست آن مرد بریزد که ناگاه امیر المؤمنین علیه السلام جست و آفتابه را از دستش گرفت تا خود آب به دست آن مرد بریزد.

حضرت امیر علیه السلام آفتابه و تشت را از دست قنبر گرفت. امیرالمؤمنین علیه السلام افتخار اولین و آخرین است. بلند می شود تا خودش آب روی دست میهمان

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه